شميم

وب نوشته ايي درباره فرهنگ و ادبيات ، اجتماع و خانواده ، روانشناسي و قرآن

مصاحبه بالینی را چگونه انجام دهیم؟

اولین  جزء مصاحبه ایجاد رابطه است که دارای شش مرحله است:

1-سعی کنید بیمار و خودتان در شرایط راحت و آسوده ­ای قرار بگیرید(نشانه­ ها رابشناسد- به نشانه­ ها واکنش نشان دهد).

2-رنج و ناراحتی بیمار را بیابید و نسبت به ان واکنش شفقت ­آمیزی نشان دهید.

3-بینش بیمار را ارزیابی کنید و سعی کنید همراه بیمار باشید.

4-توانایی و کفایت خود را نشان دهید.

5-نقش هدایت کننده را در مصاحبه اعمال کنید.

6-در محیط درمانی نقش­ ها را متعادل کنید.

1-برای اینکه بیمار و روان شناس هر دو در شرایط راحت و آسوده ­ای قرار بگیرند باید به نکات زیر توجه شود:

  •  نشانه­ ها را بشناسد: نشانه­ ها احساسات بیمار  بدون استفاده از کلمات را نشان می­ دهد. ایجاد رابطه با این نشانه­ ها آغاز می ­شود.

- نشانه­ های مربوط به قلمرو (لوكوموتور): خجالتی و فضول بودن شخص را مشخص می­کند.

- نشانه­ های رفتاری(روانی- حرکتی): بیمار کمرو یا خجالتی فقط به لباسش نگاه می­کند و تماس چشمی ندارد اما آدم فضول برعکس.

- نشانه­ های هیجانی(تظاهرات هیجانی): به صورت ژست ها، تظاهرات چهره ­ای، تماس چشمی و تون صدا بیان می­شود.

- نشانه­ های کلامی(صدا و حالت بیان): وضعیت روانی بوسیله کلمات خاص بیمار مشخص می­شود. سعی کنید از کلمات و استعاره­ های بیمار استفاده کند. تا بیماراحساس کند مشکلات خاص او را فهمیدید. نشانه­ های کلامی همچنین به شما کمک می­کند تا نحوه تفکر و تجربه خودش را دریابید.

  • مطرح کردن مشکلات توسط بیمار به 4 شکل امکان دارد:
  1. دیداری (Visual): (هیچ روزنه امیدی وجود ندارد) (هر چیزی به نظر سرد می­رسد) (هیچ نورامیدی دیده نمی­شود). 
  2. جنبشی: (احساس می­کنم فلج شدم)(دارم خفه می­شوم)(مغزم کار نمی­کند).
  3. شنیداری(Auditory): (همیشه یک وزوزی توی سرم می­پیچد)(انگار همه چیز را از فاصله خیلی دور می­شنوم).
  4.  انتزاعی(Abstoct): (افسرده ­ام)(نمی­توانم تمرکز کنم)(انرژیم از همیشه کمتر)(مضطربم) (احساس گناه می­کنم).
  •  هنگامی که بیمار از زبان دیداری یا جنبشی یا شنیداری یا انتزاعی صحبت می­ کند شما هم ابتدا از همان زبان استفاده کنید. بدین وسیله بیمار از حضور شما احساس راحت تری می­ کند. نشانه­ های بیمار باید باز شود تا بیمار حالت وضعیت ذهنی خود را بیان کند. این کار باعث می­ شود بیمار احساس رهایی را تجربه کند.در این حالت بیمار احساس می­کند شما او را به خوبی درک کردید. و در این وضعیت شما توانسته ­اید رابطه­ ای خوب ایجاد کنید.
  •  به نشانه­ ها واکنش نشان دهید:

- استفاده کردن بیمار از هر کدام از نشانه­ ها(قلمروئی- رفتاری- هیجانی  و کلامی)منقبض، مضطرب، پرخاشگر، سرخوش افسرده و یا ناراحت بودن او را نشان می ­دهد.

*شیوه ­های گوناگون برای پاسخ دادن به نشانه­ ها وجود دارد:

- فضا و زمان به بیمار بدهید تا راحتتر بشود و بتواند بیشتر در مورد خودش توضیح دهد.

- او را به نشانه­ هایش آگاه سازید. اگر توجه بیمار را به نشانه­ ها جلب کنید و درباره معنی آنها بحث کنید می­ توانید از آن به عنوان راهنمایی در جهت رسیدن به تشخیص استفاده کنید.

- به بیمار با مهربانی پاسخ دهید و یا می­ توانید به بیمار واکنش نشان دهید (شما می­ توانید به نشانه  های مربوط به قلمرو با هیجان پاسخ دهید).

- اگر بیمار از شما اجتناب می­کند بایستید و به آهستگی به او نزدیک شوید.

- به بیمار نشان دهید که نگران سلامت او هستید.

- حالتهای دعوت کننده ­ای به خود بگیرید.

- در مورد بیمار مضطربی که با اعضای خانواده به شما مراجعه کرده است از همراهان هم دعوت کنید به بیمار ملحق شوند.

- مرزها و فاصله­ ها باید مشخص باشد.

- در رابطه با نشانه ­های هیجانی، می­توانید با تکان دادن سر، بالا بردن ابروها، لبخند با نگاه کردن به دو دوست، واکنش نشان دهید.یا صدای خود را کمی بالا یا پایین ببرید.

- توجه به حالتهای هیجانی بیمار واکنش نسبت به آن در بیشتر موارد باعث افشای خود بخودی بیمار می­شود.

رنج و ناراحتی بیمار را بیابید- شفقت نشان دهید.

- مشکلات بیمار دو جنبه دارد:

 I. واقعیت­ ها:

واقعیت­ ها می­تواند علائم بیماری باشد. مثل کاهش اشتها، کوتاه شدن تنفس، دردهای بدون علت پزشکی آنها ممکن است عوامل استرس ­زائی مانند مرگ فرزند، مشکلات زناشویی و... باشند.

II. هیجانهای همراه آن:

هیجانها احساساتی هستند که این واقعیت­ها آنها را در بیمار تحریک می­کنند و باعث رنج و ناراحتی وی می­شوند. چنانچه مصاحبه ­گر بتواند علاوه بر واقعیت­ ها، رنج های او را بیرون بکشد و خواهند توانست رابطه را استحکام ببخشد.

یافتن رنج و ناراحتی­ بیمار و نشان دادن شفقت شامل دو بخش است:

(Aارزیابی رنج و ناراحتی بیمار

(B با همدلی واکنش نشان دهید.

(A ارزیابی رنج و ناراحتی بیمار:

- برای ارزیابی رنج و ناراحتی بیمار می­توانید از سوالات زیر استفاده کنید:

- چه چیزی شما را ناراحت می­کند؟

- چه چیزی را تحمل می­کنید؟

- به بیمار کمک کنید ناراحتی و رنج خود را با کلمات بیان کند: این مسئله چه احساسی در شما ایجاد می­کند؟

- به بیمار اجازه دهید راجع به ناراحتی خود آزادانه صحبت کند.

*آوردن عاطفه او به آگاهی اش دوهدف عمده دارد:

(Iبه شما فرصت می دهد تا خلق و عاطفه بیمار را ارزیابی کنید و ماهیت اساسی خلق و عاطفه او را بررسی کنید.

(II به بیمار نشان می­ دهد که شما به احساسات او علاقمندید و این مطلب کمک می­کند تا به یکدیگر نزیدک­تر شوید و رابطه عمیق­ تر می­گردد.

(B با همدلی واکنش نشان دهید:

- هنگامی که بیمار رنج و ناراحتی خود را بیان می­کند، به او بگویید که ناراحتی او را درک کرده ­اید

- نسبت به او همدلی نشان دهید.

- شفقت خود را به بیمار نشان دهید.

- زنان بیشتر از مردان به نگرش همدلانه شخصی اهمیت می­ دهند.

- رفتار مهربانه، شفقت و همدلی تا حد زیادی رابطه را تسهیل می ­کند.

- چنانچه می­ خواهید رابطه خود را با بیمارتان بهبود ببخشید، بر توانایی احساس همدلی و بر بیان خالصانه نگرانی، تمرکز کنید.

3- بینش بیمار را ارزیابی کنید و با بیمار همراه شوید.

- مشکلات را از دیدگاه بیمار نگاه کردن همان بینش او است.

- نگاه کردن به مشکلات از دید بیمار به شما این فرصت را می­دهد تا با هیجان بیمارشریک شوید و همچنین در نگرش شناختی او نسبت به مشکلاتش هم شریک خواهید شد.

*ارزیابی بینش بیمار به دو دلیل ضروری است:

1- وقتی با بیمار مصاحبه می­ کنید به مشکلات او از نقطه نظر خودش نگاه می­ کنید.

2- فاصله بین درجه بینش بیمار و بینش کامل را به عنوان وسیله سنجش آزمون واقعیت بکار می­گیرند.

3- قسمتی از برنامه درمانی این است که تحریف های بیمار اصلاح شده و بتواند بینش کاملی بدست آورد.

4- چنانچه سطح بینش بیمار اشتباه برآورد کنید، رابطه به سرعت از یبن می­رود.

*سطوح بینش

- بینش کامل:

بیماری که علائم روانپزشکی خود را نتیجه یک اختلال می­داند بینش کامل دارد(بیماران نوروتیک).

- بینش نسبی:

بیماران پسیکوتیک، مبتلا به اسیکنروفرنیا، بیماران دو قطبی، یا مبتلا به افسردگی اساسی، اغلب از بیمار بودن خود ناآگاهند، همچنین سوءمصرف کنندگان مواد، که تاثیر بیماری شان را بر خود و محیط­شان انکار می­کند.

- همچنین بیمارانی که متوجه هستند که یک جای کار غلط است ولی آن را به علل بیرونی نسبت می­دهند.

- فقدان بینش: بیمار فاقد بینش کاملاً انکار می­کند که از هر نوع بیماری رنج می­ برد حتی انکار می­ کند که اصلاً دچار هیچ نوع رنجوری است.

- این بیماران به اجبار همراهان به مراکز درمانی مراجعه کرده ­اند و همکاری منفعلانه ­ای دارند.

- با عصبانیت مقاومت می ­کند یا اصلاً  صحبت نمی­ کند.

- وجود مشکلات روانی اجتماعی یا یک اختلال روانپزشکی را نمی­ پذیرد.

- شکایت اصلی وی این است که بدون دلیل به اینجا آورده شده است.

- مکرراً با بیمار از نقطه و دیدگاهش صحبت کنید و همدلی خود را نسبت به آنچه بیمار می‌گوید بیان کنید.

*وجه بیمار گونه فرد را مجزا کنید.

- بعد از اینکه آگاهی یافتید که بیمار، چه چیزی را به عنوان اختلالش فرض می­کند، به وجه مشاهده گر سالم وی متوسل شوید، و کمک­تان را در مقابل او عرضه کنید.

- این را به بیمار منتقل کنید که در چالش علیه دردش در کنار او هستید.

- به این ترتیب، بین سنجش مشاهده ­گر سالم بیمار و بخش سنجش مشوش او جدائی ایجاد کرده­ اید.

- به بیماری که بینش کامل دارد می-توانید ماهیت بیماری را توضیح دهید.

- در بیماری که بینش نسبی دارد، تعیین قسمت سالم مشکل­تر است بنابراین، اساس جمله­ بندی سوالات خود را بر ادراک بیمار بنا گذارده

-  در بیماری که بینش ندارد ناظر سالمی وجود ندارد. بیمارستان را به عنوان محل امن و دارو را به عنوان محافظت پیشنهاد کنید.

  •  اهداف درمانی را مشخص کنید:

با توجه به سطح بینش بیمار، دو هدف را مشخص کنید:

1- هدفی که با بیمار راجع به آن صحبت می ­کنید.

2- هدف درمانی که براساس ماهیت بیماری او مشخص می­ شود که به عنوان یک راز حرفه­ ای نزد خود نگه می­ دارید.

- درمورد بیماری که بینش کامل دارد هر دو هدف یکی هستند.

-در مورد بیماری که بینش نسبی دارد. هر دو هدف وجود دارد. (از آنجا که بینش بیمارجریان آزادی ندارد، چنانچه هدف دوم را بیان کنید عصبانی می­شود پاسخی هم نخواهد داد.)

- درمورد  بیمارانی که بینش نسبی دارند، یکی از اهداف درمانی کوشش در جهت ایجاد بینش کامل و جلوگیری از عود است.

- درمورد بیماری که بینش ندارد، هدف آشکار تجویز و مصرف داروهای نورولپتیک است. و هدف درمانی از بین بردن هذیانهای این بیماران است.

- اظهار مجدد هدف آشکار به بیماری که بینش او در حال رشد است، روند آهسته و پرزحمتی دارد.

- از رویاروکردن بیمار با تفسیرهایی که جنبه تحریک آمیز دارد بپرهیزید.

- به بیمار فرصت دهید بتواند مشکلاتش را ببیند و هدف آشکار و هدف درمانی شما را ترکیب کند.

4-مهارت حرفه­ ای خود را نشان دهید.

- برای برقراری مهارت­ های خود، نیاز دارید به بیمار نشان دهید که صلاحیت اداره مشکل او را دارید.

- برای متقاعد کردن بیمار به اینکه ناراحتی او را فهمیده ­اید باید از سه تفکیک زیر استفاده کنید:

1- او را آگاه کنید تنها فردی نیست که به این ناراحتی مبتلاست و ناراحتی او را در یک دورنمای اجتماعی قرار دهید.

2-به بیمار منتقل کنید که با مشکل او آشنا هستید و در این زمینه معلومات خود را نشان دهید.

3- در مورد شک بیمار نسبت به توانایی و مهارت حرفه­ ای خود صحبت کنید مهارت حرفه ­ای، شما را از اعضای خوش نیت خانواده دوستان و نزدیکان بیمار متفاوت و متمایز می­ کند و بیمار شما را به عنوان یک متخصص حرفه ­ای می­شناسد.

4- او را نسبت به آینده امیدوار کنید.

  • دورنمایی از بیماری به دست دهید:

- در صورتیکه بیمار در مورد بیماری روانی درک اشتباه دارد، آنها را تصحیح کنید.

- بیمار را آگاه کنید که پنهان کردن بیماری­ های روانپزشکی امری رایج است.

- از بیمار بپرسید در مورد بیماری روانی خود چه می­ داند.

- به بیمار اطمینان دهید مردمان زیادی همین مشکلات را داشته و با درمان بهبود یافته ­اند.

*معلومات و اطلاعات خود را نشان دهید:

- با بررسی دقیق و کنکاش علائم ویژه اختلال او، مهارت خود را نشان دهید.

- با مطرح کردن سوالات مرتبط با اختلال ، بیمار متحیر می­ شود تعجب می­ کند با این کار، اعتماد بیمار را بیشتر جلب می­ کنید و بیمار نگرانی ­های پنهان خود را بیشتر بیان می­ کند.

- راه دیگر ابراز مهارت وتخصص ، این است که کنجکاوی بیمار در مورد روان شناسی و بیماری­های روانی که در تلویزیون دیده یا در کتاب ها خوانده را تحریک کنید.

- به سوالات وی به طور مختصر جواب دهید

- درباره وراثت، فرضیه گیرنده ­ها و فرمول بندی­ های روان شناسی با نظریه به سیستم ها توضیحاتی به بیمار بدهید.

- اساس اعتماد بیماران باهوش این است که شما چقدر می­ دانید شما چقدر به آنها اهمیت می­ دهید.

- اگر جواب پاسخی را نمی­ دانید ندانستن خودتان را به راحتی بپذیرد.

  •  به شک و تردیدهای بیمار بپردازید.

- زمانی که به مهارت­ ها و توانایی شما شک کرد بسیار آزاد و راحت صحبت کنید، از سوالات مقابله‌ای استفاده کنید و یا اگر شک و تردیدها عمیق­ ترند از تعبیر و تفسیر استفاده کنید.

  • بیمار را امیدوار کنید.

- به بیمار بگویید در صورت همکاری در ارزیابی­های تشخیصی و درمان چه انتظاری از درمان می­ تواند داشته باشد.

- اکثر بیماران با دانستن تشخیص و نحوه درمان آسوده­ تر خواهند شد تا بدون آن. البته نباید انتظارات غیر واقعی دربیماران ایجاد کرد.

5) نقش هدایتگر را اعمال کنید.

- همدلی از طریق شفقت نسبت به رنج بیمار ایجاد می­ شود.

- مهارت از طریق داشتن اطلاعات، معلومات و مهارت در مورد مشکل بیمار ایجاد می­ شود.

- رهبری و هدایت گری از توانایی مصاحبه گر در برانگیختن و هدایت بیمار ایجاد می­شود.

- تمایل خود را به آسایش و سلامتی بیمار ابراز کنید و بیمار را به تعبیر برانگیزانید.

- تست قطعی برای هدایت گری عبارت از این است که، چنانچه بیمار توضیحات و تعابیر شما را بپذیرد و با دستورات درمانی شما همکاری داشته باشد، مشخص است که نقش هدایت گری شما را پذیرفته است.

- البته کنترل زیاد باعث می­ شود که بیمار زیردست محسوب شود.

- مصاحبه گران سلطه گر توان همدلی ندارند.

- چنانچه بیمار با مقاومت یا اطاعت توام با اضطراب به شما پاسخ می‌دهد، بررسی کنید آیا در رابطه با بیمار بیش از حد تهیه کننده یا متوقع نبوده ­اید.

- همچنین باید آگاه باشید که بیماران بر شما حالت سلطه­ گری نداشته باشد در این مورد باید بیمار را از تلاش هایش در القا نقش سلطه گرایانه به شما آگاه کنید و انتظارات غیرواقعی او رامشخص کنید زیرا واکنش متقابل نسبت به این انتظارات کاذب معمولا به یاس و ناامیدی می ­انجامد.

-بیمار خود بزرگ بین یا شکاک، با بیماری باشخصیت ضد اجتماعی، نقش هدایت گری شما را هیچ می­انگارد و سعی می­کند شما را خلع سلاح کند یا به شما بی­احترامی کند.

6-نقش­ها را متعادل کنید.

-اگر به نقش­ هایی که بیماران از شما انتظار دارند واقف باشید ، بهتر می­توانید قیاس کنید که چگونه به آنچه بیمار از خودش ارائه می­ دهد واکنش نشان دهید.

*نقش­های مصاحبه ­گر

A-شنونده همدل

B-متخصص

C- هدایت گر (اقتدار)

A) شنونده همدل:

-شنونده همدل بیمار را در حالت آسوده و راحتی قرار می­دهد نسبت به رنج­ های وی حساسیت نشان می ­دهد و شفقت خود را ابراز می­ کند.

- باید توجه داشته باشید مرز همدلی رعایت شود مرزها با بیمار از بین نرود.

- هرگاه متوجه شوید بیش از حد همدلی می­ کنید، سعی کنید محدودیت ­هایی را به اجرا بگذارید و نقش یک هدایت گر و راهنما را اعمال کنید و تخصص خود را به مرحله عمل در آورید.

B)متخصص

- فرد متخصص باید آگاه باشد که تخصص به تنهایی کافی نیست بلکه همدلی هم لازم است و امری واجب در کنار تخصص است.

- یک متخصص باید بتواند در یک مصاحبه هم تخصص داشته باشد و هم حالت «دوستانه و همدلی»

C)هدایت گر (اقتدار)

- هدایت گری مصاحبه به معنای سلطه ­گری نیست.

- سلطه­ گری مصاحبه­ گر باعث می­ شود همدلی از بین برود و مصاحبه­ گر فقط به تخصص توجه داشته باشد

- حالت سلطه­ گری مصاحبه ­گر باعث می­شود بیمار مایل به همکاری نباشد.

*نقش­های بیمار

A)حامل یک بیماری

B)رنجور

C)بیماری خیلی مهم(VIP)

A)حامل یک بیماری

- بیمار صرفاً موقتاً خودش را آسیب دیده می­  بیند.

- بیمار بین خود ش و اختلالش فاصله ­ای قائل می­ شود.

- بیمار مشکلاتش را در قرنطینه می­ گذارد تا آرامش او را برهم نزنند.

- خواستار امتیاز ویژه ­ای که فقط کنترل مشکلش بواسطه تخصص و مهارت پزشکی است.

- رابطه با چنین بیمارانی آسان است.

B) رنجور

- نقش متضاد نقش حامل یک بیماری است.

- چنین بیماری می­ گوید به علت درد و دلتنگی­ هایش تحلیل می‌رود.

- او در ناتوانی­ های خود اغراق می ­کند و آنها را مبالغه آمیز جلوه می ­دهد.

- چنین بیماری بیشتر مشتاق و آرزومند همدردی و همدلی و درک شدن آسودگی می­باشد تا توصیه­ های کارشناسانه

- توقعات او اغلب بیش از حد و غیر قابل تحمل است.

- ابراز همدلی شما باعث می­ شود بیمار کنترل خود را مجدداً بدست آورده و حدود خود را بشناسد.

- در افسردگی مزمن و بعضی از اختلالات شخصیت چنین نقشی مشاهده می ­شود.

C)بیمارخیلی مهم(VIP)

- در چنین نقشی بیمار خودش را فردی ممتاز و سزاوار توجه در هر لحظه از روز یا شب می ­داند.

- توقع بهترین درمان را دارد یا در جستجوی بهترین روانپزشک و روان شناس است.

- برقراری ارتباط با چنین بیماری پیچیده است.

- بیماری که (VIP)حقیقی است نیمه شب به شما تلفن می­زند برای اینکه بگوید نمی­تواند بخوابد.

  •  تعامل نقش­ ها

-رابطه وقتی ایجاد می­ شود که مصاحبه­ گر و یبمار نقش­ های متغیرشان را هماهنگ و متعادل نمایند و بر طبق آن عمل کنند.

- اگر شما و بیمار نقش­ های یکدیگر را نفی کنید تعارض ایجاد خواهد شد.

- پدیدار شدن نقش ­ها را به خوبی مدنظر قرار دهید و طبق آن واکنش نشان دهید.

- هنگامی که بیمار به طور کلامی به شما حمله می­کند راهبرد این نیست که نقشی را که بیمار به شما می­دهد در واقع هدفی برای تهاجم او باشید بلکه بهتر است که کنار بکشید و دلایل تهاجم او را ارزیابی کنید.

*وابستگی بیمار به هدایت گری مصاحبه­ گر

- همانند طرد مصاحبه­ گر، نیازهای وابستگی بیمار نیز ممکن است رابطه را محتمل کند.

- در مورد بیماری که به افسردگی مبتلا بوده و دچار تردید است از توصیه وپیشنهاد دادن بپرهیزید و در عوض شنونده همدلی باشید

- برعکس گاهی پذیرش نقش مقتدر اثرات درمانی دارد.

- وقتی بیمار در حال ارزیابی یک تصمیم واقع بینانه است ولی هنوز نسبت به خودش بخاطر افسردگی تردید دارد، حمایت و تشویق شما در اجرای برنامه هایش بسیار سودمندی دارد.

- وقتی بیمار شکایت دارد یا در رابطه با اهدافش دچار  دوسوگرایی یا ابهام شده است نقش شنونده را اتخاذ کنید.

- وقتی بیمار درباره شرایط خود فاقد اطلاعات است و نیاز به اطلاعاتی در مورد بیماری دارد نقش متخصص را ایفا کنید.

- وقتی بیمار تصمیمات منطقی گرفته ولی در انجام آنها درنگ دارد نقش توصیه دهنده را ایفا نمایید.

- از نظر فرد شکاک، مصاحبه­ گر حرفه ای باید یک روش را دنبال کند و از تکنیک هایی استفاده کند که متناسب با خصوصیات شخصیتی او می­ باشد. چنین بحثی متقاعد کننده است ولی منطبق با واقعیات نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر ۱۳۹۴ساعت ۱۹:۶ بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

سی ویژگی انسان عقلانی

یک انسان عقلانی باید…
۱. در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌».
۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.
۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند.
۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد.
۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد.
۶. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند.
۷. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند.
۸. با رعایت حروف اضافه و با ‌‌‌نهایت دقت، «نقل قول» کند.
۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان تغییر را حس کنند.
۱۰. از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند، چه مستقیم چه غیرمستقیم‌ پرهیز کند.
۱۱. برای محیط جنگل که به مه، نم نم باران و رنگ‌های زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد.
۱۲. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد.
۱۳. حدود ۱۰ درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را ‌‌رایگان‌ صرف جامعه کند.
۱۴. در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد.
۱۵. خوشبختی را با راحتی و مصرف‌گرایی مساوی نداند.
۱۶. هر دو سال یک بار، با ارزیابی کار‌ها و رفتارهای خود‌ به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند.
۱۷. با عبارت «من اشتباه کردم» به صلح دائمی برسد.
۱۸. حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف، خود‌پرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام.
۱۹. آنقدر بر قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشدتا نیاز به تایید و تمجید دیگران در خود را، در یک دوره پنج ساله به صفر برساند.
۲۰. از رفتن به تئا‌تر به عنوان منبعی برای رشد و شکوفایی خود استفاده کند، چون تئا‌تر قدرت مند‌ترین نمایش توانایی‌های انسان‌هاست.
۲۱. در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسائل جدی حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند، مشورت کند و با دقت ۹۰ درصدی به نتیجه برسد.
۲۲. با عمل خود به دیگران نشان دهد، تفاوت میان هشت و هشت و یک دقیقه را می‌داند.
۲۳. در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آن‌ها.
۲۴. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل ده ساعت با او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا شود.
۲۵. «ناراحت شدن» از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند.
۲۶. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند.
۲۷. به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و خوداکتشافی نگاه کند.
۲۸. حداقل ۲۰ درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی نماید.
۲۹. در صحبت کردن، یک سوم سؤال کند و دو سوم قضاوت. بعد از پنج سال، پنج ششم سؤال و یک ششم قضاوت.
۳۰. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت ۹:۱۰ قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

باز خواني25 توصيه مقام معظم رهبري به دانشجويان

دانشگاه‌ها به عنوان مراکز اصلی تولید فکر و اندیشه همواره از جایگاه وی‍ژه‌ای در معادلات فرهنگی و اجتماعی برخوردار بوده اند   بنيان گذار نظام  اسلامي فرمودند "دانشگاه مبدأ همة تحولات است اگر دانشگاه را ما سست بگيريم و از دست برود همه چيزمان از دست رفته است."

همچنين  رهبر معظم انقلاب بارها در خصوص دانشگاهها و مراكز آموزش عالي توصيه هاي دلسوزانه اي را مطرح نموده  و تاكيد داشته اند "دانشگاه نظام جمهوري اسلامي ، بايد كساني را تربيت بكند كه تكيه‌ي‌اين نظام ، به آنها باشد"

اين در حالي است كه  دشمنان نظام اسلامي  ، توطئه‌ها و طرح هاي شومی را در قالب برنامه‌های ضد فرهنگی طراحی و با تمام امکانات سعی در بی‌هویت کردن جوانان این مرز و بوم كه سرمايه هاي  اصلي جامعه مي باشند دارند  .

 و آز آنجا كه لبه تيز حمله دشمن در جنگ نرم متوجه جوانان به ويژه دانشجویان است ؛در اين  مجال 25 توصيه رهبر معظم انقلاب اسلامي به دانشجويان (مطرح شده در ديدار رمضان 1391 ) را مورد اشاره قرار مي دهيم .

25 توصيه رهبر معظم انقلاب اسلامي به دانشجويان

1)       نيروي جواني خود را كشف كنيد.

2)       با قرآن و نوشته جات شهيد مطهري و ديگر فضلا، معرفت دينِ تان را بالا ببريد.

3)       شرح صدر سياسي داشته باشيد.

4)       با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشيد.

5)       نظرات خود را به دستگاه ها ارائه كنيد موضع گيري كنيد.

6)       از قول بدون عمل بپرهيزيد.

7)       به دنبال قله هاي علمي باشيد.

8)       نسبت به اوضاع كشور نقد مستمر و منصفانه داشته باشيد.

9)       مراقب نگاه هاي سوسياليستي و ماركسيستي باشيد.

10)  ايده اقتصاد مقاومتي را تبيين كنيد.

11)  با تشكل هاي دانشجويي جهان اسلام ارتباط داشته باشيد.

12)  ايده اقتصاد مقاوتي را تبيين كنيد.

13)  به اوضاع كشور نگاه مستفسرانه داشته باشيد.

14)  اعلام نظر كارشناسي متفاوت با رهبري، مخالفت با رهبري به حساب نيايد.

15)  محيط دانشگاه بايد پاكيزه و معنوي باشد.

16)  كانون هاي تصميم و اقدام تشكيل دهيد.

17)  مراقب رقابت بر سر پست و مقام باشيد.

18)  در مسائل اجتماعي موضع گيري كنيد.

19)  اميد را در خود زنده نگه داريد.

20)  در تصميمات مصلحت ها را در نظر بگيريد.

21)  سقف معرفت خود را سايت ها و روزنامه ها قرار ندهيد.

22)  آرمان گرايي را در دانشگاه زنده نگه داريد.

23)  از تصميمات نسنجيده پرهيز كنيد.

24)  آرمان گرايي را در دانشگاه زنده نگه داريد.

25)  در تصميم گيري ها مطالعه عالمانه داشته باشيد.

                                                                                                                                                                        سهراب محمودي مديركل سياسي و دبير كميسيون دانشجويي استانداري قم مقدسه

 

                                                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۳:۳۸ بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

شيوه هاي فرزند پروري و مهارتهاي زندگي

 

مهارت آموزي: در دوران مدرسه 

     زندگي انسان نيازمند دانش علم فن و مهارت است، براي رسيدن به الگويي مناسب و امروزي خانواده و مدرسه بايد كاركردهاي خود را برروي برخي مهارت ها متمركز كنند خلأ همكاري خانه و مدرسه موجب از هم كسيختگي و نوعي گمگشتگي در ايفاي نقش مي شود اين مهارت ها آنقدر كلان هستند كه اگر در سپهر آموزشي خانواده متعالي و خلاق قرار نگيرد بعد از 12 سال رفت و آمد به خانه و مدرسه برونداد آن يك انسان گيج از نظر مهارت هاي اساسي زندگي خواهد بود اين مهارت ها  مهمتر از آموزش مي باشند.

چه مهارتهايي بايد در خانه و مدرسه هميشه مورد توجه باشند؟!؟

1-  مهارت تصميم گيري: هدف مدارس تسهيل سازي تصميم گيري هاي خرد و كلان در دوره هاي آموزشي است.

2- مهارت حل مسأله: زندگي پر از مسأله است متأسفانه عادت داريم آن را پر از مشكل  ببينيم مسائل در زندگي يا بايد حل شوند يا كنارگذاشته شوند زماني راه حل راحت گاهي سخت است و نيازمند گرفتن همكاري ديگران است يادمان باشد بهترين راه حل ها در حل برخي مسائل كنار گذاشتن آنها و آن زماني است كه ما هيچ دسترسي به ايجاد و راه حل آن نداريم و فقط اذيت مي شويم.

3-   مهارت تفكر خلاق: خلاقيت مهمتر است از دانش، نگاه متفكرانه به مسائل زندگي خلاقيت را شكوفا مي كند و علامت آن تخيل است! و مي توان نتيجه گرفت تخيل مهمتر از دانش اما قوه خيال بستر است نه هدف راه.

4- مهارت هاي تفكر انتقادي: دانش آموز بايد بياموزد هيچ مسأله اي صد در صد درست يا غلط نيست و نگاه نقادانه او نسبت به وقايع علمي استقلال رأي و خودباوري و پرورش خود وجودي ، فرد را به رشد و تعالي مي رساند.

5- مهارت هاي ارتباطي: يكي از مهمترين مهارتها شيوه ارتباط صحيح با انواع موقعيت هاي ابهام آميز زندگي است. نقش خانه و مدرسه بسيار اثرگذار خواهد بود مثلاً نه گفتن جزء مهارت هاي ارتباطي است كه ضرورت دارد نوجوانان قبلاًبا آن آشنا شده باشند، تا مورد سوء استفاده قرار نگيرند.

6- مهارت هاي خودآگاهي: خودآگاهي نتيجه رشد انسان است مي گويند درد زاده خود آگاهي است چرا؟ چون تا پله هاي شعور و شناخت طي نشود انسان مسلط به شرايط فهم و آگاهي نخواهد شد.

7- مهارت هاي همدردي و همدلي: همدلي مهمتر و كامل تر از همدردي است و لذا فرد همدل هم همراه هست هم پشتيبان، حال آن كه فرد همدرد فقط همراه ماست برنامه اي براي ارتقاء ما ندارد. ما نياز داريم به هر دوي اين مهارتها مسلط باشيم.

8- مهارت هاي مقابله با مسائل عاطفي: عاطفه موتور محرك انسان است و انسانيت انسان با عواطفش شناخته مي شود اما بايد دانست عواطف بايد تحت كنترل فرد باشند نه فرد در مديريت عواطف خود باشد.عواطف مانند قايقي هستند كه ما را به تفريح آورده است ما مدير آن هستيم نه سرگشته و متلاطم امواج عاطفه باشيم كه آسيب زا خواهد بود.

9- مهارت هاي مقابله با انواع استرس و اضطراب: شايد اغراق نباشد كه گفته شود استرس ها و اضطراب ها مقسوم عليه همه بيماري هاي رواني بشر هستند.استرس ها و اضطراب ها مصيبت هاي ما هستند منبع اوليه آنها ترس هاي دروني شده مي باشند. كه فرد بايد بياموزد چگونه از كمند آنها خود را نجات دهد.

10- مهارت گره زدن عقلانيت تكنيكي با عقلانيت عاطفي: عقل رسول باطني است و عقل اساس پذيرش دين است و فرد براي معدل گيري در تصميم گيري ها بايد عقلانيت تكنيكي را بر عقلانيت عاطفي مسلط كند تا تصميم متولد شود عقل معاش عقل معاد در نظر عقلانيت تكنيكي خودنمايي مي كنند شايسته است و به جا از عقلانيت تكنيكي و عاطفي استفاده شود و اين يك مهارت است.    

                           

 بيان اين مهارتها ميتواند در قالب كار بردي تري  البته كاربرد آن براي دانشجويان محترم رشته هاي مرتبط ميباشدنيز بيايدكه اشاره ميكنيم:

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

هر كدام از مهارتهاي بالا داراي اجزاي تشكيل دهنده ايست كه عبارتند از:

 خودآگاهی

·          آگاهی از نقاط قوت

·          آگاهی از نقاط ضعف

·          تصویر خود واقع بینانه

·          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

·          توضیح ارزشها

·          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

·          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر

·          ابراز وجود

·          مذاکره

·          امتناع

·          غلبه بر خجالت

·          گوش دادن

 همدلی

·          علاقه داشتن به دیگران

·          تحمل افراد مختلف

·          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر

·          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)

·          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

·          همکاری و مشارکت

·          اعتماد به گروه

·          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب

·          دوستیابی

·          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

·          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق

·          درخواست کمک

·          مصالحه (برای حل تعارض)

·          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

·          تفکر مثبت

·          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )

·          ابراز خود

·          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )

·          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

·          شناخت هیجان های خود و دیگران

·          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار

·          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب

·          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

·          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.

·          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·          تعیین اهداف واقع بینانه

·          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود

·          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

·          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار

·          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها

·          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند

·          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

·          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند

·          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)

·          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·          آرام ماندن در شرایط فشار

·          تنظیم وقت

                                                           سهراب محمودي مشاورخانواده 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۹:۳۱ بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

مردم قم در 19دی نقطه عطفی در تاریخ انقلاب رقم زدند

 
 با قیام خود برگ زرینی بر افتخارات ملت ایران افزودند و نقطه عطفی در تاریخ حرکت‌‌های مردمی ایران به وجود آوردند.

سهراب محمودی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در قم ضمن گرامیداشت دهه بصیرت اظهار کرد: قیام 19 دی‌ماه مردم قم یکی از برگ‌های برجسته تاریخ انقلاب اسلامی است و این روز در تاریخ کشورمان سرآغازی برای یک حرکت اسلامی شد و در جریان این قیام، ماهیت ضدمردمی رژیم شاهنشاهی آشکار شد و امروز ایران هر چه دارد وامدار این روزها و افرادی است که برای پیروزی حکومت «الله» تلاش کردند.

وی با بیان اینکه شهر مقدس قم در تاریخ انقلاب همواره به عنوان پایگاه اصلی و سازمان دهنده قیام و مبارزه علیه نظام ستمشاهی به شمار می‌رفته است، افزود: آغاز مبارزه و شکل‌گیری آن و رهبری مردم توسط امام خمینی (ره) در این شهر صورت گرفت و پس از قیام خونین 15 خرداد نام قم به عنوان مرکز اصلی و هدایت کننده مبارزات بر سر زبان‌ها افتاد و در پی انتشار مقاله توهین‌آمیز به امام و مرجعیت که به دستور مستقیم شاه صورت گرفت مردم قم در 19 دی‌ماه با قیام خود برگ زرینی بر افتخارات ملت ایران افزودند و نقطه عطفی در تاریخ حرکت‌‌های مردمی ایران به وجود آوردند و این قیام موجب گسترش و همگانی شدن مبارزات شده و در واقع به قیامی حرکت‌ساز تبدیل شد.

مدیرکل سیاسی استاندار قم افزود: ثمره این قیام‌‌ها که بر پایه بصیرت و آگاهی رهبران و توده‌های مردم شکل گرفت این است که امروز انقلاب عظیم الهی مردم ایران در حال نورافشانی است و به چراغ پرفروغی برای جویندگان راه حق و حقیقت تبدیل شده است.

وی ادامه داد: پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد که هم در ساختار و هم در کارکرد نظام بین‌الملل، تغییر و تحولات اساسی رخ دهد؛ در ساختار نظام بین‌الملل با توجه به حاکم بودن نظام 2 قطبی در آن زمان، ایجاد جبهه‌ای جدید که متکی به غرب و شرق نبود، سبب خیزش دوباره جنبش عدم تعهد و ملت‌های مستقل شد، تا جایی که آن‌ها توانستند در عرصه روابط بین‌الملل نقش‌آفرین شوند و در این میان کشورهای اسلامی نیز با اتکای به هویت تمدنی خود توانستند تاثیر قابل توجهی بر تحولات بگذارند.

محمودی عنوان کرد: انقلاب اسلامی، اسلام را به عنوان دینی جامع و متناسب با شرایط روز و دارای ایدئولوژی سیاسی عرضه و چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) را ارائه کرد و توانست آرمان‌های خود را به جهانیان عرضه کند و به عنوان مرکز ثقل جهان اسلام، در گفتمان‏سازی، نظریه‏پردازی و ارائه اندیشه انقلابی توفیقات زیادی به دست آورد.

وی تصریح کرد: آرمان‌های استکبار و استبدادستیزانه، معنویت‌گرایانه و عدالت‌خواهانه انقلاب اسلامی ایران، الهام‌بخش بیداری اسلامی در جهان اسلام شده و توانسته است راهگشای ملت‌های مسلمان منطقه در مسیر مبارزات برای حفظ کرامت و احیای هویت اسلامی خود باشد و بازسازی تمدن اسلامی را با تکیه بر خودباوری فرهنگی و پرچمداری انقلاب فرهنگی جهانی به ارمغان آورد.

مدیرکل سیاسی استاندار قم تصریح کرد: این وضعیت به وضوح قدرت‌های بزرگ و مدعی سلطه بر جهان و همچنین حاکمان مزدور برخی از کشورهای منطقه را به وحشت انداخته است به طوری که تمام امکانات خود را بسیج کرده‌اند تا از تکمیل فرایند معادله جدید قدرت در منطقه با مدیریت «اسلام سیاسی» تحت نفوذ و هدایتگری ایران جلوگیری به عمل آورند اما ملت شریف ایران با تکیه بر آرمان‌ها و آموزه‌های دینی خود این مسیر را عزتمندانه ادامه خواهد داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۲۰:۴۵ بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

مطالب قدیمی‌تر