X
تبلیغات
شميم - قرآن

شميم

وب نوشته ايي درباره فرهنگ و ادبيات ، اجتماع و خانواده ، روانشناسي و قرآن

شیخ القراء ایران محمد علی اوحدی درگذشت

زندگینامه: محمدعلی اوحدی (1315 - 1391)

محمدعلی اوحدی از بنیانگذاران هنر تلاوت قرآن کریم در سال 1315 در شهر مقدس کربلا دیده به جهان گشود.

وی فرزند شیخ علی خراسانی است و شیخ نماینده آیت‌الله میرزا محمدحسین اصفهانی و آیت‌الله بروجردی در استان خراسان بوده است.

اوحدی آموزش روخوانی و روان‌خوانی قرآن را در حدود 11 سالگی نزد استاد شیخ عبدالرحمن دروی گذراند سپس در محضر استادانی چون عبدالفتاح شعشاعی و ابوالعینین شعیشع در کربلا به ویژه استاد شعشاعی به تلمذ پرداخت.

در زمانی که وی به همراه خانواده در کشور عراق زندگی می‌کرد صدای دو تن از اساتید مصری به نام‌های «عبدالفتاح شعشاعی» و «ابوالعینین شعیشع» باعث شد تا او شیفته قرآن کریم شود.

این قاری برجسته قرآن کریم سال 1354 حدود 6 ماه در کشور مصر نزد اساتیدی چون؛ «مصطفی اسماعیل»، «محمدصدیق منشاوی»، «شحات محمدانور»، «ابوالعینین شعیشع»، «عبدالباسط محمد عبدالصمد»، «بدر حسین» و «محمد طوخی»تعلیم دید و تلاوت‌های زیادی نزد این اساتید اجرا کرد.

وی پس از سال‌ها اقامت در کشور عراق در اثر تغییر قطب مرجعیت شیعه و حضور حضرت آیت الله بروجردی در شهر مقدس قم تصمیم به بازگشت به وطن گرفت و پس از اندک مدتی اقامت در شهر مقدس قم به شهر مقدس مشهد رفت و در آنجا اقامت گزید.

محمدعلی اوحدی از داوران و اساتید برجسته تلاوت قرآن کریم و جزو نخستین بانیان رواج سبک تلاوت‌های مصری در ایران بود.
وی که پدر شهید و خادم بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) نیز بوده است، در طول عمر خود شاگردان بسیاری را تربیت کرده و تعداد زیادی از قاریان ممتاز کشور از شاگردان وی به شمار می‌آیند.

مرحوم اوحدی سفرهای متعدد تبلیغی - ترویجی را به اقصی نقاط جهان در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین داشت.

او در سال‌های آغازین جنگ تحمیلی دو تن از فرزندان خود را راهی جنگ حق علیه باطل کرد و سرانجام یکی از آنها به مقام رفیع شهادت نائل و دیگری هم جانباز شد.

مرحوم اوحدی از همان زمان به پیشنهاد مقام معظم رهبری مأمور شد تا به همراه جمعی از قاریان مشهد به شهرهای مختلف کشور سفر کند و به اجرای قرائت قرآن بپردازد؛ وی فعالیت‌های قرآنی زیادی در پرونده خود ثبت کرد که برگزاری جلسات آموزش قرآن یکی از فعالیت‌های مستمر او بود.

یکی از توصیه‌ها و تاکیدات استاد مرحوم محمد علی اوحدی به قاریان جوان، احترام گذاشتن به بزرگسالان، پیشکسوتان و اساتید قرآنی و همچنین مطالعه زیاد در زمینه‌های قرآنی و خواندن کتاب های مرتبط با هنر تلاوت بود.

در چهاردهمین همایش تجلیل از خادمان قرآنی کشور در سال 1388 از محمدعلی اوحدی به عنوان خادم برگزیده قرآن تجلیل شد.

محمدعلی اوحدی اواخر دی سال 1391 در حدود ۸۰ سالگی به علت بیماری درگذشت و به فرزند شهیدش پیوست.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي!

سلام
مخاطبان عزيز
برا امشب كه شب قدر هست يكي از شاهكارهاي تلاوت مرحوم محمد الليثي  كه آيات دعايي از سوره آل عمران هست و چند تلاوت برگزيده ديگر رو تقديم همه شما عزيزان ميكنم و ملتمس دعاي سحرگاهي تان هستم.
با تشكر سهراب محمودي
منبع= سايت تبيان  
سوره «آل عمران»
سوره «آل عمران»
 
 
 
تلاوت مجلسی «سوره آل عمران» آيات 189 تا 195 با صدای استاد «محمد اللیثی»(17:41)
2.03 MB
تعداد نظر :
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

هشت نگاه تیز بین دائم مارا رصد میکنند!

هشت دوربین که پیوسته در حال فیلم برداری از ما هستند!

تا میفهمیم دوربین روی ماست سریع خودمونو جمع و جور میکنیم و یه ژست خوب میگیریم...
حالا اگه بدونی ۸ تا دوربین مدام فیلم رفتارتو ضبط میکنن و واسه همیشه نگه میدارن چه جور ژستی میگیری که بعد که فیلمو دیدی خجالت نکشی و پشیمون نشی...؟؟

اولین دوربین
آیه ی چهارده سوره ی علق : آیا نمی دانند که خدا آنها را نگاه می کند .
{عالم محضر خدا است در محضر خدا معصیت نکنید }

دوربین دوم
دوربین دوم ، دوربین پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است .
آیه ی چهل و پنج سوره ی احزاب : ای پیغمبر ما تو را در امت گذاشته ایم ، هم شاهد هستی و هم آنها را می بینی { هرکاری بکنند آنها را می بینی}
لذا می گویند هفته ای دو بار نامه ی اعمال من و شما به دست رسول الله می رسد .
بنا بر روایتی صبح دو شنبه و عصر پنج شنبه .

سومین دوربین
دوربین سوم امامان معصومین علیهم السلام هستند .
آیه ی صدو پنج سوره ی توبه .
که در هر سه دوربین یک و دو و سه را در این آیه جمع کرده است . پیغمبر به مردم بگو هر کاری می خواهید بکنید ،بکنید . اما اعمال شما را خدا می بیند ، پیغمبر می بیند و امامان نیز می بینند.

چهارمین دوربین
دوربین چهارم شهدا هستند .
آیه ی صدو پنجاه و چهار سوره ی بقره است :
و لاتقولوا لِمن یُقتلُ فی سَبیلِ الهِ امواتا بَل احیاءٌ ولکِن لا تَشعُرون .
یک عزیزی می گفت که یک شب حاج ابراهیم همت را خواب دیدم . با موتور به دنبال من آمده بود، مانند همان زمان جنگ . گفت بیا برویم یک نفر در حال غرق شدن است می خواهم او را نجات دهم . سوار شدم دیدم در خیابان های تهران ، به صورتی حرکت می کند که تابلوی خیابان ها را ببینم . در یک خانه من را پیاده کرد از خواب بیدار شدم . این خواب تعبیر نمی خواست و واضح بود . بلند شدم و به همان آدرس رفتم چرا که پیام داشت . به همان آدرس، در همان خانه رسیدم در زدم . یک جوانی بیرون آمد . او به من نگاه کرد و من به او نگاه کردم چرا که یکدیگر را نمی شناختیم . به او گفتم شما با شهید همت کاری داشتید ؟ شروع به گریه کرد . گفت من می خواستم خودکشی کنم به بن بست رسیده بودم . عکس شهید همت را در خیابان دیدم . به عکس او گفتم اگر راست گفته اند که تو زنده هستی، صدای من را می شنوی و من را می بینی ، یک نفر را بفرست بیاید من را نجات دهد . در خواب می آید ، یک نفر استاد و کارشناس را بر می دارد و می گوید : برو این آدم در حال غرق شدن است .
از این مدل دوربین فقط دویست و سی هزار در کشور ایران نصب است .

پنجمین نوع دوربین
دوربین پنجم ملائک مقرب خدا است .
آیه ی هیجده سوره ی قاف .
از شما حرکتی سر نمی زند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند .
یکی مأمور نوشتن خوبی ها و یکی مأمور نوشتن بدی ها است .
فقط یک تفاوتی با هم دارند . این یکی اگر نیت خوبی هم بکنیم یادداشت می کند . آن یکی نیت بدی کنیم یادداشت نمی کند .
بدی را انجام بدهیم هم یادداشت نمی کند .
در بعضی از روایات می گویند اگر تا هفت ساعت از گناه من بگذرد و توبه کنم اصلاً یادداشت نمی کند .
خیلی اوقات ما این هفت ساعت را فراموش می کنیم . رحمت خدا از غضب او بیشتر است

دوربین ششم
دوربین ششم زمین است .
آیه ی چهار سوره ی زلزال .
روز قیامت همین زمینی که ما روی آن نشسته ایم می آید و خبرهای خود را می دهد .
خدایا من فیلم برداری کردم . این افراد در این مکان نماز خواندند .
در این مکان اشک ریختند . این آقا و این خانم در این مکان دست یک بینوا را گرفت .
این آقا وقتی در این مکان این کار را انجام می داد نیت قشنگی داشت .
خدای ناکرده زمین شهادت می دهد که این آقا ، این خانم و این فرد در این مکان گناه کرد .
خدایا من ثبت کردم و هیچ چیزی را هم فراموش نکردم . این دوربین ها فقط به اذن خدا حرف می زنند .

دوربین هفتم
دوربین هفتم زمان است .
آیه اول سوره ی بروج .
روایات صریح از وجود امیرالمومنین علی (علیه السلام) داریم که شب جمعه اعمال شما را فیلم برداری می کنند .
شب و روز عرفه اعمال شما را فیلم برداری می کنند .
ایام هم موجود زنده هستند . لذا امیراا لمومنین وقتی بیدار می شوند می گویند :
سلام می کنم به تو ای روزی که نه قبلاً بوده ای و نه بعداً می آیی ، تو یک موجود مستقل هستی .

هشتمین نوع دوربین
دوربین هشتم که از همه تکان دهنده تر است اعضاء و جوارح ما است .
آیه ی بیست و یک سوره ی فصلة. روز قیامت اینها می خواهند شهادت بدهند .
پوست دست من علیه من شهادت می دهد . این دست با همین پوست بر سر یک یتیم زد .
می گویند ما مأمور مخفی خدا بودیم . خدا امروز به من گفته که به حرف بیا .
اخدا بلد است که دست را به حرف بیاورد . خدا چاقوی دردست ابراهیم را به حرف آورد .     سهراب محمودي
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

آيه الكرسي

فضیلت ؛ اهمیت ؛ ثواب و آثار آیه الکرسی 

  آیه الکرسی نوری از آسمان است . 
  آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است . 
  آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است . 
  آیه الکرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است . 
 ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود . 
  با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت . 
 برای رفع فقر آیه الکرسی موثر است و کمک الهی از غیب می رسد . 
  همه چیز در آیه الکرسی است یعنی کرسی گنجایش آسمانها و زمین را دارد  . 
  در تنهایی آیه الکرسی بخوانی باعث رفع ترس می شود و از سوی خدا کمک می رسد . 
 آیه الکرسی رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهای ایام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید . 
 هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا با عث می شود خداوند فرشته ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی . 
 هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید آن درد بر طرف می شود و از آن عافیت می طلبید . 
 پیامبر اسلام (ص) : در خانه ای که آیه الکرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمی شود . 
 آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح یکتا پرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الکرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می شناساند . 
 وقت غروب 41 بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت روا می شوی 0 ( 41 بار تا علی العظیم بخوان یعنی یک آیه ) مجرب است 0 و برای رفع هم و غم ؛ شفای مریض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه الکرسی را مدام بخوانید . 
اگر مومن آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملکی را بر او مقرر می کند که برایش تسبیح کند . 
 آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است . 
از پیامبر نقل نموده اند که : این آیه عظیم تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است . 
چند چیز حافظه را زیاد می کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است . 
 با خواندن آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی . 
 هر صبح آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی . 
 آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است . 
 آیه الکرسی عظیم ترین آیه در قرآن است . 
 برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان . 
 آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است . 
 آیه الکرسی سید سوره بقره است .
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

نكات قرآني رهبر فرزانه انقلاب در ديدار متسابقين قرآني سال 91 مشهد الرضا عليه السلام

 

نکاتی از بیانات امام خامنه ای در دیدار شركت‌كنندگان در مسابقات بین‌المللى قرآن كریم

قرائت زیبا، مقدمه‌ای برای تدبر در قرآن

در دوران جمهورى اسلامى و حاكمیت اسلام، یكى از برنامه‌هاى اصلى براى مسئولین كشور، ترویج قرآن است؛ تلاوت قرآن، انس با قرآن، فهم قرآن، حفظ قرآن، جزو برنامه‌هاست؛ كه خب، یكى از مظاهر آن هم همین مسابقات بین‌المللى است. لیكن تلاوت قرآن و قرائت زیباى آیات الهى، مقدمه است براى تدبر در قرآن. ما نمیخواهیم خودمان را مشغول كنیم، سرگرم كنیم به تلاوت و به قرائت قرآن و الحان قرآنى، به عنوان یك موضوع اصلى؛ این مقدمه است، این طریق است. تلاوت قرآن با صوت خوش موجب میشود كه دل انسان نرم شود، خشوع پیدا كند، آماده بشود براى فهم معارف قرآنى و آیات قرآنى؛ ما به این احتیاج داریم.

1- تلاوت قرآن و قرائت زیباى آیات الهى، مقدمه است براى تدبر در قرآن (نه موضوع اصلی)
2- تلاوت قرآن با صوت خوش موجب نرمی دل و آمادگی براى فهم معارف قرآنى می شود.
3- امروز دنیاى اسلام احتیاج دارد به درس استقامت، ایستادگى، حیات طیبه و عزت اسلامى كه قرآن به ملتها داده است.
4- قرآن به ما آموخته است كه اگر شما صبر و ایستادگى كنید، جا و جهت خودتان را تغییر ندهید، شما پیروزید. اگر ملتهای مسلمان این را باور كردند، بر پیچیده‌ترین تجهیزات نظامى و اطلاعاتىِ دشمن پیروز خواهند شد. (اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم - 11/ رعد)
5- وظیفه ما این است که انس و تدبر در قرآن همراه با قبول و وعده الهی را بین ملت خود و ملت های مسلمان منتشر کنیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

در باره استاد شحات محمد انور

استاد شحات محمد انور


بسم الله الرحمن الرحیم



 احمد ابوالقاسمی  طی سخنانی به تجليل از استاد شحات‌انور پرداخت و تاكيد كرد: استاد شحات‌انور بسيار باهوش و مستعد بود و در استفاده از صوت و به طور كلی تسلط در اين زمينه از نبوغ بالايی برخوردار بود.

ابوالقاسمی با بيان خاطر‌ه‌ای از سفر به لبنان به همراه شحات‌انور تصريح كرد: شحات‌انور به علت نبوغ بالايش از تمام قرائت‌های موجود در زمان خود به خوبی بهره برد و سبكی جديد را در تلاوت ايجاد كرد.

ابوالقاسمی تاكيد كرد: لازمه قرائت قرآن و پيشرفت در آن تنها داشتن صدا نيست بلكه فرد بايد دارای هوش و استعداد هم در اين زمينه باشد.

غلامرضا شاه‌ميوه

طی سخنانی درباره شحات‌انور گفت: در زمان استاد افراد زيادی بر اين باور بودند كه با حضور چهره‌هايی چون مصطفی‌اسماعيل، عبدالباسط و شعيشع و ... ديگر ستاره‌ای در عالم قرائت ظهور نخواهد كرد ولی در همان زمان استاد شحات با نبوغ و هوشی كه داشت قرائت‌های ماندگاری از خود برجای گذاشت.

وی تاكيد كرد: استاد شحات با نبوغ فراوانش و براساس سبك‌های قبل از خودش سبكی جديد را پايه‌گذاری كرد و از ميان قاريان و استادانی كه طی سال‌های گذشته به ايران دعوت شده‌اند بيشترين تاثير را در فن قرائت قاريان ايرانی داشته است.

در پايان آئين بزرگداشت استاد شحات، سيدكريم موسوی از مبتهلين معروف كشور به اجرای ابتهال و در انتها نيز انورشحات‌محمدانور، فرزند استاد شحات‌انور به تلاوت آياتی از كلام الله مجيد پرداخت كه با استقبال حاضران در سالن روبه‌رو شد

ا
به جرئت می‌توان گفت که مصر دیگر قاریانی همچون شحات انور را

به چشم نخواهد دید نقش تلاوت‌های استاد شحات انور را در شکل‌گیری

سبک جدیدی از تلاوت‌های قاریان برتر جمهوری اسلامی ایران

نمی‌توان نادیده گرفت، چرا که به گفته اکثر اساتید قرائت قرآن

تلاوت‌های استاد شحات انورتأثیرگذارترین تلاوت‌ها بر قرائت‌های

قاریان جوان ایرانی بود و این امری کاملاً مشهود است.


استاد سید «محسن موسوی بلده» از داوران بین‌المللی جمهوری اسلامی

 ایران نیز در مصاحبه با رادیو قرآن نیز با متذکر شدن این نکته گفت:

اولين قاری بزرگ مصری در اين زمينه استاد «عبدالباسط» است و

 بعد از وی استاد «منشاوی» تأثير فوق‌العاده‌ای روی قاريان ايرانی

داشتند كه در ادامه استاد «مصطفی اسماعيل» با سبك خود بسياری از

 قاريان ايرانی را مجذوب خود كرد و اين روند تا 10 الی 15 سال

 ادامه داشت كه با ظهور استاد شحات انور به طور تقريبی تمام قراء

ايرانی از وی تأثير پذيرفته‌اند.


موسوی بلده افزود: می‌توان گفت حتی چند استاد بزرگ مصری هم به

اندازه مرحوم شحات انور در ايران تأثير شگرفی برجا نگذاشته‌اند و

اين تأثير فوق‌العاده طوری است كه همه قاريان ايرانی را تحت پوشش

قرار می‌دهد، ضمن اين‌كه نوع كلام استاد شحات با موسيقی ايرانی نيز

هم‌خوانی دارد كه در فراگيری آن بی‌تأثير نبوده است.


تأثیر ثلاوت‌های استاد شحات انور نه تنها در تلاوت‌ قاریان ایرانی بلکه

حتی در تلاوت‌های قاریان جوان مصری نیز قابل مشاهده است

به‌طوری که استاد «غلامرضا شاه‌میوه» از داوران‌ بین‌المللی ایرانی

نیزدر گفتگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) به این امر اشاره می‌کند:

 بنا بر گفته «احمد همام» نويسنده كتاب«سفراء‌القرآن»، بيش از 60

درصد قاريان جوان مصری در حال حاضر از مرحوم شحات انور تقليد

 می‌كنند وخود من در سفری كه چند ماه پيش به مصر داشتم هر جا

درباره استاد شحات صحبت می‌شد از او به عنوان يك ستاره در عالم

قرائت ياد می‌شد.


شاه‌میوه در ادامه تأکید کرد: بنده در جايی گفته بودم اگر در 100 صد

 سال اخير به طور ميانگين هر 15، ۲۰ سال شاهد يك مكتب جديد در

قرائت قرآن در مصر بوده‌ايم به طور مثال زمانی كه شيخ رفعت، پس

از او شعيشع و به دنبال آنان مرحوم مصطفی اسماعيل و غيره بودند، به

 جرأت می‌توان گفت مرحوم شحات انور هم يكی از مجددين بزرگ در

عالم قرائت بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

تلاوتهاي تحقيق استاد غلوش

ماندگارترین تلاوت "غلوش" در ایران

  
تلاوت سوره احزاب «راغب مصطفی غلوش» که در ایران با زیبایی هرچه
 تمام‌تر اجرا شده است را می‌توان به عنوان نماد تلاوت‌ها
و نمایانگر سبک وی در تلاوت قرآن دانست، تلاوتی که در آن مقام صبا را
 با ظرافت خاصی اجرا می‌کند.
راغب مصطفی غلوش یکی از شناخته شده‌ترین
قاریان قرآن کریم مصر در جمهوری اسلامی ایران است و این به دلیل
سفرهای بی‌شمار وی به کشورمان است.
 
این احیاگر واقعی سبک استاد «مصطفی اسماعیل» در تلاوت،
اکنون در سن 74 سالگی به سر می‌برد و در دوران کهنسالی
کمتر به کشورهای اسلامی برای قرائت سفر می‌کند.
 
این قاری ممتاز مصری مانند دیگر قاریان متأخر مصر، علاقه‌ای به
مبسوط‌خوانی مقام بیات در ابتدای تلاوت ندارد؛ وی پس از خواندن
 چند فراز ابتدایی در مقام بیات به مقام رست منتقل می‌شود و
پس از اجرای آن مقام آنگاه اسکلت تلاوت خود را پی‌ریزی می‌کند.
 
تلاوت سوره احزاب این استاد که در ایران با زیبایی هرچه تمام‌تر
اجرا شده است را می‌توان به عنوان نماد و سمبل تلاوت‌ها و
نماینگر سبک وی در تلاوت قرآن دانست، تلاوتی که در آن مقام صبا
را با ظرافت فنی خاصی اجرا می‌کند.


اینجا

 

 

تلاوت تحقيق قرآن کریم استاد راغب مصطفي غلوش  
احزاب ۱
ال عمران 29 ـ 1 ٢
بروج علق ٣
بقره نصر ٤
شمس ٥
ق ٦
قمر رحمن ٧
مريم قصارالسور ٨
نساء 81 ـ 76 ٩
يس ۱٠
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

الگوي قرآني

الگوي قرآني
روزي غلام امام حسين(ع) مرتكب لغزشي شد كه سزاوار تنبيه بود. امام خواست او را ادب كند. غلام به حضرت گفت: يا مولاي! «والكاظمين الغيظ»
امام فرمود: به او كاري نداشته باشيد.
غلام گفت: «والعافين عن الناس»
حضرت فرمود: از تقصيرت گذشتم.
غلام گفت: يا مولاي! «والله يحب المحسنين»
حضرت فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم و دو برابر آنچه به تو بخشيده بودم، ازآن توست.
(بحارالانوار، ج44، ص195)

آيه 134 سوره آل عمران، كه غلام پرورش يافته در خانه وحي، آن را تلاوت كرد سه دستور به پرهيزكاران، در برابر خطاكاران مي دهد:
1- خويشتن داري در برابر خشم: «والكاظمين الغيط»
2- گذشت «والعافين عن الناس»
3- محبوبيت درپيشگاه الهي: «والله يحب المحسنين»

امام حسين(ع) با اين رفتار خود، مصداق كامل عمل كننده به اين آيه را به جامعه بشري معرفي فرمود.
سهراب محمودي
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

تلا وت قرآن باصدای رهبر فرزانه انقلاب

قرائت قرآن با صدای رهبر فرزانه انقلاب

مقام معظم رهبری

آنچه می شنوید قرئت سور مبارکه حمد و بقره (آیات 21_1)است که توسط مقام معظم رهبری زید عزه در سال 1362طی مراسم افتتاح رادیو قرآن تلاوت شده است.

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

ثبت نام طرح ارزیابی قاریان و مدرسان قرائت قرآن کریم

آغاز ثبت‌نام اولين دوره طرح ارزيابي قاريان و مدرسان قرائت قرآن کريم

3xpptt5wrfevwv9uad60.jpg

در راستاي اجراي طرح ارزيابي قاريان و مدرسان قرائت قرآن کريم و به منظور ساماندهي و تسهيل خدمت‌رساني به قاريان و مدرسان قرائت قرآن کريم، ثبت نام مقدماتي در آزمون تخصصي اين طرح از 20 مهرماه توسط شوراي عالي قرآن آغاز مي‌شود. سيدعلي سرابي، قائم مقام شوراي عالي قرآن، گفت: طرح ارزيابي قاريان و مدرسان قرائت قرآن کريم، طي مصوبه نهم شوراي توسعه فرهنگ قرآني به شوراي عالي قرآن واگذار شد.

وي افزود: داوطلبان شرکت‌کننده فرصت دارند در اين مرحله پس ازمطالعه آيين‌نامه و ضوابط آزمون در پايگاه اطلاع‌رساني شوراي عالي قرآن، تا پايان آبان ماه نسبت به ارسال اطلاعات و مشخصات در قالب فرم مربوطه به همراه عکس پرسنلي، تصوير صفحه اول شناسنامه و تصوير کارت ملي اقدام کنند.

سرابي اذعان کرد: قاريان داوطلب مي‌توانند در يکي از سطوح چهارگانه استاد قرائت، قاري ممتاز، قاري برگزيده و قاري، مدرسان قرائت قرآن نيز در يکي از چهار سطح استاد تعليم قرائت قرآن در گرايش تنغيم، استاد تعليم قرائت قرآن در گرايش قرائات، مدرس قرائت قرآن در گرايش تنغيم، مدرس قرائت قرآن در گرايش تجويد و وقف و ابتدا، معلم قرائت قرآن، معلم روش تدريس قرآن و معلم آموزش عمومي قرآن ثبت نام کنند.

به گزارش شوراي عالي قرآن، داوطلبان مي‌توانند به دو صورت زير در اين طرح ثبت نام و اطلاعات لازم را ترجيحا به صورت اينترنتي يا از طريق پست پيشتاز ارسال كنند:

1ـ مراجعه به پايگاه اطلاع رساني شوراي عالي قرآن به آدرس www.scquran.ir جهت ثبت نام و تکميل و ارسال اطلاعات.

2ـ مراجعه به روزنامه ايران در تاريخ‌هاي 19 و 24 مهرماه و تکميل فرم مربوطه و پست آن به صورت پيشتاز به آدرس شوراي عالي قرآن واقع در تهران بزرگراه رسالت - روبروي مصلي - مجتمع امام خميني «ره» - ساختمان 14 - طبقه همکف.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

نام همه سوره های قرآن در یک شعر

 حمد حق آغاز هر دفتر بود این سپاس از هر سخن برتر بود
چون بقربر آل عمران برده شد از نسائش مائده گسترده شد
مائده می گسترد انعام را تابه اعراف آورد انفال ها
توبة یونس به درگاه ودود یوسف و رعد آورد از بعد هود
یاد ابراهیم اندر حجر نحل سیر اسرا بهر پاکان کرد سهل
کهف مریم راصدف برگوهر است همچوطه کانبیارا افسر است
حج برای مؤمنان نور آفرین همچو فرقان کاشف اسرار دین
شاعران چون نمل را دریافتند داستانها زین قصص پرداختند
عنکبوت،روم بر لقمان نما سجدة احزاب بر نزد سبا
فاطر و یس و صافات است او صاد و زمّر مؤمن اسرار هو 
فصّلت شوری کند در هر زمان زخرف والا پدید آرد دخان
از دخانش جاثیه مبهوت بود تا بر احقافش محمّدص رو نمود
بر محمّدص فتح آمد حجّرات قاف،طور آورد بعد از ذاریّات
نجم اگربرماه رحمان شد پدید واقعه آن روز در پیچد حدید
از جدال حشر سوی آن هدف ممتحن گردند یاران صف به صف
صف جمعه بشکند سدّنفاق نیست محصول تغابن جز طلاق
در پناه حرمت ملک قلم حاقه از معراج و نوح آمد ز یم 
نوح طوفان کردوجن پرده کشید تاکه مزّمل دثار از هم درید
از قیامت بهرانسان مرسلات چون نبأ آرند سوی نازعات
نازعات غرقه اندراین جهان باعبس گیرند از کفّار جان
ازغم تکویر و بیم انفطار داغ حسرت بر مطفّف آشکار
زانشقاق آن بروج و طارقش ربّ اعلی غاشیه آرد بچش
فجر اندراین بلدشمس آورد دلیل ظلمت را ضحایش بردرد
ز انشراح صدر خاتم دین شکفت وین عجب تین و علق ازطین شکفت
قدر ما با بیّنه مذکورشد زلزله بر منکرش مغرور شد
عادیات شب به روز قارعه هست بر اهل تکاثّر صاعقه
عصر چون دریاو هامز خارو خس فیل خصم اندر قریش افتاد پس
مانع ماعون زکوثر دورشد کافر از نصر خدا مهجور شد
بولهب ز اخلاص ایمان کشته شد در فلق با ناس دفتر بسته شد
سید حسن شهرستانی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

بسم الله

برکاتی حیرت انگیز درباره بسم الله

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در حدیثی فرمود «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است».

خبرگزاری فارس: برکاتی حیرت انگیز درباره بسم الله

کتاب مقدس قرآن مجموعه ای از سخن الهی است که در مدت 23 سال به وسیله امین وحی جبرائیل بر قلب نازنین پیشوای گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) نازل گردید که در طول حیات مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) و زندگی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) تفسیر برخی از آیات قرآن از زبان مبارک این بزرگواران بیان شد، اما بسیاری از آیات قرآن توسط مفسران و علمای اسلام بر اساس روایات اسلامی تفسیر شد که نتیجه این تلاش‌ها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسیری بوده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

جمله بسم الله الرحمن الرحیم 114 بار بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نازل شده است؛ در 113 سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سوره برائت بسم الله نازل نشده و در سوره نمل علاوه بر ابتدای سوره، در آیه «إنّه من سلیمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحیم» نیز این جمله مبارکه آمده است مجموعاً 114 آیه می‌شود.

«بسم الله الرحمن الرحیم» جزء سوره حمد و دیگر سوره های قرآن به شمار می‌رود -الا سوره توبه- و اگر کسی سوره حمد را در نماز یا غیر نماز، واجب شد که بخواند، اگر این آیهء بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که این آیه جزء سوره ی فاتحة الکتاب است.

بنابر روایتی، احتمالاً برای اولین بار، سلمان فارسی به درخواست ایرانیان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم» را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله ...» «به نام یزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسیر طبری که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خدای مهربان بخشاینده» ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتی به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقی مانده است.

عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم» نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است.

از روایتی که کلینی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند، آغاز همه کتب آسمانی «بسم الله الرحمن الرحیم» بوده است. این عبارت در ابتدای تمام سوره های قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنین سوگند دادن خدا به «بسم الله الرحمن الرحیم»، در برخی ادعیه، حاکی از ارزش این آیه است.

ارتباط محتوای «بسم الله» با مضمون هر سوره

بر اساس نظر اکثر مفسران هر باری که «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل می‌شد معنای جدید و مصداق تازه‌ای را در برداشت به این معنی که محتوای بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق می‌کند، مضمون این بسم الله‌ها هم فرق خواهد کرد و پایان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص می‌شد.

ادب الهی در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاری که با نام خدا آغاز نشود

خدای متعال برای اینکه به انسان‌ها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده و علمای فریقین (شیعه و سنی) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده‌اند «کل امر ذی بال لم یبدأ فیه به بسم الله فهو ابتر» ؛ «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی‌رسد.

عبادتی که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است

خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید.معلوم می‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء است به صورت شیء. بقاء فقط از آن خداست و کاری که برای وجه الله نباشد پایدار نیست.

امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی از بسم الله به عنوان کلید درهای طاعت یاد کرده و می‌فرماید: درهای گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهای طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید.

همچنین امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی فرمودند: هرگاه یکی از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کاری که باید نام خدا را بر آن جاری سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.

قداست و برکت نام خدا

«بسم الله الرحمن الرحیم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسان‌ها موظفند این نام را تسبیح و تکریم کرده و آن را فراموش نکنند. نه این نام را در جای باطل به کار برند و نه در کار حق از این نام غفلت کنند و نه در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران را ببرند؛ لذا خدای سبحان هم این اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبیح، هم اوصاف تشبیهیه را در این اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزیهیه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».

خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظیم» و «سبح اسم ربک الاعلی» (این نام را تنزیه بکن). این طور نباشد که در کنار این نام شریکی برای او قائل باشی و بگویی به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. این تنزیه نام خدا نیست. این توهین نام است که در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران باشد؛ و مبادا بگویی اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولی است که ثانی برنمی‌دارد. نه در کنار او نامی است، نه او اول است و دیگری یا دیگران ثانی. این نام را تنزیه بکن.

وقتی آیه «سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اجعلوها فی سجودکم» آن را در سجده قرار بدهید، که در سجده می‌گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده. وقتی آیه «سبح اسم ربک العظیم» نازل شد پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اجعلوها فی رکوعکم» لذا در رکوع می‌گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. اینکه خدای سبحان فرمود نام مرا گرامی بدارید «تبارک اسم ربک ذی‌الجلال و الاکرام» برای اینکه این نام منشأ برکت است. این نام نشانه و علامت آن هستی محض است که همهء خیرات از ناحیه اوست.

علمای فریقین (شیعه و سنی) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده‌اند «کل امر ذی بال لم یبدأ فیه به بسم الله فهو ابتر» یعنی «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی‌رسد

شرط حلّیت ذبیحه ، ذکر اسم الله است نه بخصوصه

خداوند در قرآن می‌فرماید «و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ» که این یک حکم شرعی است. دستور اسلام این است که وقتی می‌خواهید ذبیحه را ذبح کنید، نام خدا را ببرید «فاذکروا اسم الله علیها». این جنبه اثباتی قضیه و اگر کسی عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان مردار می‌شود؛ یعنی چیزی که حلال و طیب و طاهر بود می‌شود مردار و حرام و آلوده.

یک شرط حلیت ذبیحه آن است که ذابح مسلمان باشد و یک شرط دیگر این است که حین ذبح بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم». اگر یک مسلمانی در حین ذبح، عمداً بسم الله را نگفت یا گفت به نام نامی فلان فرد و غیره و ذبیحه را سر برید این گاو و گوسفند حلال و پاک با این کار حرام و آلوده می‌شود.

بسم الله نشانه دین اسلام

پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) علاوه بر توصیه های عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردی خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه، رفتن به بستر برای خواب و برخاستن از بستر تأکید بیشتری بر بیان بسم الله داشتند.با این اوصاف، ذکر بسمله برای مسلمانان به صورت شعار و نشانه دین اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه های ایمان شمرده می‌شود، چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صدای بلند می‌گفت و مشرکان از او روی بر می‌گرداندند که آیه 46 سوره اسراء به همین نکته اشاره دارد.

منبع :درس های تفسیر آیت الله جوادی آملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

آيه الكرسي

اسرار و برکات 50 کلمه ویژه «آیة‌الکرسی»

مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء گفت: «آیة‌الکرسی» دارای 50 کلمه است که در هر کلمه‌ آن برکتی وجود دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین «حسین اشرفی» مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء در گفت‌وگو با فارس در رابطه با ویژگی خاص «آیةالکرسی» مبنی بر «غرر الآیات» بودن عنوان کرد: «غرر» جمع غرّه و به معنای درخشندگی و برجستگی است که معمولا در لغت نیز به سفیدی موجود در پیشانی گاو و یا گوساله به دلیل دورنمای خاص آن، غره گفته می‌شود.
 
وی اظهار داشت: هر آیه‌ای از آیات قرآن، شأن و منزلت خاص خودش را دارد که با این شأن و جلالت از دیگر آیات ممتاز می‌شود اما برخی آیات، درخشش، برجستگی، نقش کلیدی و زیربنایی ویژه‌ای دارد از این رو به آیاتی که این درخشندگی و این برجستگی را دارد غرر آیات گفته می‌شود.
 
* «توحید» مهم‌ترین ویژگی «آیة الکرسی» از نظر مرحوم علامه طباطبایی است
 
این شاگرد آیت‌الله جوادی آملی به بیان معیارهای «غرر الآیات» پرداخت و گفت: کلیدی بودن آیات قرآن، آن آیات کلیدی که دیگر معارف به آن برمی‌گردد، می‌تواند راهگشای فهم بسیاری از آیات و روایات معصومان باشد. همچنین اتقان و استحکام، جمع بین برهان و عرفان، علو متن و متین بودن آن و محتوای بسیار در یک متن کوتاه که به لحاظ ادبی آن را ایجاز اعجاب‌انگیز می‌گویند از جمله خصایص ممتاز آیةالکرسی به شمار می‌رود.
 
وی مهم‌ترین ویژگی «آیة الکرسی» از نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) را بحث توحیدی آن دانست و خاطرنشان کرد: ایشان آیات «غرر» را از آیاتی بر می‌شمرد که توحیدی است به دلیل اینکه همه مسائل اسلامی و قرآنی اعم از عقاید، اخلاق، احکام و حقوق به نوعی به توحید باز می‌گردد.
 
* «آیةالکرسی» سرور تمام قرآن و معارف دینی است
 
حجت‌الاسلام اشرفی با بیان اینکه توحید، زیربنای تمام معارف و اعمال شایسته است، اظهار داشت: بنابراین بیشترین آیات کلیدی، آیات توحیدی است شاید بتوان گفت علامه طباطبایی غالب آیات توحیدی و برجسته را غرر آیات می‌داند از این رو شاگرد ایشان علامه جوادی آملی یک توسعه‌ای در غرر آیات داده‌اند.
 
وی در خصوص اینکه چرا مرحوم علامه طباطبایی، آیة‌الکرسی را سید و غرر آیات برشمرده است به وجود چند روایت در جوامع روایی شیعه اشاره کرد و گفت: روایت نخست به سخنی از امام صادق(ع) برمی‌گردد که ایشان فرموده‌اند: «ابوذر از پیامبر(ص) ‌پرسید از میان آیاتی که بر شما نازل شد، کدام یک از همه برتر است حضرت فرمودند: «آیةالکرسی»، همچنین از امام علی(ع) روایت شده است که می‌فرمایند: «بارها شنیده‌ام که حضرت رسول(ص) می‌فرمودند «سید‌الکلام القرآن» آقای تمام سخنان، قرآن است و آقای تمام قرآن سوره مبارکه بقره و آقای سوره بقره و معارف قرآن «آیة‌الکرسی» است لذا این روایات باعث می‌شود «آیةالکرسی» غرر نامیده شود.
 
دبیر گروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء عنوان کرد: پیامبر اکرم(ص) در ذیل همین حدیث به حضرت امیر(ع) فرمودند: یا علی(ع) در آیة‌الکرسی 50 کلمه است که در هر کلمه‌ای از آن برکتی وجود دارد.
 
وی افزود: در روایت دیگری از رسول خدا (ص) سؤال شد کدام آیه اعظم آیات قرآن است شروع به خواندن آیة‌الکرسی کردند و فرمودند: «اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ». 
 
* عالی‌ترین اسامی خداوند در «آیةالکرسی» نهفته است
 
حجت‌الاسلام اشرفی با بیان اینکه در میان روایات، روایات بسیار زیبایی هست که از آنها نیز به غرر روایات یاد می‌شود، گفت: در صفحه 360 کتاب «مجمع‌البیان» روایتی از امام باقر(ع) آمده است که می‌فرمایند: «ان لکل شیء ذروة و ذروة القرآن آیةالکرسی»؛ هر چیزی اوج و قله‌ای دارد که اوج قرآن کریم «آیة‌الکرسی» است، البته جنبه توحیدی آیة‌الکرسی بسیار مهم است. در «آیةالکرسی» عالی‌ترین اسماء حسنا الهی از جمله؛ حی، قیوم، العلی، العظیم و مانند آن وجود دارد.
 
وی اظهار داشت: آخرین نکته در خصوص غرر آیات بودن «آیة‌الکرسی» روایتی است که در آن علی علیه‌السلام می‌فرمود: «رسول خدا(ص) به من خبر داد که «آیةالکرسی» از گنج‌های زیر عرش پروردگار به ایشان عطا شده است که قبل از پیامبر(ص) به هیچ کسی عطا نشده بود» لذا این آیه از اختصاصات حضرت رسول(ص) و از گنیجنه‌های زیر عرش پروردگار به شمار می‌رود.
 
مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء با تاکید بر اهمیت، عظمت و خواص آیةالکرسی تصریح کرد: هر چه در عالم طبیعت است مسبوق به وجود غیر طبیعی آن در مخزن غیبی است و این نکته مهمی است که در آیه 21 سوره «حجر» آمده است «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ»؛ هر چه در عالم وجود دارد گنجینه‌های آن در نزد خداست.
 
وی خاطرنشان کرد: از این آیه شریفه فهمیده می‌شود هر چیزی نه تنها یک خزینه بلکه خزانه‌هایی دارد و این مسئله بیانگر آن است که خزانه‌های الهی متعدد هستند، همچنین آنچه در روایت اخیر وجود دارد این نکته را می‌رساند که «آیة‌الکرسی» یکی از آن گنجینه‌ها و خزینه‌های الهی است که بحث توحیدی یعنی معرفی خود خدا و توحید صفاتی را به نحو احسن بیان می‌کند.
 
حجت‌الاسلام اشرفی در پایان گفت: «آیة‌ الکرسی» اثر شفا و شفاعت دارد و می‌خواهد ما را با توحید ناب آشنا کند که اگر توحید در زندگی انسان سایه افکند بسیاری از مسائل دیگر حل خواهد شد چرا که بازگشت بسیاری از معارف و احکام دین به مسئله توحید است.
 
 برگرفته از خبرگزاري فارس-سهراب محمودي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

زیبا ترین تلاوتهای شحات محمد انور

دانلود ۱۹ قرائت مجلسی استاد شحات محمد انور با لینک مستقیم

 

 


 


تلاوت سوره طه

تلاوت سوره مبارکه طه آیات ۱ الی ۴۷ با صدای شحات محمد انور (۲۴:۱۱)
تعداد دریافت : ۱۹۵۲ | حجم فایل : ۲٫۷۷ MB |
 
 
ادامه تلاوت ها را در ادامه مطلب دانلود نمایید …
 
 
تحریم
قرائت مجلسی سوره تحریم آیات ۱ الی ۸ توسط استاد شحات محمد انور (۱۵:۵۷)
 تعداد دریافت : ۲۰۸۲ | حجم فایل : ۵٫۵۷ MB |
حجرات ، ق و کوثر
تلاوت مجلسی سوره های حجرات آیات ۱۳ تا آخر و ق آیات ۱ تا ۱۱ و سوره کوثر توسط شحات محمد انور (۲۷:۰۶)
تعداد دریافت : ۱۷۸۶ | حجم فایل : ۲٫۴۸ MB |
زخرف، نباء، انفطار، قریش و کوثر
قرائت مجلسی سوره های زخرف آیات ۸۱ تا آخر و نباء، انفطار، قریش و کوثر توسط شحات محمد انور (۴۰:۲۸)
 تعداد دریافت : ۱۳۴۳ | حجم فایل : ۳٫۷ MB |
فصلت
قرائت مجلسی سوره فصلت آیات ۳۰ تا ۳۹ با صدای استاد شحات محمد انور (۱۵:۲۳)
 تعداد دریافت : ۸۰۹ | حجم فایل : ۵٫۳۷ MB |
غافر
تلاوت مجلسی سوره مبارکه غافر آیات ۷ تا ۱۷ با نوای استاد شحات محمد انور (۲۱:۳۹)
تعداد دریافت : ۹۶۴ | حجم فایل : ۱٫۹۸ MB |
احزاب، نازعات و نصر
قرائت مجلسی سوره های احزاب آیات ۳۸ تا ۴۸ و نازعات آیات ۲۶ تا آخر و سوره نصر با صدای شحات محمد انور (۳۳:۴۳)
 تعداد دریافت : ۸۸۳ | حجم فایل : ۳٫۰۹ MB |
انبیاء
قرائت مجلسی استاد شحات محمد انور پیرامون سوره انبیاء آیات ۸۳ تا آخر (۳۲:۳۹)
تعداد دریافت : ۸۲۴ | حجم فایل : ۲٫۹۹ MB |
انعام
قرائت مجلسی سوره مبارکه انعام آیات ۵۴ تا ۶۷ توسط استاد شحات محمد انور (۱۶:۲۳)
تعداد دریافت : ۹۲۰ | حجم فایل : ۵٫۷۲ MB |
نساء
قرائت مجلسی سوره نساء آیات ۱ الی ۱۱ با صدای استاد شحات محمد انور (۱۹:۵۸)
 تعداد دریافت : ۷۸۸ | حجم فایل : ۱٫۸۳ MB |
نساء
تلاوت مجلسی سوره نساء آیات ۱۳۵ تا ۱۴۷ توسط شحات محمد انور (۱۸:۲۷)
تعداد دریافت : ۸۵۲ | حجم فایل : ۱٫۶۹ MB |
آل عمران
قرائت مجلسی سوره آل عمران آیات ۱۸۵ تا ۱۹۵ استاد شحات محمد انور (۲۳:۰۶)
تعداد دریافت : ۱۰۰۴ | حجم فایل : ۲٫۱۲ MB |
ضحی و شرح و تین و علق
قرائت مجلسی سوره های ضحی و شرح و تین و علق با صدای شحات محمد انور (۳۰:۰۳)
 تعداد دریافت : ۳۸۱ | حجم فایل : ۳٫۴۴ MB |
نازعات
قرائت مجلسی سوره مبارکه نازعات آیات ۲۶ تا ۴۱ توسط شحات محمد انور (۳:۴۵)
تعداد دریافت : ۳۳۷ | حجم فایل : ۸۷۷ KB |
کهف و شمس و ضحی و زلزال
قرائت مجلسی سوره کهف آیه ۱۰۷ تا آخر و سوره های شمس و ضحی و زلزال توسط شحات محمد انور (۲۸:۴۲)
 تعداد دریافت : ۳۶۳ | حجم فایل : ۳٫۲۹ MB |
قصص
قرائت مجلسی سوره قصص آیات ۱ الی ۲۵ با صدای شحات محمد انور (۳۵:۲۹)
 تعداد دریافت : ۲۰۱ | حجم فایل : ۴٫۰۶ MB |
فصلت
تلاوت مجلسی سوره مبارکه فصلت توسط شحات محمد انور (۳۲:۴۸)
تعداد دریافت : ۱۸۰ | حجم فایل : ۳٫۷۶ MB |
اخلاص
قرائت مجلسی سوره اخلاص با نوای شحات محمد انور (۰۰:۳۰)
تعداد دریافت : ۳۳۱ | حجم فایل : ۱۱۶ KB |
دهر
قرائت مجلسی سوره مبارکه دهر آیات ۱ الی ۲۲ توسط شحات محمد انور (۲۵:۵۰)
تعداد دریافت : ۲۹۹ | حجم فایل : ۲٫۹۶ MB |
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

سوالاتي در موردصحيفه سجاديه وپيامبران

صحيفه سجاديه

 
1. صحيفة سجاديه از كيست؟
حضرت سجاد ـ عليه‎السلام ـ ؛ امام چهارم.
2. صحيفه به چه معناست؟
به پاره‎اي از پوست يا كاغذي كه در آن چيزي مي‎نويسند «صحيفه» گفته مي‎شود و چون دعاها را روي صحيفه مي‎نوشتند به خود دعاها نيز صحيفه گفته‎اند.
3. نامهاي صحيفة سجاديه كدام است؟
«انجيل اهل بيت»، «زبور آل محمد»، «خواهر قرآن» و «صحيفة كامله».
4. صحيفة ‌سجاديه‌ مشتمل بر چه مضاميني است؟
مضامين فراوان و متنوعي چون اصول اعتقادي، فضيلتهاي اخلاقي، سنّتهاي الهي، شرافتهاي انساني، مسائل روانشناختي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و...
5. سند صحيفة سجاديه ‌تا چه اندازه معتبر است؟
صحيفة سجاديه داراي عاليترين سندهاست اگر چه بلندي مضامين، شيوايي عبارات و هماهنگي مطالب آن براي صحت انتساب آن به امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ كافي است.
6. چرا به صحيفة سجاديه، «سحيفة كاملة سجاديه» گفته‎اند؟
چون در صحيفة‌ سجاديه براي مسائل گوناگون و نيازهاي مختلف انساني دعايي آمده است به آن، «صحيفة كامله» گفته‎اند يعني صحيفه‎اي كه كامل و فراگير است و به همة ابعاد انساني پرداخته است. البته «صحيفة فاطمة زهرا ـ عليها‎السلام ـ» و «صحيفة علي ـ عليه‎السلام ـ» نيز كامل هستند ولي بدين صفت، مشهور نشده‎اند از اين جهت اين وصف به صحيفة سجاديه مخصوص گرديده است.
7. سند صحيفة سجاديه به چه كسي منتهي مي‎شود؟
امام باقر ـ عليه‎السلام ـ و برادر شهيدش زيد بن علي.
8. آيا نسخه‎هاي اصلي صحيفة‌ سجاديه بر جاي مانده‎اند يا خير؟
نسخه‎اي از صحيفة سجاديه به خط زيد بن علي (فرزند امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ) در كتابخانه واتيكان موجود است. نسخه‎اي هم به خط امام باقر ـ عليه‎السلام ـ در نزد امام صادق ـ عليه‎السلام ـ محفوظ بوده و محتمل است كه از جملة «مواريث امامت» در نزد امام زمان ـ عًجَلَ الله تعالي فَرَجَهُ الشريف ـ باشد.
9. صحيفه‎اي كه نوة امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ نقل كرده با صحيفه‎اي كه در نزد امام صادق ـ عليه‎السلام ـ بوده چه فرقي دارد؟
از يحيي پسر زيد (نوة امام سجاد) صحيفه‎اي نقل شده است كه با صحيفه‎اي كه در نزد امام صادق ـ عليه‎السلام ـ بوده كاملاً منطبق است.
10. آيا از امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ كتاب و نوشتة‌ ديگري نيز بر جاي مانده است يا خير؟
بلي، «رسالة حقوق» نيز از امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ بر جاي مانده است. اين رساله به بيان پنجاه حق فردي و اجتماعي پرداخته است.
11. چرا به صحيفة سجاديه، اخت القران «خواهر قرآن» مي‎گويند؟
چون پس از نهج البلاغه، بهترين كتابي است كه بيانگر معارف بلند و حقايق عميق قرآني است.
12. به چه كتابي اخ القران «برادر قرآن» مي‎گويند؟
نهج البلاغة‌ حضرت علي ـ عليه‎السلام ـ .
13.حضرت امام خميني ـ قدس سرُّه ـ دربارة دعا چه تعبيري را به كار مي‎برند؟
«قرآن صاعد»؛ ايشان اين تعبير را از استاد خود در علوم و معارف الهي حضرت آيت الله شاه آبادي ـ قدس سرُّه ـ نقل مي‎فرمودند.
14. چند ترجمه از ترجمه‎هاي صحيفة سجاديه را نام ببريد؟
صحيفة سجاديه ترجمه‎هاي متنوعي دارد كه به عنوان نمونه به چند ترجمه بسنده مي‎كنيم:
ـ ترجمة مرحوم مهدي الهي قمشه‎اي
ـ ترجمة مرحوم فيض الاسلام
ـ ترجمة‌ علامه مرحوم ميرزا ابوالحسن شعراني
ـ ترجمة مرحوم صدر بلاغي
ـ ترجمة محمد آيتي
ـ ترجمة سيد احمد فهري
ـ ترجمة حسين انصاريان
15. آيا از امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ دعاهاي ديگري نيز نقل شده است؟
بلي، به عنوان نمونه مي‎توان «مناجات خمس عشره» امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ را كه در كتاب مفاتيح الجنان آمده است، نام برد.
16. صحيفة سجاديه مشتمل بر چند دعاست؟
پنجاه و چهار دعا.
17. دعاي اول و دعاي آخر صحيفة سجاديه دربارة چيست؟
دعاي اول دربارة حمد و سپاس خدا و دعاي آخر دربارة درخواست دور گردانيدن غم و اندوه هاست.
18. اولين و آخرين جملة ‌صحيفة‌ سجاديه دربارة چيست؟
اولين جمله دربارة حمد و ستايش خدا و آخرين جمله دربارة صلوات بر محمد ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَّم ـ و خاندان پاك اوست.
19. طولاني‎ترين و كوتاهترين دعاي صحيفة سجاديه كدام است؟
طولاني‎ترين دعا،‌ دعاي چهل و هفتم است كه در روز عرفه خوانده مي‎شود و كوتاهترين دعا، دعاي هجدهم است كه در هنگام رفع گرفتاري و پيشامدها و روا شدن حاجات به جهت تشكر از خداوند خوانده مي‎شود.
20. مناسبتهايي كه در صحيفة سجاديه به آنها اشاره شده است كدامند؟
مناسبتهايي مانند: حج و عمره،‌ جمعه،‌ ماه مبارك رمضان، ليلة القدر، عيد فطر، عيد اَضْحي(قربان)، روز عرفه، هجرت پيامبر ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَّم ـ فتح مكه، جنگ بدر.
21. از چند عيد اسلامي در صحيفه سخن به ميان آمده است؟
از سه عيد جمعه، فطر، اَضْحي(قربان).
22. در صحيفة سجاديه به كدام جنگهاي صدر اسلام اشاره شده است؟
جنگ بدر، فتح مكه.
23. از فروع دين كدام يك در صحيفه آمده است؟
نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر.
24. نام چند تن از پيامبران در صحيفه آمده است؟
نام سه تن؛ حضرت آدم ـ عليه‎السلام ـ، حضرت ابراهيم ـ عليه‎السلام ـ، حضرت محمد ـ‎صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَّم‎ـ .
25. كدام يك از نامهاي قرآن در صحيفه آمده است؟
كتاب، نور، مُهَيْمن، فرقان، وحي، شفا، ميزان، عَلَم نجات و...
26. كدام يك از نامهاي روز قيامت در صحيفه آمده است؟
روز جزا و پاداش (يوم الدين)،‌روز آشكار شدن نهانها (يوم تُبلي السرائر)، روز فَزَع بزرگ (يوم الفزع الاكبر)، روز حسرت و پشيماني (يوم الحسرة و الندامة)، هنگامة عظيم قيامت (يوم الطّامّة)، روز ملاقات با خدا (يوم التَّلاق) و... .
27. چند نام از نامهاي زيباي خدا در صحيفه آمده است؟
پنجاه و نُه نام.
28. دعايي كه بيشترين نامهاي خدا در آن آمده است كدام است؟
دعاي چهل و هفتم كه در روز عرفه خوانده مي‎شود.
29. در صحيفه چند آيه از آيات قرآني آمده است؟
بيست و يك آيه.
30. بيشترين آيات از كدام سورة قرآن آمده است؟
سورة بقره.
31. دعايي كه بيشترين آيات در آن آمده است كدام است؟
دعاي چهل و پنجم كه دربارة بدرقة ماه مبارك رمضان است.
32. در چند دعا ذكر شريف صلوات آمده است؟
چهل و شش دعا.
33. نام پدر و مادر حضرت سجاد ـ عليه‎السلام ـ چيست؟
پدر بزرگوار ايشان «امام حسين ـ عليه‎السلام ـ»‌ و مادر ارجمند ايشان «شهر بانو» دختر يزدگرد است. شهر بانو دختري پاك و عفيف بود. وقتي لشكر اسلام بر پدرش، يزدگرد، پيروز شدند او را در جمع اسيران به مدينه آوردند . سرانجام شهربانو، امام حسين ـ عليه‎السلام ـ را به عنوان همسر برگزيد اين انتخاب بر اساس عنايت حضرت زهرا ـ‎عليها‎السلام‎ـ بود كه شهربانو پيش از اسارت در خواب ديده بود.
34. تاريخ تولد و شهادت و مكان تولد و محل دفن امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ را ذكر كنيد؟
حضرت در سال 38 هجري در شهر مدينه متولد و در سال 95 هجري به لقاء الله پيوستند و در قبرستان بقيع مدفون گرديدند.
35. القاب امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ را نام ببريد؟
زين العابدين، سيد العابدين، زين الصالحين، خاشع، متهجّد، زاهد، عابد، بَكّاء، سجاد و...
36. زندگاني حضرت سجاد ـ عليه‎السلام ـ مقارن با حكومت چه زمامداراني بوده است؟
عبدالملك و فرزندش وليد.
37. حضرت سجاد ـ عليه‎السلام ـ در زمان حيات چه معصوماني مي‎زيسته است؟
تا دو سالگي در دوران حيات و حكومت جدش حضرت علي ـ عليه‎السلام ـ‌، پس از آن در زمان حيات و امامت امام حسن و امام حسين ـ عليهما‎السلام ـ، پس از آن قسمتي از حيات و زندگاني فرزندش امام باقر ـ عليه‎السلام ـ و نوه‎اش امام صادق ـ عليه‎السلام ـ را درك كرده‎اند.
38. حضرت سجاد ـ عليه‎السلام ـ به دست چه كسي به شهادت رسيد؟
وليد بن عبد الملك حضرت را به وسيلة «زهر» مسموم و به شهادت رساند.
39. زيد بن علي (فرزند امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ ) در چه سالي به شهادت رسيد؟
در سال 121 هجري شهيد شد و در «كناسة كوفه» به دار آويخته شد.
40. امام صادق ـ عليه‎السلام ـ دربارة يحيي (نوة امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ و پسر زيد) چه فرموده است؟
يحيي پسر زيد و نوة امام سجاد ـ عليه‎السلام ـ، از جمله افرادي است كه صحيفة سجاديه در نزد او بوده است امام صادق ـ عليه‎السلام ـ دربارة ايشان فرموده است: «رحِمَ الله ُ ابْنَ عَمّي وَ اَلْحَقَهُ بِآبائِهِ وَ اَجْدادِهِ»؛ خدا پسر عمويم را بيامرزد و به پدران و اجدادش ملحق كند.

پيامبران
1. پيامبري كه بدون پدر و مادر آفريده شد؟
حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ
2. پيامبري كه تمام امّتش ناموس او بود؟
حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ كه در ابتداي خلقت امّت او تنها همسرش حواء ـ عليه السّلام ـ بود.
3. اولين پيامبري كه سنگ بناي خانة كعبه را گذاشت؟
حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ
4. پيامبري كه به «شيخ الانبياء» معروف است؟
حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ
5. پيامبري كه در سنّ 250 سالگي به پيامبري رسيد؟
حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ
6. پيامبري كه كشتي ساز بود؟
حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ كه به دستور خدا براي نجات از عذاب الهي و سيل كشتي ساخت.
7. پيامبري كه فرزندش دشمن او بود؟
حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ
8. پيامبراني كه در كنار قبر حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مدفون هستند؟
حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ و حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ
9. پرنده اي كه مورد مؤاخذه يكي از پيامبران الهي قرار گرفت؟
هد هد، كه از طرف حضرت سليمان مؤاخذه شد.
10. جنازة كدام پيامبر بود كه تكيه بر عصا به مدت يكسال در پشت بام بيت المقدس باقي ماند؟
حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ
11. پيامبري كه با مورچه مناظره و مذاكره مي كرد؟
حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ
12. پيامبري كه آتش به او آسيبي نرساند؟
حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ كه كفّار او را در آتش انداختند ولي به اذن خدا آتش او را نسوزاند.
13. پيامبري كه خانة خدا را تجديد بنا نمود؟
حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ
14. پيامبري كه هردو فرزند او پيامبر بودند؟
حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ كه فرزندانش اسماعيل و اسحاق هر دو پيامبر بودند.
15. پيامبري كه عصاي خود را به سنگ زد و 12 چشمه جاري گشت؟
حضرت موسي ـ عليه السّلام
16. پيامبري كه داماد حضرت شعيب ـ عليه السّلام ـ است؟
حضرت موسي ـ عليه السّلام
17. تورات كتاب آسماني اين پيامبر است؟
حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ
18. پيامبري كه عصايش اژدها شد و سحر ساحران را باطل كرد؟
حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ
19. كدام پيامبر بدون پدر به دنيا آمد؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ
20. كدام پيامبر در كودكي در گهواره سخن گفت؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ
21. كدام پيامبر به افراد كور شفا مي داد و مرده زنده مي‌كرد؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ
22. اين پيامبر يكي از ياران امام زمان ـ عليه السّلام ـ است و پشت سر او نماز مي‌خواند؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ
23. كدام پيامبر به سفر آسماني رفت و شخص ديگري شبيه او به جاي ايشان به دار زده شد؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ
24. پيامبري كه مادرش خادم مسجد بود؟
حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ كه مادرش حضرت مريم خادم بيت المقدّس بود.
25. پيامبري كه قاري اهل بهشت است؟
حضرت داود ـ عليه السّلام ـ چون صوت بسيار زيبائي داشت.
26. پيامبري كه بر زيردريائي خدائي سوار شد؟
حضرت يونس ـ عليه السّلام ـ
27. پيامبري كه برادرانش او را در چاه افكندند؟
حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ
28. پيامبري كه در خواب ديد يازده ستاره و خورشيد و ماه بر او سجده كردند؟
حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ
29. پيامبري كه چهل سال در فراق فرزندش گريست تا نابينا شد؟
حضرت يعقوب ـ عليه السّلام ـ
30. پيامبري كه قوم او همجنس باز بودند و عذاب الهي بر آنها نازل شد؟
حضرت لوط ـ عليه السّلام ـ
31. پيامبري كه در قرآن با عنوان «صادق الوعد» از او ياد شده؟
حضرت اسماعيل ـ عليه السّلام ـ چون براي وفاي به عهد اهميت زيادي قائل بود (مريم / 54)
32. پيامبري كه كتاب آسماني او هرگز تحريف نشده و نخواهد شد؟
حضرت محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ
33. پيامبراني كه عرب زبان بودند؟
حضرت هود، صالح، اسماعيل، شعيب، محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ
34. پيامبراني كه سوره اي از سوره هاي قرآن به نام آنهاست؟
هود، نوح، يوسف، يونس، ابراهيم، محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ
35. پيامبراني كه با هم برادر بودند؟
هارون و موسي ـ عليه السّلام ـ، اسحاق و اسماعيل ـ عليه السّلام ـ
36. پيامبراني كه پدر و پسر بودند؟
ابراهيم و اسماعيل، ابراهيم و اسحاق، يعقوب و يوسف، داود و سليمان، ذكريا و يحيي ـ عليه السّلام ـ
37. چند پيامبر كه هم عصر بودند نام ببريد؟
موسي و هارون، ابراهيم و لوط، يعقوب و يوسف و ....
38. پيامبراني كه در كودكي به مقام نبوت رسيدند؟
حضرت عيسي و يحيي ـ عليه السّلام ـ
39. زن كدام پيامبر به همة انسان ها محرم است؟
حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ
40. پيامبران الوالعزم را نام ببريد؟
حضرت نوح،‌ابراهيم، موسي، عيسي، پيامبر اسلام ـ عليه السّلام

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

دانستنيهاي قرآن

دانستنیهای قرآن
 
  • ايه اي كه سربريده امام حسين ( ع)  در شام تلاوت فرمودند ايه 9 سوره كهف ميباشد
  • ايه حجاب در سوره نور ايه 31 قرار دارد
  • ايه مشهور ولايت در ايه 55 سوره مائده قرار دارد
  • ايه اي كه پنج وقت نماز هاي يوميه در ان امده است در سوره  اسرا  ايه 78 ميباشد
  • در ايه 6 سوره  مائده مراحل وضوبيان شده است
  • ايه صلوات بر پيامبر (ص)  در سوره احزاب  ايه 56 ميباشد
  • به ايه انالله وانااليه راحعون  استرجاع مگويند
  • ايه 282سوره بقره به ايه وام دادن نيز معروف است
  • داستان معراح حضرت محمد ) ص)  سوره اسرا بيان شده  است
  • پيامبري كه قومش به بهانه گيري معروفند  قوم حضرت موسي ( ع)  ميباشند
  • حضرت عيسي (  ع)  هماكنون زنده است
  • حضرت يحيي( ع)  به  خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد
  • پيامبراني كه بعنوان  اسوه حسننننه از انان برده شده عبارتند از  ابراهيم ( ع)  و  محمد ص)
  • نام گرامي پيامبر 5 بار در قران  امد ه  است 4 بار با نام محمد ( ص)  و يكباربا نام احمد در سوره صف ايه 6
  • پيامبري كه به سخن خدا ملقب شده  حضرت  موسي(  ع)  كليم الله  ميباشد
  • پيامبري كه  مورد تمسخر قومش قرار گرفت حضرت  نوح( ع)  بود
  • حضرت  نوح به شيخ النبيا معروف است
  • حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد
  • لقب حضرت محمد( ص)  حبيب الله است
  • پيامبر اكرم( ص)  هنگام تلاوت  ايه 61 سوره يونس ميگريست
  • پيامبراني كهبا همديگر در يك زمان مي زيستند عبارتند  از ابراهيم ولوط  يوسف ويعقوب  موسي وخضر
  • حضرت ايوب ( ع)  نمونه صبر و برد بباري بود
  • كتاب حضرت داود ( ع)  زبور بود
  • حضرت ابراهيم ( ع)  جد  اول حضرت محمد(ص)  بوده اند
  • حضرت  ذكريا كفالت حضرت مريم را به عهده داشت
  • ايه 86 سوره هوداولين ايه اي است كه حضرت مهدي (ع)  هنكام ظهورشان بر زبان مباركش جاري مي سازد
  • ايه 35بقره اولين ايه است كه از بهشت ياد ميكند
  • ايه  3 سوره مائده كه درباره خلافت و جانشيني علي(ع)  است اخرين ايه اي است كه نازل شده
  • سوره اي كه در شان حضرت زهرا س نازل شده كوثر ميباشد
  • دختر حضرت شعيب /ع/ به عفت وحيا مشهور  است
  • دوزن نمونه كه در قران به انها اشاره نموده است عبارتند از اسيه زن فرعون مريم مادر عيسي /ع
  • زن ابولهب هيزم كش جهنم است
  • دوزن كه  در قران به زشتي از انها نام برده شده عبارتند از جالوت هامان سامري نمرود فرعون  قارون وابولهب
  • حيواني كه نمرودرا به هلاكت رساند پشه بود
  • پرندگاني كه لشگريان ابرهه را به هلاكت رساندند ابابيل نام  داشتند
  • اصحاب كهف 309 سال در غار خواب بودند
  • حيواني كخ همراه اصحاب كهف به غار پناه برد سگ بود
  • لقب  حضرت يعقوب/ع/ اسرائيل است
  • قران طي مدت23سال بر پيامبر اكرم/ص/نازل شده است

سهراب محمودي
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

آثار تلاوت قرآن

آثار تلاوت قرآن در زندگی

 

● اشاره

بی گمان تلاوت به معنای خواندن و تدبر در معنای آن در خصوص کتاب های آسمانی از جمله قرآن، می بایست به عنوان امری روزانه انجام شود؛ زیرا خواندن و تدبر در آیات قرآن افزون بر ایجاد شناخت نسبت به هستی، فرمان هایی را نیز به خواننده منتقل می کند که بر پایه آن می تواند به سعادت دنیا و آخرت دست یابد و زندگی خویش را به درستی مدیریت نماید. به ویژه آن که قرآن از سوی خداوندی فرو فرستاده شده است که آفریدگار و پروردگار هستی و انسان است و خیر و صلاح وی را بیشتر می داند و می خواهد.

به نظر می رسد که قرائت به معنای خواندن مطلق است ولی تلاوت به معنای خواندنی خاص است که شخص آیات و یا سوره های قرآنی را پشت سر هم می خواند. راغب اصفهانی براین باور است که تلاوت افزون بر ویژگی خواندن پیاپی و پشت سر هم از ویژگی دیگری نیز برخوردار می باشد که عبارت از تدبر در آیات و معانی آن است. بنابراین هر نوع قرائتی را نمی توان تلاوت نامید. (مفردات راغب ص۱۶۷ ذیل ماده تلو و نیز نگاه کنید کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ج۱ ص۵۰۵ ذیل مدخل التلاوه)

قرآن کریم افزون بر بیان ارزشمندی تلاوت (یونس آیه ۶۱ و صافات آیه۳) و توصیه بدان (احزاب آیه ۳۴) به آثار تلاوت عموم کتب آسمانی و آثار تلاوت قرآن و تأثیر آن و نیز موانع تأثیر و آداب تلاوت اشاره می کند. در این نوشتار بخشی از این آیات برای تبیین جایگاه تلاوت و ارزش و آثار آن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد تا انگیزه ای برای تلاوت همراه با تدبر پدید آید.

● آثار تلاوت آیات آسمانی

قرآن در آیات چندی به مسئله آثار تلاوت آیات در زندگی بشر می پردازد تا افزون بر بیان ارزش و اهمیت آن، کارکردهای تلاوت را بنمایاند. به سخن دیگر بیان آثار تلاوت از سوی خداوند توجه دادن به کارکردهای تلاوت است و انسان می بایست با توجه به این کارکردها به تلاوت آیات بپردازد.

از جمله نقش هایی که قرآن برای تلاوت برمی شمارد و آن را از آثار تلاوت می داند، مسئله اتمام حجت است. به این معنا که تلاوت آیات الهی برای مردم از سوی پیامبران به این قصد و منظور انجام می شد که اتمامی حجتی صورت پذیرد و کسی مدعی نشود که به حقایق آگاه نبوده و یا دسترسی به حقایق نداشته و نتوانسته است از حق و حقیقت آگاهی یابد.

ازآن جایی که توبیخ و مجازات می بایست برپایه آگاهی و علم و توان انجام شود و مجازات بدون آگاهی بخشی و ظرفیت سنجی، امری قبیح و از نظر عقل و عقلا نادرست و مذموم می باشد، خداوند از طریق آیات الهی می کوشد تا مردمان را به حق آگاه ساخته و باطل را به ایشان بازشناساند. از این رو هرگونه مجازات و عذاب و سرزنشی را موکول به بیان حکم و تبیین حق و حقیقت نموده است.

خداوند در آیه ۵۹ سوره قصص می فرماید: و ما کان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا یتلوا علیهم آیاتنا و ماکنا مهلکی القری الا و اهلها ظالمون.

● تلاوت قرآن زمینه ساز آگاهی بخشی

در این آیه به دو مسئله مهم توجه داده شده است:

▪ نخست آن که هرگونه مجازات توبیخی و عذابی متوقف بر بیان حکم و آگاهی بخشی از طریق تلاوت آیات الهی و آموزه های وحیانی شده است و خداوند نیز به حکم عقل و سیره عقلایی، مردمان را بدون اطلاع و آگاهی بخشی از حق و باطل، عذاب نمی کند.

▪ دوم این که تنها آگاهی برای عذاب و مجازات کافی نیست بلکه می بایست شخص در مقام عمل قرار گیرد و توان عمل به مطلب و حکم را داشته باشد. بنابراین هرگاه قادر به انجام کاری بود ولی باز رفتاری بیرون از حق و دایره قانون تلاوت شده انجام داد می توان وی را مجازات کرد. براین اساس احتمال خلاف و یا نیت عمل به تنهایی موجب نمی شود تا شخصی را حتی اگر به موضوع آگاه بود مجازات کرد. تنها کسانی از سوی خداوند مجازات می شوند که پس از آگاهی، برخلاف حق عمل کرده و با در پیش گرفتن ظلم یعنی تجاوز از حدود بیان شده رفتاری برخلاف قانون انجام می دهند.

بنابراین یکی از کارکردها و اهداف تلاوت آیات الهی بر گناهکاران و مجرمان از سوی خدا و پیامبران اتمام حجت خدا بر ایشان است. (مؤمنون آیات ۱۰۳ و ۱۰۵)

● اصلاح افراد

از دیگر کارکردهای تلاوت می توان به اصلاح افراد اشاره کرد. تلاوت آیات الهی بر انسان زمینه ساز اصلاح وی می شود و او از این شایستگی برخوردار می گردد تا به مقام اهل تقوا و رستگاری برسد. (اعراف آیه ۳۵)

قرآن در آیه ۱۱۳ و ۱۱۵ سوره آل عمران تلاوت آیات الهی به ویژه در شب را عامل مهمی برای انجام کارهای خیر و تزکیه انسان برمی شمارد.

تلاوت آیات الهی زمینه ساز تقواپیشگی انسان به شمار می رود (اعراف آیه ۳۵) و موجب می شود انسان در زمره صالحان (آل عمران آیه ۱۱۳ و ۱۱۴) قرار گیرد.

از نظر قرآن تلاوت آیات الهی به هنگام شب و در حال سجده معیاری برای برتری و فضیلت انسان بر دیگری می باشد (آل عمران آیه ۱۱۳) و موجبات ازدیاد و افزایش ایمان مؤمنان راستین (انفال آیه ۲ و ۴) و خشم و غضب کافران (حج آیه ۷۲) را فراهم می آورد.

از آثاری که قرآن برای تلاوت بیان می کند می توان به اظهار ایمان (قصص آیه ۵۲ و ۵۳) اعراض کافران و مشرکان از حق و حقیقت(اسراء آیه ۴۶)، اقرار به حق و حقانیت قرآن (قصص آیات ۵۲ و ۵۳) امیدواری به پاداش همیشگی (فاطر آیه ۲۹)، انذار انسان های دیگر (مریم آیه ۹۷) بشارت و مژده به پرهیزگاران (همان)، بالا بردن ظرفیت و توان انسان ها برای به دوش گرفتن مسئولیت های سنگین (مزمل آیه ۴ و ۵) تذکر (دخان آیه ۵۸) و تسلیم در برابر حق (قصص آیات ۵۳ و ۵۴) تعلیم معارف الهی به مردم (بقره آیه ۱۲۹ و ۱۵۱ و آل عمران آیه ۱۶۴ و جمعه آیه۲)، ایجاد حجاب میان کافران و مؤمنان (اسراء آیه ۴۵)، ایجاد خشوع (اسراء آیه ۱۰۷ و ۱۰۹) و خضوع (همان)، هدایت (آل عمران آیه ۱۰۱) و مغفرت (انقال آیه ۲ و ۴) و جلوگیری از ارتداد (آل عمران آیه ۱۰۰ و ۱۰۱) اشاره کرد.

● موانع تاثیرگذاری

قرآن از استکبار (مؤمنون آیه ۶۶ و ۶۷)، تمسخر و استهزاء (نساء آیه ۱۴۰)، غفلت (انبیاء آیه ۱ تا ۳)، کفر (آل عمران آیه ۱۰۱)، کوردلی (انعام آیه ۲۵) و گناه (جاثیه آیه ۳۱) به عنوان مهم ترین موانع تاثیرگذاری آیات قرآن یاد می کند.

● آداب تلاوت

قرآن، خواندن آیات الهی به هنگام شب را از آداب تلاوت آیات الهی برمی شمارد و مردمان را تشویق و ترغیب می کند تا در این هنگام به تلاوت بپردازند؛ زیرا تلاوت در شب موجب تدبر بیش تر شخص در آیات می شود و امکان دریافت مطالب سنگین و مهم را برای وی فراهم می آورد. (آل عمران آیه ۱۱۳)

از دیگر آدابی که قرآن برای تلاوت بیان می کند سجده و خضوع در هنگام تلاوت آیات الهی است. (همان و نیز مریم آیه ۵۸)

استعاذه و پناه بردن به خدا از شر شیطان (نحل آیه ۹۸)، تلاوت شایسته آیات قرآن (بقره آیه ۱۲۱)، تانی و آرامش در خواندن آیات (اسراء آیه ۱۰۶)، ترتیل آن (بقره آیه ۱۲۱ و نیز مزمل آیه ۴)، رعایت سکوت هنگام شنیدن آیات قرآنی (اعراف آیه ۲۰۴ و احقاف آیه ۲۹)و آغاز به بسم الله و نام خدا (علق آیه۱) و خواندن با صوت زیبا (مزمل آیه ۴) از آداب دیگر تلاوت قرآن است. سهراب محمودی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

حسادت

حسادت از دیدگاه قرآن

 

مقدمه

حسد یکی از زشت‌ترین و قبیحترین خصلتهایی است که در هر جامعه‌ای دیده می‌شود. عده‌ای همه چیز را برای خود می‌خواهند. از آسایش و یا پیشرفت دیگران ناراحت می‌شوند. خودخوری می‌کنند و رنج خود را بصورت آزار دادن ، بدگویی و کار شکنی کردن ابراز می‌کنند. به جای اینکه بکوشند تا خودشان هم پیشرفت داشته باشند ، می‌کوشند تا دیگران را ساقط کنند و از ارزش بیندازند. این واکنش همان حسد است که خصلتی ناپسند و نکوهیده است.

کار حسد ممکن است به جایی برسد که حتی برای زوال نعمت از شخص ، محسود خود را به آب و آتش زده و او را نابود کند. چنانچه نمونه‌اش در داستانها و تاریخ معروف است. در نکوهش حسد همین بس که نخستین قتلی که در جهان واقع شد از ناحیه قابیل نسبت به برادرش هابیل بود که بر اثر انگیزه حسد چنین اتفاقی افتاد.

حسد نشانه چند نوع کمبود است.

  • فرد حسود خودخواه است و همه چیز را تنها برای خود می‌خواهد.

  • کم ظرفیت و زبون است و گرنه در برابر مقام یا پیشرفت یا امتیازاتی که دیگران بدست می‌آورند، خود را اینچنین نمی‌بازد.

  • کوردل و کوته بین است و به همین دلیل دیگران را نمی‌بیند، فکر نمی‌کند که دیگران هم حقی دارند و باید به جایی برسند.

  • متجاوز است و حاضر است به طرف ضربه بزند و حیثیت و آسایش او را به خطر بیندازد تا به خیال خود عقده و کمبودی را که در خود می‌یابد بگشاید.

شخص حسود در روایات معصومین

  • امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید : «اِنَّ الحَسدَ ایَاکُلَ الایمانَ کَما تَاکُلَ النّارَ الحَطَب ؛ حسد ایمان را می‌خورد همانگونه که آتش هیزوم را» (کافی _ ج 2)

  • پیامبر عظیم الشان اسلام در این باره می‌فرماید : «خداوند به موسی بن عمران فرمود : مبادا بر مردم حسد بری ، درباره آنچه من به آنها داده‌ام از فضل خودم. چشمانت را به دنبال آن دراز مکن و دل خود را به دنبال آن روانه مساز، زیرا آنکه حسد برد نعمت مرا بد داشته و از آن قسمتی که میان بنده‌هایم کردم، جلو گرفته و هر که چنین باشد من از او نیستم او هم از من نیست» (کافی _ ج 2)
  • امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرماید : «اصول الکُفر ثَلاثَه :الحرص و الاستکبار و الحسد ؛ اساس کفر سه چیز است : حرص ، تکبر و حسد» (کافی _ ج 2)

  • حضرت علی علیه‌السلام فرمود : بخیلان و حسودان لایق مصاحبت و همنشینی نیستند و همین در وصف حاسدان بس است که حق تعالی فرموده است : «و مِن شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَد» پس از شر حاسدان و بخیلان پناه به رب جلیل بریم و بخل نکنیم و حسد بر کسی نبریم که اول گناهی که در آسمان و زمین کرده شد، حسد و بخل بود که شیطان در آسمان به آدم علیه‌السلام حسد برد و به لعنت خدا گرفتار شد.

راه علمی و عملی جلوگیری از حسد

راه علمی به مراجعه کردن و تفکر در آنچه از مفاسد حسد ذکر شد بلکه در مزمت دنیا و فنای آن است تا درخت خبیث دوستی دنیا که ریشه هر گناهی است از دل بیرون رود و آزاد گردد. طریق عملی پیروی نکردن و عملی نبودن چنین خاطره زشتی است. زیرا هر خاطره‌ای که از آن پیروی نشد بخودی خود از بین می‌رود. چنانچه در روایت چنین رسیده که (وسوسه مانند حمله کردن به سگ است. اگر به او اعتنا شود ستیزه‌تر می‌گردد و اگر بی اعتنایی شود دور می‌شود.)

منابع

  1. تفسیر نمونه/جلد 27
  2. گناهان کبیره/شهید دستغیب
  3. نشریه قرآنی بشارت/شماره 39
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

خواص سوره هاي قرآن

عاقبت به خیر شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب از خواص سوره مومنون است.
 
 

1- فاتحه :

مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر

3- آل عمران:

درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی

4- نساء :

پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر

5- مائده :

استقامت در توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان

6- انعام :

رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا

7- اعراف :

رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان

8- انفال :

محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام

9- توبه :

جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب - اعطراف دزد

11- هود علیه السلام :

اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

12- یوسف علیه السلام :

چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ

مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

13- رعد:

رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان اعطای حسنات استقامت در روز قیامت

14- ابراهیم علیه السلام :

رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکا ن

15- حجر:

اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق حسن خرید و فروش

16- نحل:

عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت

17- اسراء (بنی اسرائیل):

شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تیر –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختیها

18- کهف:

بیدار شدن به موقع از خواب شهید از دنیا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نورانی شدن –رفع تنگ دستی –امان یافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان

19- مریم:

به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عیسی شدن در قیامت –شوکت سلیمان یافتن درقیامت –اعطا حسنات-خواب های خوش دیدن –جلوگیری از دستبرد دزدان-رفع ترس-خیر و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه

20- طه:

پاداش در آن دنیا ثواب مهاجرین وانصار را یافتن –شنیدن پاسخ مثبت در خواستگاری-ایجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار یافتن دختر –آسان شدن ازدواج

21- انبیا:

دیدن عجایب در خواب –رفع بی خوابی

22- حج:

تشرف به مکه –اهدای حسنات –سقوط حاکم ستمگر

23- مومنون:

عاقبت به خیر شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب

24- نور:

بیمه شدن جان و دارایی و زنان –آمریزیده شدن-اعطای حسنات-

25- فرقان:

رهایی ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حیوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات

26- شعرا:

اولیای خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطای حسنات –خواننده ی کتب الهی شدن –شفا از بیماریها –دستیابی به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سیل سخت آمدن طلاق بر زن

27- نمل:

اعطای حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حیوانات موذی

28- قصص:

اعطای حسنات-شهادت به راستگویی- رفع درد ها وبیماری ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد

29- عنکبوت :

رفع گناهان –اعطای حسنات-رفع بیماری ها ودردها –شادابی قلب – خوش خوابیدن

30- روم:

اعطای حسنات –یافتن گمشده –بیمار کردن دشمن

31- لقمان :

حفاظت از شیطان – همنشینی با لقمان در قیامت –اعطای حسنات – رفع بیماری ها ودردها قطع خونریزی بدن – رفع بیماری درد ورنج

32- سجده:

داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قیامت – همنشینی با پیامبر و خاندانش در روز قیامت – ثواب راز ونیاز شب قدر –رفع بیماری تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه

33- احزاب:

قرار گرفتن کنار پیامبر وهمسرانش در روز قیامت –درامان بودن قبر –افزایش خواستگاران

34- سباء:

حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خیرات در دنیا وآخرت –داشتن همنشین سالم در روز قیامت –دور شدن حیوانات و حشرات –بری شدن از ترس

35- فاطر:

ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفین –رفع بیماری سردرد – جلوگیری از تخریب هنگام زلزله

36- یاسین:

افزایش رزق وروزی حفاظت شدن در برابر خطرات وشیطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونیت از فشار قبر-نورانیت- همراهی فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ایستادن درکنار پیامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشینی با پیامبر(ص)-اعطای حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهی و ویرانی و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفیف وحشت قبر –آمرزش وخشنودی خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقویت حافظه-پیروزی در مناظرات – مصونیت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدیاد شیر در زنان

37- صافات :

تسهیل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلایا – ازدیاد رزق – حفاظت از گزند شیطان – مبعوث شدن با شهیدان – اعطای حسنات – دیدن جنیان و عدم آسیب آنان – آرامش از اضطراب

38- ص:

اعطای خیرات در دنیا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگیری از گناهان صغیره و کبیره – آشکار کردن معایب حاکم یا قاضی-

39- زمر:

شرف و بزرگی در دنیا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پیامبران و صدیقان – آمرزیده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن

40- مومن (غافر):

بخشایش گناهان –کسب تقوا –خیردر اخرت –خرم شدن باغ- خیر وبرکت مغازه – شفای مالیخولیا – درمان دمل – رفع بیماری وحشت زدگی – التیام دل درد – درمان بی هوشی وغش –درمان دردطحال-

41- فصلت (حم سجده):

نورا نیت در روز قیامت قیامت – سعا دت در زندگی دنیوی – اعطای حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد

42- شوری (حمعسق):

نورانیت در روز قیامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر

43- زحزف:

مصون بودن از گزند حیوانات زمین وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتیاج به دارو –رفع مرض صرع

44- دخان:

سهولت محاسبه در روز قیامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشیدن گناهان –رهایی از نیرنگ شیطان – خوابهای نیکو دید ن –رفع بیماری سر درد – ازدیاد ثروت – رونق تجارت –رهایی ازگزند حاکم –محبوبیت نزد مردم – رفع بیماری یبوست

45- جاثیه:

ندیدن آتش جهنم ونشنید ن صدا وصیحه ی ان- همراهی حضرت محمد –ازبین رفتن ترس و وحشت در روز قیامت – پوشیده شدن زشتیها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود

46- احقاف :

در دنیا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قیامت – به تعداد انسانهای زمین ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده میشود –جسمی قوی یافتن –سالم ماندن در برابر بیماری های کودکانه – ارامش یافتن از زمان کودکی محبوب شدن نزد مردم – شنیده ها را درک کردن – تسکین و درمان بیماری ها

47- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم :

هرگز مشرک نگردد – شک به دین راه نیابد – فقیر نشدن – نترسیدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دین تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز می خوانند – همراهی فرشتگان – در پناه خداوند و پیامبر قرار گرفتن – پس از برانگیخته شدن صورت پیامبر را دیدن – سیراب شدن از نهرهای بهشتی – مصون ماندن از امور ناپسند و بیماری ها – دوری جنیان از وی

48- فتح:

بیمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذیرفته شدن سخن وی نزد مردم – تویت حافظه – کسب خیرو برکت – رفع بیماری هراس – در امان ماندن از غرق شدن

49- حجرات:

در شمار زایران پیامبر اکرم قرار گرفتن – اعطای حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهای خیر و برکت – پیروزی در جنگها خروج شیطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزونی یافتن شیر مادر

50- ق:

ازدیاد روزی – مثبت شدن نامه ی اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدیاد شیر مادر

51- ذاریات :

سا مان یافتن زندگی – ازدیاد روزی – روشن شدن قبر – اعطای حسنات – رفع درد درون – سهولت زایمان – آسان شدن مرگ

52- طور :

اعطای خیر و برکت – دور شدن از عذاب الهی – رسیدن به بهشت – ازادی اسیر و زندانی – خوشایندی سفر – بهبودی عقرب گزیدگی

53- نجم:

زنگی با اوصاف نیک – بخشایش گناهان – اعطای حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شیاطین

54- قمر (اقتربت):

رسیدن به بهشت – روسفیدی در قیامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبیت میان مردم – سهل شدن امور مشکل

55- الرحمن :

شفاعت کردن در روز قیامت – شهید محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفای چشم درد امنیت یافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بیماری آفات از خانه

56- واقعه :

عزت در میان مردم – رفع بیماری بدبختی و فقر – همنشینی با حضرت علی علیه السلام - نورانیت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خیر و برکت خانه – پیروزی و ثروت و موفقیت- بخشش گناهان – سهولت احتضار

نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند .

57- حدید :

عدم عذاب در دنیا – رفع بلایا – درکظهور حضرت قا ئم علیه السلام – نعمت بهشت – آزادی زندانی – مصونیت در جنگ – التیام درد

58- مجادله:

تسکین درد –حفظ د فینه – آرامش بیمار – مصونیت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات

59- حشر:

درود فرستادن کا ینات به او- در حکم شهید قرار گرفتن – مصون شدن از بلایا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقویت حا فظه

60- ممتحنه:

دفع فقر – نورانیت دیدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهید قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بیماری طحال – آسودگی در زندگی

61- صف :

قرار گرفتن در صف فرشتگان و پیامبران – همنشینی حضرت عیسی علیه السلام - امنیت در سفرها

62- جمعه :

پا داش بهشت - اعطای حسنات –رفع هراس – بخشودگی گناهان – رهایی از وسوسه های شیطان

از حضرت صادق علیه السلام منقولست که واجبست بر هر مومن هر گاه شیعه ما باشد که بخواند در نماز شب سوره جمعه و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین را و هرگاه این را به عمل آورد چنان است که گویا عمل رسول خدا صلی الله را بجا آورده است و ثواب و جزای او بر خداوند بهشت است .

63- منافقون :

رفتن به بهشت – رفع بیماری نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهای درونی – شفای بیمار – درمان چشم درد

64- تغابن:

شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواری پیامبر – درک ظهور حضرت قا ِِیم علیه السلام رفع مرگ ناگهانی – رفع شر حاکم

65- طلاق:

رفع آ تش دوزخ –رسیدن به تو به ی نصوح – ایجاد فتنه در محل دشمن

66- تحریم :

نصیب شدن توبه نصوح – شفای گزیده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بی خوابی –رفع بی پولی و قرض

67- ملک (تبارک ) :

مصون بودن در روز قیامت – رفع عذاب قبر – پاداشی همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاری روح مردگان

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که بخواند سوره الملک را در مکتوبه پیش از آن که بخواهد پیوسته اندر امان خدایتعالی خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خدای خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود قطب راوندی از بن عباس نقل کرده است که مردی خیمه زد بروی قبری و ندانست که آن قبر است پس خواند این سوره را پس شنید صحیحه زننده را گفت این سوره منجیر است پس این مطلب را بحضرت رسول اکرم عرض کرد آنحضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر

68- قلم :

رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسیدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آسانی محاسبه درروز قیامت – حفظ جنین هوش و حافظه ی کودک

70- معارج:

رفع بازخواست در روز قیامت – هم منزلی با حضرت محمدصل الله علیه و اله وسلم گشایش در کار زندا نی – رفع احتلام در خواب

71- نوح علیه السلام :

قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ریه های بهشتی – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت

72- جن :

عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونیرنگ جنییان - رسیدن به اجر بزرگ – فرار جنییان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاریهای انسان – سهولت مشکلات

73- مزمل :

زندگی پاک و نیکو در د نیا – مرگ راحت و خوب - رسین به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب دیدن پیامبر علیه السلام –رفع بیماری سختی های دنیا وآخرت- اعطای حسنات

74- مدثر :

مقامی نزدیک به مقام پیامبر علیه السلام – مصونیت از سختی وستم دنیا – اعطای حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن

75- قیامت :

همراه پیامبر علیه السلام از قبر برانگیخته خواهد شد – همراهی پیامبر علیه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پیامبر علیه السلام و جبرئیل به ایمان او- نورانیت چهره در روز قیامت – فزونی رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبیت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هیچ زور مداری نمی هراسد

76- انسا ن (دهر):

همنشینی با پیا مبر – به ازدواج حورالعین در آمدن – پاداش بهشت و حریر گرفتن – قوی شدن نفس ضعیف – تسکین درد قلب – تندرستی – هر چه بخواهد پاداش گیرد – سود بردن بدن – نیرومند گشتن جان – قوت بخشیدن به اعصاب تسکین نگرانی و اضطراب

77- مرسلات :

میان او و حضرت محمد آشنایی برقرار گردد – در زمره کسانی ست که به خداوند شرک نمی ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پیروزی بر دشمن – تسکین دل درد

78- نبا ء :

مشرف شدن به خانه ی خدا – محا سبه در روز قیامت به اندا زه ی نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هیبت یافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث

79- نازعات :

سیراب از دنیا رفتن – سیراب برانگیخته شدن – سیراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشیدن شراب گوارای بهشتی – در امان ماندن از گزند دشمنان

80- عبس (اعمی):

قرار گرفتن زیر سا یه ی کرامت الهی دربهشت – حفظ از رسوایی درقیامت – درمان چشم درد و آب ریزش آن

82- انفطار :

ازبین رفتن حجاب میان او وخدا وند در روز قیامت – مستور ماندن دشتی ها درقیامت – مانع رسوایی در قیامت – آزاد شدن اسیر – اصلاح شدن امر انسان در قیامت – بخشوده شدن گناهان – فزونی نور دیدگان – درمان چشم درد و تاری

83- مطففین :

در امان ماندن از آتش جهنم – نو شیدن از شراب گواری بهشتی – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شی از گزند حشرات

84- انشقاق:

از بین رفتن حجاب میان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ی عمل از پشت سر – آسان شدن زایمان- درامان ماندن خانه وحیواناتاز گزندحشرات

85- بروج :

در محشر همراه پیامبر و صالحان بودن – اعطای حسنات – نجات یافتن از گرفتاری – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شیر آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن

86- طارق :

مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشین مومنین بودن اعطای حسنات – محافظت اشیاء- چرکی نشدن زخم – شفایافتن

87- اعلی:

وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضیلت خواندن مصحف مو سی و ابراهیم علیه السلام را یافتن – دادن پاداش به او – تسکین درد گوش – رفع بواسیر – تسکین درد – شفای شکستگی

88- غاشیه :

مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گریه نوزاد –آرام شدن حیوان سرکش –رفع بیماری دندان درد –صحت و سلامت در غذا

89- فجر:

در قیامت همراه امام حسین بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطای حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قیامت –در امان ماندن از گزند هر چیز

90- بلد:

مشهور شدن به نیکوکاری در دنیا –یافتن مقام بالا نزد خدا – همنشینی پیامبران و شهیدان در قیامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بیماری –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گریه کودک –دفع درد بینی در کودک –

91- شمس:

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزیز شدن نزد مردم – افزایش رزق – آرام گرفتن لرز بدن

92- لیل:

:شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابیدن – فضیلت تلاوت ربع قرآن – پذیرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب دیدن – بهبود یافتن صرع و بیهو شی

93- ضحی :

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطای حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شیئ مخفی

94- انشراح :

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای یقین و سلامتی – درمان سینه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بیماری قلب درد – شفای زکام و سرماخوردگی –

95- تین :

رسیدن به بهشت – رسیدن به پاداش بسیار – رفع ضرر غذا

96- علق :

شهید از دنیا رفتن – همانند کسی است که در رکاب پیامبر جنگیده – پاداش تلاوت یک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهای سفر

97- قدر :

گوئی در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشی همچو یک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشینی با بهترین مخلوقات در قیامت – درمان لرزه های اعضای بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزایش برکت انبار غقله

98- بینه :

بیزاری از مشرکان –پیوستن به دین محمد –در زمره مومنان برانگیخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قیامت قیامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان یرقان –درمان آب مروارید و پیسی-رفع هر نوع آماس –سود بخشیدن به زن باردار

99- زلزال:

رفع زلزله –نمردن با بلایای دنیایی –خارج شدن اسان روح از بدن –رسیدن به منزلگه بهشتی –همراهی فرشتگان –رسیدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهایی از ترس –دفع لرزش بدن

100- عادیات :

مبعوث و همنشین شدن همراه حضرت علی-رسیدن به پاداش تلاوت کل قرآن –ادای سریع قرض –رفع بیماری ترس و تشنگی

101- قارعه:

در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگین گشتن ترازوی احسان –گشوده شدن در رحمت –فزونی رزق-اآسان گشتن کار برای انسان محروم –نیکو گشتن تجارت

102- تکاثر:

رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهید –ایستادن چهل ردیف فرشته در نماز با وی –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن



103- عصر:

برانگیخته شدن با چهره خندان و درخشان در قیامت-اعطای حسنات –عاقبت به خیر شدن –از جمله پیروان حق و حقیقت شدن –حافظ اشیائ مدفون

104- همزه:

دفع فقر –فزونی رزق-دفع مرگ بد –اعطای پاداش-درمان درد چشم

105- فیل:

شهادت دشت ها بیابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قیامت –بازخواست نشدن در قیامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنیا- توان اینکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت می دهد

106- قریش:

سوار بر مرکب بهشتی برانگیخته شدن –اغطای پاداشی چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام –

107- ماعون :

همانند کسی شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قیامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت

108- کوثر:

از حوض کوثر سیراب شدن –هم صحبتی با رسول خدا –اعطای پاداش –دیدن پیامبر در خواب

109- کافرون:

رسیدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهید مردن و شهید بر انگیخته شدن دور ماندن از گزند شیطان –در امان ماندن از وحشت قیامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات

110- نصر:

پیروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگیخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرمای دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهای خیر و برکت در دنیا-استجابت حاجات – ثواب کسی که در رکاب پیامبر ودر فتح مکّه بوده – پذیرفته شدن نماز در درگاه الهی

111- لهب(مسد):

تنفر از ابو لهب –تسکین درد شکم در پناه خدا بودن

112- اخلاص (توحید):

بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطای خیر در دنیا و آخرت - بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئیل بر بدن او نماز می خوانند-در امان بودن از بدیهای مردم-رفع بیماری شر و زور –پذیرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت یک سوم قرآن و تورات وانجیل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکین درد شکم –اعطای پاداش –پیروزی بر دشمنان

113- فلق:

در امان بودن از درد و بیماری –در امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و بیماری معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسی که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدی ها و بلایا- رسیدن به پاداش بزرگ همانند کسی که در مکه روزه گرفته بودن

114- ناس:

در امان بودن از درد بیماری - امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنیان و وسوسه –پذیرفته شدن نماز .
 
مرجع:
سايت تبيان
 
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

اطلاعات قرآني(به غناي مطلب كمك كنيد)

 

 شنيدني هاي قرآني

 

 

آیه 33 سوره مباركه احزاب به "آیه تطهیر" معروف است.

سوره معظمه صف به "الحواریون، عیسی" شهرت دارد.

آیه شریفه 159 سوره بقره به "آیه كتمان" معروف است.

آیه شریفه 180 سوره بقره به "آیه وصیت" مشهور است.

آیه شریفه 55 سوره مائده به "آیه ولایت" معروف است.

سوره كریمه بقره را "فسطاط القرآن" می‌نامند .

سوره مباركه توحید به شناسنامه خداوند معروف است.

ماه مبارك رمضان تنها ماهی است كه نام آن در قرآن ذكر شده ‌است.

برای نخستین بار در زمان عبدالملك ابن مروان و توسط ابوالاسود دوئلی نقطه‌گذاری حروف قرآن انجام گرفت.

سوره‌های مباركه بقره و آل‌عمران به علت كثرت وجود اسماء الهی، به "زهروان" و "زهراوین" شهرت یافته است.

سوره مباركه بقره اولین سوره سری میادین قرآن است.

پنج سوره از سوره‌های قرآن مجید با "الحمدالل‍ه" شروع میشود.

نام مبارك حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پنج مرتبه در قرآن مجید ذكر شده است.

در تمامی آیات سوره مباركه مجادله كلمه معظمه "الله" وجود دارد.

هنگام نزول سوره مباركه انعام، هفتاد هزار فرشته آن را همراهی میكردند.

هنگامی كه امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) در ركوع انگشتری خود را به فرد نیازمندی داد، آیه شریفه 59 سوره مائده نازل گشت.

آیات 23 و 24 سوره مباركه حشر به آیات "اسماء الحسنی" شهرت یافته‌است.

كم‌فروشان در سوره مباركه مطففین مورد سرزنش خداوند قرار گرفته‌اند.

كلمه معظمه "الله" در قرآن مجید حدود 2669 مرتبه ذكر شده‌ است.

سوره مباركه شمس به "صالح" نیز شهرت دارد.

سوره مباركه یوسف احسن القصص قرآن كریم است.

تعداد آیات سوره مباركه صف برابر است با تعداد معصومین.

تعداد آیات سوره مباركه تحریم و طلاق برابر است با تعداد امامان معصوم.

سوره مباركه حمد به "ام‌القرآن" شهرت یافته است.

سوره مباركه یس به "ریحانة‌القرآن" معروف است.

كلمه "قرآن" حدود 58 مرتبه در قرآن كریم بكار رفته است.

كلمه "امام" (به صورت مفرد و جمع)، 12 مرتبه در قرآن عظیم تكرار شده است.

سوره مباركه بقره ركن قرآن است.

سوره معظمه كوثر تنها سوره‌ای است كه در آن  حرف "میم" (به غیر از بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم) بكار نرفته است.

آبه 281، آخرین آیه نازل شده سوره مباركه بقره ميباشد.

سوره‌های مباركه فلق و ناس به سوره‌های "معوذتین" معروف هستند.

آیه شریفه282 سوره بقره، بلندترین آیه قرآن مجید است.

تعداد كسره‌های به كار رفته در قر‌آن مجید برابر است با 39586

تعداد فتحه‌‌های به كار رفته در قر‌آن مجید برابر است با 93243

تعداد تشدید‌های به كار رفته در قر‌آن مجید برابر است با 19253

تعداد ضمه‌‌های به كار رفته در قر‌آن مجید برابر است با 4804

تعداد "الف" به كار رفته در قر‌آن مجید برابر است با 488772

تعداد نقطه‌های به كار رفته در قر‌آن برابر است با 1015030

سوره‌ مباركه الرحمن به "عروس قرآن" شهرت یافته است.

سوره های نمل، شعراء، قصص را "طواسین" گویند.

سوره مباركه مؤمنون به سوره "الغافر ـ الطول" معروف است.

نخستین كسانی كه در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به گردآوری قرآن مجید همت گماشتند، امام علی (علیه السلام)، ابی‌بن‌كعب، معاذ‌بن‌جبل و زیدبن‌ثابت میباشند.

در سوره‌ای كه تنها یكبار كسره بكار رفته است، سوره مباركه توحید است.

حروف مقطعه در قرآن مجید، همیشه در اول سوره‌ها قرار دارند.

قرآن عظیم چهار مرتبه بلافاصله پس از دستور به عبادت خداوند متعال، فرمان به احسان نسبت به والدین را میدهد.

قرآن مجید غیبت كردن را به خوردن گوشت تن برادر مُرده تشبیه نموده است.

قرآن كریم دارای یكصد و چهارده بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، یكصد و بیست حزب،  سی جزء میباشد.

به سوره مباركه اسراء، "بنی اسرائیل" نیز می‌گویند.

قرآن كریم طی 23 سال بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نازل گشت.

قرآن مجید از اصحاب كهف به عنوان جوانمردان یاد كرده است.

جبرئیل امین پس از آنكه آیات 1 تا 5 سوره علق را برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آورد، به مدت سه سال نزول وحی قطع گردید.

زیتون و انجیر، درختانی هستند كه در قرآن مجید به آنها سوگند یاد شده است.

سوره مباركه یس را "قلب قرآن" میخوانند

سوره مباركه بقره در سه جزء واقع شده است.

اسامی 25 پیامبر در قرآن كریم مكتوب است.

قرآن مجید برای اولین بار در سال 1142 میلادی به زبان لاتین ترجمه شد.

طبق مشهورترین روایات تعداد آیات قرآن كریم 6236 و تعداد كلمات آن 77808 میباشد.

خواندن آیة‌الكرسی بعد از وضو مستحب است و بسیار ثواب دارد.

آیه شریفه «فلا اقسم برب المشارق و المغارب» به كروی بودن زمین اشاره دارد.

29 سوره از سوره‌های قرآن كریم با حروف مقطعه شروع میشود.

"اسرائیل"، لقب حضرت یعقوب نبی (علیه السلام) میباشد.

"طه"، لقب حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است كه نام سوره‌ای نیز میباشد.

ناتوانی مخالفان در مقابله با قرآن كریم باعث شد كه آنها عنوان جادو را به آن نسبت دهند.

عمران نام پدر شخصیتهایی چون امام علی (علیه‌ السلام)، حضرت موسی نبی و حضرت مریم میباشد كه نام سوره‌ای نیز میباشد.

كلمه مقدس "شهید" حدود 36 مرتبه در قرآن مجید ذكر شده است.

سوره‌های غافر، فصلت، زخرف، شوری، احقاف، جاثیه، دخان به "حوامیم" شهرت یافته‌اند.

سوره مباركه معراج به "سئل سائل" خواند میشود.

سوره مباركه فصلت به "حم سجده" مشهور است.

سوره مباركه اعراف به "المص" معروف است.

سوره مباركه زمر به "الغرف" مشهور است.

سوره مباركه ق به "الباسقات" معروف است.

سوره مباركه قلم به "النون" مشهور است.

سوره مباركه شوری به "حمعسق" معروف است.

سوره‌های انفال و توبه به "قرینتین" مشهور هستند.

محكمترین آیه در قرآن مجید آیه شریفه «فمن مثقال ذرة...» میباشد.

در روز هجدهم ذی‌الحجه، در غدیرخم، آیه 67 سوره مباركه مائده نازل گشت.

"آیه تدهید" در خصوص اهل‌بیت پیامبر نازل شده است.

جزئی كه بیشترین سوره را در خود جای داده است، جزء سی‌ام قرآن كریم است.

سوره توبه تنها سوره‌ای است كه با بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم آغاز نمیشود.

سوره مباركه الرحمن، سوره‌ای است كه یكی از آیات آن 31 مرتبه تكرار شده است.

ام‌القرآن یا همان سوره حمد سوره‌ای است كه در آن حرف "ف" بكار نرفته است.

سوره‌های كافرون، اخلاص، فلق، ناس و جن سوره هایی هستند كه با "قل" آغاز میشوند و خواندن آنها بسيار سفارش شده است.

  با ارسال تازه هاي ي قرآني از اين دست به غناي

 مطلب بيفراييد تا آن رابا نام خودتان به نمايش بگذاريم.

با تشكر* سهراب محمودي*

مطلب ارسالی از حسینی

1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.
چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جم ع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.
بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند.
بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند .
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).


41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).
43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).
درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه:
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد.
آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.»
«اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد.
در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

با چه کسانی دوست شویم

 

13 گروه پرمنفعت برای دوستی


قرآن کریم به معرفی چهره‌های پاکی پرداخته است که لازم است انسان در تمام طول عمر با آنان همراه باشد؛ چرا که همراهی با آنان پر منفعتتر ین تأثیر را در همه حیات آدمی دارد.


دوست يابي 

چهره‌های پاک در قرآن

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ذَوی‌الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ الْسَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوْا وَأُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ.»(بقره، 177).

نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده اند، ومال و ثروتشان را با آن که دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان میدهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپای میدارند، و زکات میپردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین‌داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.

 15 خصیصه نیکان روزگار

خدای بزرگ برای معرّفی و شناساندن نیکان روزگار پانزده خصیصه و ویژه‌گی را در آیه 177 بقره ذکر فرموده است، چنانچه این موارد عالی در وجود کسی پیدا و به این واقعیّتها آراسته شد،انسان باید در طلب دوستی بااو جدیّت کند و خودرابا چنین منبع لطفی پیوند زده و از درخت پر ثمر وجود او همان سود را ببردکه خود او برده است.

 

 پرهیزکاران

«وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ* لَهُم مَا یَشَاؤُنَ عِندَ رَبِّهِمْ ذلِکَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ* لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ» (زمر، 33- 35).

و آن که سخن راست و درست آورد و کسانی که آن را باور کردند، اینانند که پرهیزکارانند. * برای آنان نزدپروردگارشان آنچه بخواهند فراهم است؛ این است

پاداش نیکوکاران؛ * تا خدا [به رحمتش] زشت‌ترین اعمالی که انجام دادند از آنان محو کند، و آنان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام میدادند پاداش دهد.

منظور از راستی در این آیه شریفه تمام واقعیت‌های الهی وایمان به آن و اجرای آن است و به حقیقت اینان صاحبان ارزشند و معاشرت با آنان و دنبال کردن راهشان علّت سعادت دو جهان برای انسان است، کسی که امید به سعادت دارد باید به طلب اینان و راهشان برخیزد.

مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد، [و] پیوسته از روزی که دلها و دیدهها در آن زیر و رو میشود، میترسند


مؤمنان

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» (حجرات، 15).

مؤمنان فقط کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند، آن گاه [در حقّانیّت آنچه به آن ایمان آوردهاند] شک ننموده و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد

کردهاند؛ اینان [در گفتار و کردار] اهل صدق و راستیاند.

 

ذاکران و صابران

«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِیماً» (احزاب، 35).

مسلماً خدا برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و

مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان حفظ کننده خود از پلیدی‌های جنسی، و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، آمرزش و

پاداشی بزرگ آماده کرده است.

البتّه باید توجّه داشت که تمام این حقایق در وجود یک آشنای با خدا، اعم از مرد و زن، جمع است، اینطور نیست که مرد و زنی یکی از این صفات را داشته باشند

و آنگاه برای آنان آمرزش و اجر بزرگ باشد. اصولًا مؤمن همه این خصوصیّات را داراست؛ زیرا این واقعیتها از توابع ایمان واقعی است و هرکجا ایمان باشد این

حقایق هم هست. پس چه نیکوست که انسان در طلب آنان که آراسته به این برنامهها هستند برآید و البتّه امید واقعی سازنده این طلب و خواسته، در وجود انسان

است.

مرد

مردان الهی

«رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ» (نور، 37).

مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد، [و] پیوسته از روزی که دلها و دیدهها در آن زیر و رو میشود، میترسند.

 

اوصاف مؤمنان

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ* وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ* وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ* وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَی أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ* فَمَنِ ابْتَغَی وَرَاءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْعَادُونَ* وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ* وَالَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ* أُولئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ* الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (مؤمنون، 1- 11).

بی‌تردید مؤمنان رستگار شدند. * آنان که در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب] اند. * و آنان که از [هر گفتار و کردارِ] بیهوده و بی‌فایده رویگردانند، *

و آنان که پرداخت کننده زکاتاند، * و آنان که نگه دارنده دامنشان [از شهوت‌های حرام] اند، * مگر در [کام جویی از] همسران یا کنیزانشان که آنان [در این زمینه]

مورد سرزنش نیستند. * پس کسانی [که در بهره‌گیریجنسی، راهی] غیر از این جویند، تجاوزکار [از حدود حق] هستند. * و آنان که امانتها و پیمان‌های خود را

رعایت می‌کنند، * و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند. * اینانند که وارثاناند، * وارثانی که [از روی شایستگی] بهشت

فردوس را به میراث میبرند [و] در آن جاودانه اند.

 

صابران

«إِنَّ الإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» (عصر، 2- 3).

[که] بی‌تردید انسان در زیان‌کاری بزرگی است؛ * مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کردهاند.

 

مجاهدان

«لکِنِ الْرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (توبه، 88).

ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جان هایشان جهاد کردند، اینانند که همه خیرات [دنیا و آخرت] برای آنان است و اینانند که رستگارند.

و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام دادهاند، برای آنان برترین درجات است

رستگاران

«التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» (توبه، 112).

[آن مؤمنان، همان] توبه‌کنندگان، عبادت کنندگان، سپاسگزاران، روزهداران، رکوع کنندگان، سجده‌کنندگان، فرماندهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و پاسداران حدود و مقرّرات خدایند و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.

 

مهاجران

«وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُم فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ» (نحل، 41).

و آنان که پس از ستم دیدنشان برای به دست آوردن خشنودی خدا هجرت کردند، یقیناً آنان را در این دنیا در جایگاه و مکانی نیکو جای دهیم، و قطعاً پاداش آخرت

بهتر و برتر است، اگر میدانستند [که دارای چه کمیّت و کیفیتی است].

 

ناصحان

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمْ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (توبه،71).

مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان میدهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمیدارند، و نماز را برپا می‌کنند، و زکات میپردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت می‌نمایند؛ یقیناً خدا آنان را مورد رحمت قرار میدهد؛ زیرا خدا توانای شکست‌ناپذیر و حکیم است.

 

پروا پیشه‌گان

وَمَن یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی (طه، 75).

و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام داده اند، برای آنان برترین درجات است.

دعا
بندگان حضرت حق

«وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً* وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیَاماً* وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَاماً* إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً* وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوَاماً* وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثَاماً* یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَاناً* إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحاً فَأُولئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً* وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَی اللَّهِ مَتَاباً* وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً* وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمّاً وَعُمْیَاناً* وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً» (فرقان، 63- 74).

و بندگان رحمان کسانیاند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه میروند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار میدهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت‌آمیز می‌گویند، * و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح میرسانند، * و آنان که می‌گویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلماً عذاب آن پایدار و همیشگی است. *

قطعاً دوزخ بد قرارگاه و بد اقامت گاهی است. * و آنان که وقتی انفاق می‌کنند، نه از حدّ معمول [و متعارف] میگذرند و نه تنگ می‌گیرند، و [انفاقشان] همواره میان این دو در حدّ اعتدال است. * و آنان که معبود دیگری را با خدا نمیپرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد. * روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند. * مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند که خدا بدی‌هایشان را به خوبیها تبدیل می‌کند و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. * و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز میگردد. * و آنان که در مجلس غناو

دروغ‌پردازی و امور باطل حاضر نمیشوند، و هنگامی که بر گفتار و کردار لغو میگذرند، با بزرگواری و متانت میگذرند، * و آنان که وقتی به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کری و کوری نمیافتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل میدهند] * و آنان که می‌گویند:پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان

خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.چنین بندگانی که اوصافشان ذکر شد، پاداش پایداریشان را در راه بندگی خدا، غرفه‌های جنّت و

حفره‌های بهشتی می‌یابند که در آنجا با تحیّت و سلام در شادمانی، یکدیگر را ملاقات کنند و در آن بهشت که جایگاه بسیار نیکو و مقامی بلند است؛ تا ابد جاوید و

متنعّم خواهند بود.

 چه کسانی قابل معاشرت ودوستی هستند؟

در حقیقت باید گفت: آنان که دارای سرمایه امیدند- امید به حیات پاک و آخرت آباد و امید برای بدست آوردنمایه‌های انسانی و امید به بقای حق، و خشنودی الهی و سعادت دنیا و آخرت- بهترین حالت طلب را دارند و یک رشته طلب آنان متوجّه یافتن عاشقان خداست، تا با یاری آنان و از برکت معاشرت با آن وفاداران، به مقام قرب خدا و مقام رضایت و خشنودی او برسند.

 


 منبع :

کتاب عرفان اسلامی جلد یک،نوشته: آیت الله استاد حسین انصاریان.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

هدف غایی از زندگی انسان

هدف نهایی از زندگی در دنیا

از دیدگاه قرآن، هدف نهایی زندگی تقرب به خداوند است و هیچ هدفی متعالی‏ تر از آن وجود ندارد؛ زیرا تقرب به خداوند رسیدن همه کمالات، زیبایی ‏ها، لذت‏ ها و سعادت ابدی است و این تقرب همراه با چشیدن طعم حیات طیبه و پایدار و فناناپذیر در جوار رحمت حق است .

 هر کسی برای خودش در زندگی، هدفی دارد که آن را دنبال می کند و برای رسیدن به آن، تلاش می کند. این اهداف با توجه به نوع نگرش انسان ها به دنیا و زندگی و نیز جایگاه اجتماعی افراد، متفاوت است. انتخاب هدف به جهان بینی هر فرد بستگی دارد، اینکه در بین افراد جامعه، در انتخاب هدف اختلاف به چشم می ‏خورد، معلول جهان بینی ‏های مختلف و متفاوت است؛ زیرا جهان ‏بینی ریشه اصلی انتخاب هدف زندگی است.
برخی افراد به خاطر سرگرم شدن به هدف های مادی و انس با ظواهر زندگی، هدفشان نیز فقط همین زندگی مادی و دنیوی است. رضایت به این زندگی دنیایی و موقت، سبب شده است که آن ها به طور جدی درباره هدف نهایی زندگی نیندیشند و در غفلت غوطه‏ ور باشند.
برخی دیگر نیز نتوانسته اند با هدف های مادی و غریزی، خود را راضی و خشنود سازند و نیز نتوانسته ‏اند به بعد متعالی حیات برسند؛ زیرا هدف نهایی زندگی انسان را در لابلای زندگی مادی جستجو کرده اند. این افراد سراب را آب پنداشتند که با رسیدن به آن، بیشتر دچار عطش شده و به پوچی رسیده ‏اند. این افراد با تصور اینکه حیات انسانی در همین زندگی چند روزه دنیا خلاصه شده و هدفی والاتر از عناصر مادی و غریزی وجود ندارد، آن را پوچ و بی‏ ارزش می دانند و از نظام هستی انتقاد می کنند.
برخی دیگر نیز گام فراتر نهاده و با بعد متعالی حیات آشنا شده ‏اند. این افراد توانسته ‏اند در سایه تحصیل کمال، دریچه ‏ای از عالم بالا بر روی خود بگشایند و با عظمت های معنوی زندگی، آشنا شوند. از این رو، این دسته، نه مانند گروه اول با آسودگی خاطر در عالم غفلت و بی‏ خبری هستند و نه مانند گروه دوم به پوچی رسیدند؛ بلکه با دستیابی به حقایقی که از دید ظاهربینان پنهان و پوشیده است، فلسفه زندگی را در ماورای مرزهای ظواهر یافته و از آن سخن گفته ‏اند.
 
(1)قرآن دستیابی و رسیدن به حیات طیبه را هدف از زندگی ابتدایی دنیا می ‏داند که همان زندگی حقیقی و جاوید است و برای رسیدن به آن، دو چیز را شرط قرار می ‏دهد: ایمان و عمل صالح
ما از نظر قرآن حیات معمولی و پست این دنیا نمی ‏تواند آرمان و ایده‏ آل نهایی انسان تلقی شود؛ زیرا این دنیا در عین جالب بودن حقیقتی است ابتدایی، نه متعالی و نهایی. از این رو از این گونه حیات با تعابیری همچون متاع فریبنده، لهو و بیهوده، بازی، متاع اندک، آرایش فریبا و ... یاد می کند:
 «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ
 
وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ»
؛ «هر کسی مرگ را می‏ چشد و شما پاداش خود را به طور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آن ها که از آتش (دوزخ) دور شده و به بهشت وارد شوند، نجات یافته و رستگار شده ‏اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست».
 
(2)هر چند زندگی دنیایی می‏ تواند وسیله کمال و تعالی انسان نیز باشد، اما نمی ‏تواند هدف نهایی زندگی قرار گیرد. قرآن به کسانی که «هدف زندگی» را در لابلای حیات مادی و زودگذر همین دنیا جستجو می ‏کنند و لذت بردن، تجمل پرستی، فزون‏ طلبی در اموال، هوسرانی و به دست آوردن قدرت را هدف نهایی زندگی می‏ پندارند، چنین می فرماید:
 «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی اْلأَمْوالِ وَ اْلأَوْلادِ
 
کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطامًا وَ فِی اْلآخِرَةِ عَذابٌ
 
شَدیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ»؛ «بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می‏ برد، سپس خشک می‏ شود؛ به گونه ‏ای که آن را زرد رنگ می ‏بینی؛ سپس تبدیل به کاه می ‏شود و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست».
 
(3)اما شاید این سؤال پیش بیاید که اگر حیات دنیا هدف نیست؛ پس چرا خداوند آن را آفریده است؟ در پاسخ باید گفت: خداوند حکیم علیم از آن جهت دنیا را آفریده است که وسیله رسیدن به هدف متعالی انسان و دستیابی به حیات حقیقی و ابدی در جوار رحمت حق باشد، نه اینکه این حیات ناپایدار خود هدف زندگی قرار گیرد. قرآن دستیابی و رسیدن به حیات طیبه را هدف از زندگی ابتدایی دنیا می ‏داند که همان زندگی حقیقی و جاوید است و برای رسیدن به آن، دو چیز را شرط قرار می ‏دهد: ایمان و عمل صالح.
از دیدگاه قرآن، هدف نهایی زندگی تقرب به خداوند است و هیچ هدفی متعالی‏ تر از آن وجود ندارد؛ زیرا تقرب به خداوند رسیدن همه کمالات، زیبایی ‏ها، لذت‏ ها و سعادت ابدی است و این تقرب همراه با چشیدن طعم حیات طیبه و پایدار و فناناپذیر در جوار رحمت حق است و اینکه قرآن عبادت را به عنوان هدف خلقت بیان می‏ کند، از آن جهت است که عبادت رابطه انسان را با خدا محکم و زندگی او را خدامحور می ‏سازد و چنین زندگی ای موجب تقرب انسان به خدا می ‏شود :
 
« وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفی إِلاّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحًا
 
فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ»؛ « اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرّب نمی ‏سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده ‏اند؛ و آن ها در غرفه‏ های (بهشتی) در (نهایت) امنیّت خواهند بود».
 
(4)ایمان به خدا و عمل صالح، زندگی انسان را خدامحور می ‏کند و زندگی ای که محور اصلی آن خدا باشد، سراسر عبادت، و عبادت موجب کمال و تقرب به خداوند می ‏باشد؛ همان گونه که قرآن در این آیه ایمان و عمل صالح را اسباب تقرب به خدا معرفی می ‏کند.
پی نوشت ها :
1. مجله گلستان قرآن، ش 167، مقاله هدف در قرآن.
2. آل عمران: 185.
3. حدید: 20.
4. سبأ: 37.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 5:18 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

علم غيب

علم غیب

 


غیب در لغت به معنای پنهان و ناپیداست. گاهی مراد از غیب پنهان بودن امری در رابطه با مسائل ادارکی در ابتداي سوره بقره خداوند در معرفي متقين ايمان به غيب را يك اصل معرفي مي فرمايد به طور عموم است که در این جا می توان گفت دو قسم امور غیبی در رابطه‌ی با انسان وجود دارد:



  • قسم اول: بعضی امور غیبی هستند که بطور مطلق از قلمرو حس و عقل و حتی یافت حضوری انسان خارج‌اند مانند ذات خداوند که در هیچ انسانی امکان راهیابی علمی به آن وجود ندارد البته به آن معنا نیست که بر وجود خداوند نیز نمی توان برهان اقامه کرد و از آن آگاه شد، خیر بلکه با اقامه‌ی برهان امکان علم به اصل وجود خداوند وجود دارد و نیز از راه علم حضوری نیز می‌توان به وجود خداوند پی‌برد.

  • قسم دوم: اموری است که برای بعضی انسان‌ها امور غیبی و برای بعضی دیگر غیر غیبی و آشکار به حساب می‌آیند که مناسب است این نوع غیب را «غیب اضافی» نام کنیم. این نسبت و مقایسه ای که بین افراد آگاه و ناآگاه وجود دارد ممکن است در افراد یک زمان فرض شود و ممکن است در رابطه با انسان های گذشته، حال و آینده در طول زمان در نظر گرفته شود.

نکته‌ای که ذکر آن لازم است اینکه غیب دان به کسی گفته می شود که این گونه امور غیبی را بداند، اما روشن است که کاربرد واژه‌ی غیب در مورد آنچه او از آن آگاهی دارد و در رابطه با خود او از آن جهت که عالم است معنایی ندارد همان گونه که همین امور غیبی پس از بیان و آشکار شدن توسط غیب‌دان، برای دیگران نیز حکم امور غیبی را نخواهد داشت.

اگر در قرآن کریم، در مورد خداوند نیز صفت عالم الغیب بکار رفته، نبایستی توهم شود که اموری وجود دارد که از خود خداوند نیز پنهان بوده و سپس برایش آشکار می‌شود، بلکه باید دانست که این واژه‌ی غیب به ملاحظه‌ی عدم معرفت و آگاهی دیگران از این امور است.

نکته‌ی دیگر اینکه گاهی غیب در مورد اموری است که در حال حاضر واقع است و طریق علم به آن نیز برای همگان از راه عادی ممکن است اما در رابطه با فردی خاص و در شرایطی خاص، غیب محسوب می‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

قرآن صاعد (گفتگو با خدا)

    
گفتم: خسته‌ام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::.
گفتم: هيچ کي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غير از تو کسي رو ندارم
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق/16) ::.
گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش کردي!
گفتي: فاذکروني اذکرکم
     .:: منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کي بايد صبر کرد؟
گفتي: و ما يدريک لعل الساعة تکون قريبا
     .:: تو چه مي‌دوني! شايد موعدش نزديک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگي و نزديکت براي منِ کوچيک خيلي دوره! تا اون موقع چيکار کنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الله
     .:: کارايي که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (يونس/109) ::.
گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچيک... يه اشاره‌ کني تمومه!
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لکم
     .:: شايد چيزي که تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعيف الذليل...  اصلا چطور دلت مياد؟
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
.:: خدا نسبت به همه‌ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا
     .:: (مردم به چي دلخوش کردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.
گفتم: اصلا بي‌خيال! توکلت علي الله
گفتي: ان الله يحب المتوکلين
     .:: خدا اونايي رو که توکل مي‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خيلي چاکريم!
ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع کن! يادت باشه که:
و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره 
.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي‌کنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي‌کنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي‌کنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌کنم
گفتي: فاني قريب 
     .:: من که نزديکم (بقره/
۱۸۶) ::.
گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم... کاش مي‌شد بهت نزديک شم
گفتي: و اذکر ربک في نفسک تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد کن (اعراف/
۲۰۵) ::.
گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد!
گفتي: ألا تحبون ان يغفرالله لکم
     ..:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشي
گفتي: و استغفروا ربکم ثم توبوا اليه 
     .:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه کنيد (هود/
۹۰) ::.
گفتم: با اين همه گناه... آخه چيکار مي‌تونم بکنم؟
گفتي: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده 
     .:: مگه نمي‌دونيد خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌کنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.
گفتم: ديگه روي توبه ندارم
گفتي: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/
۲-۳) ::.
گفتم: با اين همه گناه، براي کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتي: ان الله يغفر الذنوب جميعا
.:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟
گفتي: و من يغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کيه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين کلامت کم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌کنه؛ عاشق مي‌شم!  ...  توبه مي‌کنم
گفتي: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونايي که پاک هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرک
گفتي: اليس الله بکاف عبده
     .:: خدا براي بنده‌اش کافي نيست؟ (زمر/
۳۶) ::.
گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيکار مي‌تونم بکنم؟  
گفتي:
يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا و سبحوه بکرة و اصيلا هو الذي يصلي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمت الي النور و کان بالمؤمنين رحيما
 
.::  ای مؤمنين! خدا رو زياد ياد کنيد و صبح و شب تسبيحش کنيد.
او کسي هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريکي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن.
خدا نسبت به مؤمنين مهربونه. (احزاب/۴۱-۴۳)
 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به نام او عزيز و گرامي

از امروز اين وب نوشته ها حلقه اتصال دلنوشته هاي من با مخاطبان هزار توي اينترنت است.

 
 

در میان اقوام و ملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى از بزرگان خویش كه مورد احترام و علاقه‏ى آنهاست، شروع مى‏كنند تا آن كار میمون و مبارك گردد و به انجام رسد.
 
البته آنان بر اساس اعتقادات صحیح یا فاسد خویش عمل مى‏كنند. گاهى به نام بت‏ها وطاغوت‏ها وگاهى با نام خدا و به دست اولیاى خدا، كار را شروع مى‏كنند. چنانكه در جنگ خندق، اوّلین كلنگ را رسول خداصلى الله علیه وآله بر زمین زد.(7)
 
«بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» سر آغاز كتاب الهى است.
 
«بسم‏اللَّه» نه تنها در ابتداى قرآن، بلكه در آغاز تمام كتاب‏هاى آسمانى بوده است.
در سر لوحه‏ى كار و عمل همه‏ى انبیا «بسم‏اللَّه» قرار داشت.
 
وقتى كشتى حضرت نوح در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح علیه السلام به یاران خود گفت: سوار شوید كه «بسم‏اللَّه مجراها و مرساها»(8) یعنى حركت و توقّف این كشتى با نام خداست.
 
حضرت سلیمان‏علیه السلام نیز وقتى ملكه سبا را به ایمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جمله‏ى «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم»(9) آغاز نمود. 

حضرت على
  علیه السلام فرمود: «بسم‏اللَّه»، مایه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است. همچنین آن حضرت به شخصى كه جمله‏ى «بسم‏اللَّه» را مى‏نوشت، فرمود: «جَوِّدها» آنرا نیكو بنویس.(10)  

بر زبان آوردن «بسم‏اللَّه» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ در خوردن و خوابیدن ونوشتن، سوارشدن بر مركب ومسافرت وبسیارى كارهاى دیگر. حتّى اگر حیوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و این رمز آن است كه خوراك انسان‏هاى هدف‏دار و موحّد نیز باید جهت الهى داشته باشد. 
 

در حدیث مى‏خوانیم: «بسم‏اللَّه» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن یك بیت شعر. و روایاتى در پاداش كسى كه اوّلین بار «بسم‏اللَّه» را به كودك یاد بدهد، وارد شده است.(11)
 

سؤال: چرا در شروع هر كارى «بسم‏اللَّه» سفارش شده است؟
پاسخ: «بسم‏اللَّه» آرم ونشانه‏ى مسلمانى است وباید همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد. همان گونه كه محصولات و كالاهاى ساخت یك كارخانه، آرم و علامت آن كارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزیى باشد یا كلّى.
 
 
مثلاً یك كارخانه چینى سازى، علامت خود را روى تمام ظروف مى‏زند، خواه ظرف‏هاى بزرگ باشد یا ظرف‏هاى كوچك. یا اینكه پرچم هر كشورى هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان‏هاى آن كشور است و هم بر فراز كشتى‏هاى آن كشور در دریاها، و هم بر روى میز ادارى كارمندان.
 

سؤال: آیا «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» آیه‏اى مستقل است؟
پاسخ: به اعتقاد اهل‏بیت رسول اللّه‏علیهم السلام كه صد سال سابقه بر سایر رهبران فقهى مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسیده و در قرآن نیز عصمت و پاكى آنها به صراحت بیان شده است، آیه «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» آیه‏اى مستقل و جزء قرآن است.
 
فخر رازى در تفسیر خویش شانزده دلیل آورده كه «بسم‏اللَّه» جزء سوره است. آلوسى نیز همین اعتقاد را دارد. در مسند احمد نیز «بسم‏اللَّه» جزء سوره شمرده شده است.(12) برخى از افراد كه بسم‏اللَّه را جزء سوره ندانسته و یا در نماز آن را ترك كرده‏اند، مورد اعتراض واقع شده‏اند.
 
در مستدرك حاكم آمده است: روزى معاویه در نماز «بسم‏اللَّه» نگفت، مردم به او اعتراض كردند كه «أسرقت أم نَیستَ»، آیه را دزدیدى یا فراموش كردى؟!(13)

امامان معصوم‏علیهم السلام اصرار داشتند كه در نماز، بسم‏اللَّه را بلند بگویند.
امام باقرعلیه السلام در مورد كسانى كه «بسم‏اللَّه» را در نماز نمى‏خواندند و یا جزء سوره نمى‏شمردند، مى‏فرمود: «سَرقوا اكرم آیة»(14) بهترین آیه قرآن را به سرقت بردند.
 
در سنن بیهقى در ضمن حدیثى آمده است: چرا بعضى «بسم‏اللَّه» را جزء سوره قرار نداده‏اند!(15)

شهید مطهّرى‏قدس سره در تفسیر سوره حمد، ابن عباس، عاصم، كسایى، ابن‏عمر، ابن‏زبیر، عطاء، ابن‏طاووس، فخررازى وسیوطى را از جمله كسانى معرّفى مى‏كند كه بسم اللَّه را جزء سوره مى‏دانستند.

در تفسیر قرطبى از امام صادق‏علیه السلام نقل شده است: «بسم‏اللَّه» تاج سوره‏هاست. تنها در آغاز سوره برائت (سوره توبه) «بسم‏اللَّه» نیامده و این به فرموده حضرت على علیه السلام به خاطر آن است كه «بسم‏اللَّه» كلمه امان و رحمت است، واعلام برائت از كفّار و مشركان، با اظهار محبّت ورحمت سازگار نیست.(16)

سیماى «بسم اللّه»

1. «بسم‏اللَّه» نشانگر رنگ وصبغه‏ى الهى وبیانگر جهت‏گیرى توحیدى ماست.(17)

2. «بسم‏ اللَّه» رمز توحید است وذكر نام دیگران به جاى آن رمز كفر، و قرین كردن نام خدا بانام دیگران، نشانه‏ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام دیگرى را ببریم ونه به جاى نام او.(18)

 3. «بسم ‏اللَّه» رمز بقا ودوام است. زیرا هرچه رنگ خدایى نداشته باشد، فانى است.(19)

 4. «بسم ‏اللَّه» رمز عشق به خدا وتوكّل به اوست. به كسى‏كه رحمان و رحیم است عشق مى‏ورزیم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى‏كنیم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.

 5. «بسم‏ اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.

 6. «بسم ‏اللَّه» گام اوّل در مسیر بندگى و عبودیّت است.

 7. «بسم ‏اللَّه» مایه فرار شیطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شیطان در او مؤثّر نمى‏افتد.

 8. «بسم‏ اللَّه» عامل قداست یافتن كارها و بیمه كردن آنهاست.

 9. «بسم ‏اللَّه» ذكر خداست، یعنى خدایا! من تو را فراموش نكرده‏ام.

 10. «بسم ‏اللَّه» بیانگر انگیزه ماست، یعنى خدایا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت‏ها ونه جلوه‏ها و نه هوس‏ها.

 11. امام رضاعلیه السلام فرمود: «بسم‏اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك‏تر است.(20)
 
 
7) بحار، ج‏20 ص 218.
8) هود، 41.
9) نمل، 30.
10) كنزالعمّال، ح 29558.
11) تفسیربرهان، ج‏1، ص‏43.
12) مسند احمد، ج‏3، ص 177 و ج‏4، ص 85.
13) مستدرك، ج‏3، ص‏233.
14) بحار، ج 85، ص 20.
15) سنن بیهقى، ج‏2، ص‏50.
16) تفسیر مجمع‏البیان و فخررازى.
17) امام رضاعلیه السلام مى‏فرماید: بسم‏اللَّه یعنى نشان بندگى خدا را بر خود مى‏نهم. تفسیر نورالثقلین.
18) نه فقط ذات او، بلكه نام او نیز از هر شریكى منزّه است؛ «سبّح اسم ربّك الاعلى» حتّى شروع كردن كار به نام خدا و محمدصلى الله علیه وآله ممنوع است. اثبات‏الهداة، ج‏7، ص‏482.
19) كلّ شى‏ء هالك الاّ وجهه» قصص، 88.
20) تفسیر راهنما.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

آخرین آیاتی که بر پیامبر نازل شد!

 

 

آخرین آیاتی که بر پیامبر نازل شد!

مقدمه‌ http://www.shabestan.ir/Images/News/Larg_Pic/25-2-1390/IMAGE634410486328116814.jpg

پس از بحث و گفتگو درباره نخستین آیاتی که بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل شد،‌ درباره آخرین آیات نازل شده بر حضرت ختمی‌مرتبت محمد مصطفیصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز میان دانشمندان علوم قرآن نیز اختلافاتی وجود دارد. اقوالی که خواهد آمد نظرات گوناگونی است که در‌ این باب اعلام شده است.


  • «یَستَفتونَکَ قل اﷲ یُفتیکم فی‌الکَلاله» (سوره نسا _ 176): شیخین از براء بن ‌عازب روایت کرده‌اند که گفت آخرین آیه‌‌ای بر پیامبر نازل شد آیه کلاله بود.

  • «واتّقوا یوماً تُرجعون فیه الی‌اللّه ثم تُوَفی کلّ نفسٍ ماکَسبَت و هُم لایُظلمون» (سوره بقره _ 281) نقل کرده‌اند که میان نزول ‌این آیه و رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هشتاد و یک روز فاصله شد و برخی نه روز و بعضی دیگر بیست و یک روز نیز گفته‌اند.

  • «یا ایها الذین آمنوا اتقو اللّه و ذَروا ما بَقِیَ مِن الرِّبا ان کنتم مومنین» (سوره بقره _ 278): محمد ابن جریر طبری از سعید ابن مُسیّب و شعبی نقل کرده‌اند که آیه ربا آخرین آیه نازل شده است که بر پیامبر نازل شده است ولی حدیث شناسان‌ این روایت را ضعیف شمرده‌اند.

  • «یا ایها الذین امنوا اِذا تداینتم بدَین الی آَجلٍ مُسمی‌فاکتبوُهٌ» (سوره بقره _ 282): ابن جریر از سعید ابن مسیب نقل کرده است که آیه دَین آخرین آیه‌ ایست که بر پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل شد.‌

  • «ثم انصرفوا صَرَف اللّه قلوبهم باَنّهم قومٌ لا یفقهون» (سوره توبه _ 127): گروهی از نویسندگان قرآن در زمان خلافت ابی‌بکر چنین نظر داده‌ بودند که آیه مزبور آخرین آیه‌ایست که بر رسو خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گردید، ولی ابی ابن کعب که در جمع نویسندگان حضور داشت گفته بود که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دو آیه دیگر را پس از‌ این آیه بر من قرائت نمود که عبارت بودند از آیات 128و 129 سوره توبه.

  • «فَمَن کان یرجوا لِقاءَ رَبِّه» (سوره کهف _ 110) : عده‌ای هم معتقدند که‌این آیه آخرین آیه نازل شده است، ولی ابن کثیر می‌گوید :قبول چنین مطلبی دشوار است که ما آیه مذکور را آخرین آیه‌ای بدانیم که بر پیغمبر نازل گردید. شاید منظور ‌این است که این آیه ، آخرین آیه‌ای از قرآن است که آیه دیگری آن را نسخ نکرده است.

  • «فَستجاب لهم ربّهم اَنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عاملٍ منکم مِن ذکرٍ اَو اُنثی» (سوره آلعمران _194): برخی از مفسران و محققان می‌گویند طبق روایت ام‌سلمه (همسر پیامبر) آخرین آیه ، آیه فوق می‌باشد چون امسلمه به پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عرض کرد که خداوند از مردان در قرآن یاد می‌کند در حالی که از زنان نامی به میان نیامده است؟ و نیز به عرض رساند که مردان به جنگ می‌روند و ما زنان نصف مردان ارث می‌بریم. کاش ما هم مرد بودیم و در جنگها شرکت می‌کردیم و به آنچه مردان نائل شده‌اند بهرهمند می‌گشتیم. که در پاسخ به ام‌سلمه این آیه نازل شد. ولی باید یاد‌آور شد که شاید منظور ام‌سلمه‌ این بود: آخرین آیاتی که درباره زن و مرد و به عنوان آن دو نازل شد آیه مذکور باشد نه آخرین آیه بطور مطلق.

  • «وَ مَن یَقتل مومناً متعمّداً فجزاوهُ جهنّم خالداً فیها و غَضِبَ اللّه علیه و لعنه....»(سوره نسا _ 93): از ابن عباس روایت است که آخرین آیه نازل شده آیه فوق می‌باشد که آیه دیگری آن را نسخ نکرده است.‌ این روایت نیز می‌رساند که مقصود آخرین آیه مربوط به مجازات قتل عمدی نسبت به مومن است نه آخرین آیه بطور مطلق.

  • «قل لا اَجِدُ فیما اُحٍیَ اِلَیّ مُحرّماً...» (سوره انعام _ 145): یکی از دانشمندان ، بنام «ابنحصار» ‌این راْی را نمی‌پذیرد و می‌گوید: سوره‌ای که آیه مذکور در آن قرار دارد به اتفاق همه دانشمندان و محققان مکی است و هیچ دلیلی وجود ندارد که این آیه پس از تاْخیر زمان بسیار طولانی در مدینه نازل شده باشد. علاوه براین آیه مذکور در مقام احتجاج و استدلال با مشرکان مکه می‌باشد و قهراً باید همزمان با اقامت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در مکه نازل گردیده باشد. پس آخرین آیه نازل شده نمی‌تواند باشد.

  • «فَاِن تابوا و اَقاموا الصلوﺓ فَاِخوانکُم فِی الدین» (سوره توبه _ 9): در مورد این آیه برخی می‌گویند از آخرین سوره کاملی است که بر پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گردید نه آخرین آیه بطور مطلق.

  • «اَلیوم اکمَلتُ لَکُم و اَتمَمتُ علیکم نَعمتی»(سوره مائده _ 3) : این آیه در عرفه و به سال (حجه الوداع) نزول یافته و ظاهر آیه نیز نشان می‌دهد که تمام فرائض و احکام پیش از نزول این آیه به مرحله کمال و تمام خود رسید بنابراین باید آنرا ظاهرا آخرین آیه‌ای بدانیم که بر پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل شد.

  • بهترین راه حل برای شناسایی آخرین آیه قرآن: چنانکه دیدیم دانشمندان علوم قرآنی و محدثان درباره آخرین آیه‌ای که بر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گردید آراء گوناگونی اظهار داشتند که درباره برخی از‌ این آراء مطالبی یادآوری گردید و در نتیجه به نظر قاطعی در ‌این زمینه دست نیافتیم. جناب آقای دکتر سید محمد باقر حجتی استاد دانشگاه و مولف کتاب تاریخ قرآن کریم بهترین راه ‌حل برای شناسایی آخرین آیات را بیان مرحوم طبرسی می‌داند که وی در ‌این باره می‌نویسد:

آیه «واتقو یوماً ترجمعون فیه الی اللّه» طبق گفته ابن‌عباس و سدی آخرین آیه‌ای است که بر رسول خدا نازل شد و جبرئیل علیه‌السلام به آنحضرت عرضه کرد این آیه را در راس آیه 280 از سوره بقره قرار دهند.


طبرسی سپس می‌نویسد: که مفسران گویند وقتی آیه«اِنّکَ میّتٌ و انهم مَیّتون »(
سوره زمر _30) نازل شد پیغمبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود کاش می‌دانستم این زمان چه وقتی است. خداوند متعال سوره نصر و فتح را نازل فرمود. پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پس از نازل شدن سوره فتح یکسال تمام زندگی کرد.


سپس آیات 127تا 129 سوره توبه نازل گردید و سوره توبه آخرین سوره کاملی است که ر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل شد پیامبر خدا پس از نزول ‌این آیات 6 ماه زندگانی کرد. وقتی برای حجة‌الوداع از مدینه بیرون شد در میانه راه آیه کلاله (
سوره نسا _176) نزول یافت. سپس در حال وقوع به عرفات آیه «الیوم اکملتُ لکم دینکم» نازل شد و پس از آن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم 81 روز در قید حیات بود. بعدها به ترتیب آیه‌های ربا و در و اپسین مرحله آیه «و اتقوا یوماً ترجعون...» نازل گردید. پیامبر اکرم پس از آن - بر حسب اختلاف روایات - بیست و یک روز ، یا نه شب و یا هفت شب زندگانی نمود و در روز بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجرت رحلت فرمود.

منابع

  1. تاریخ قرآن کریم _ دکترسیدمحمباقرحجتی
  2. آشنائی با علوم قرآنی _ دکترسیدمحمدرادمنش
  3. الاتقال فی علوم القرآن _ جلاالدین سیوطی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

لطايف قرآني

 

اطمینان قلبی 

همسایه (اصمعی) از او چند درهم قرض کرد. روزی اصمعی به او گفت : آیا به یاد قرضت هستی؟ همسایه جواب داد: بله آیا تو به من اطمینان نداری؟ اصمعی گفت: چرا مطمئنم ، اما مگر نشنیده‌ای که حضرت ابراهیم علیه‌السلام به پروردگارش ایمان داشت و خداوند از او پرسید: «اَوَ لَم تومِن ، مگر ایمان نیاورده‌ای) و ابراهیم علیه‌السلام پاسخ داد: (بَلی وَلکِن لِیَطمئنَّ قَلبی ؛ چرا ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.)

بهره اندک

روزگاری مردم دمشق به بیماری طاعون گرفتار شدند. در این هنگام (ولید بن عبد الملک) تصمیم گرفت که از آنجا خارج شود. به او گفتند : مگر سخن خدای بزرگ را نشنیده‌ای که می‌فرماید : قُل لَن یَنفعکُم الفِرار اِن فَرَرتُم مِن الموت اَو القَتلِ ، و اذاً لا تَمتَعون اِلا قلیلاً ؛ بگو از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت ولید گفت : من فقط همان بهره کم را می‌خواهم نه چیز دیگری را!!

مسافر آخرت

به شخصی که روزه نمی‌گرفت، گفتند : چرا روزه نمی‌گیری؟ گفت مگر قرآن را نخوانده‌ای که می‌گوید : وَمَن کان مریضاً اَو علی سفرٍ فعٌِدة مِن ایَّامٍ اخَر ؛ هر کس که مسافر است روزه بر او نیست. من هم در دنیا مسافر هستم روزی به دنیا آمده و روزی می‌روم. بنابراین نمی‌توانم روزه بگیرم!

انجیر

اعرابی نزد مردی که انجیر می‌خورد رفت ، آن مرد چون اعرابی را دید برای اینکه از انجیرها به او ندهد فورا انجیرها را زیر عبایش پنهان کرد، اعرابی آمد و نشست. آن مرد گفت : اگر قرآن می‌دانی برایم بخوان. اعرابی شروع به تلاوت قرآن کرد : والزیتون و طور سینین. آن شخص از اعرابی پرسید : پس کلمه وَالتّین که در ابتدای آیه است و به معنای انجیر است کجا رفت. اعرابی حاضر جواب گفت: وَالتّین زیر عبای توست!

پیامبر دروغی

شخصی به نام نصرا... ادعای پیامبری کرد او را گرفته و نزد خلیفه بردند. خلیفه از او پرسید : حال که ادعا می‌کنی فرستاده خدا هستی ، آیا آیه‌ای از قرآن بر نبوت تو دلالت می‌کند. پیامبر دروغی فورا این آیه را خواند: اِذا جاءَ نَصراللّهِ وَ الفَتح

دلیل ترک نماز

فردی نماز نمی‌خواند ، به او گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ جواب داد: مگر قرآن نمی‌خوانید؟ قرآن می‌فرماید: لا تقرَبو الصَّلاة ؛ نزدیک نماز نشوید و بقیه آیه را که چنین است نخواند: لا تقرَبوا الصَّلاةَ و اَنتُم سُکری ؛ نزدیک نماز نشوید در حالی که مستید.

منبع

  1. نشریه قرآنی بشارت/ج 13 و 41
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

آفرينش انسان در قرآن

هدف از آفرينش انسان در قرآن

یک سوال

از مهمترین سوالاتی که هر کسی از خود می‌پرسد این است که ما برای چه آفریده شده‌ایم؟ و هدف آفرینش انسانها و آمدن به این جهان چیست؟

پاسخ خداوند به این سوال

خداوند در قرآن می‌فرماید : «و ما خَلقَتِ الجِنَّ و الانسانَ اِلّا لِیَعبُدون ، و ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند.» (سوره ذاریات _ 56)

من نیازی به آنها ندارم «و ما اُریدُ مِنهُم مِن رِزقِ و ما اُریدَ اِن یَطعَمون» خداوند است که به بندگانش روزی می‌دهد و صاحب قوت و قدرت است. «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاق ذُو القُوَّةِ المَتین» این چند آیه که در نهایت اختصار و فشردگی است پرده از روی حقیقتی که همه خواهان آگاهی از آنند بر می‌دارد و ما را در برابر هدفی بزرگ قرار می‌دهد.

توضیح اینکه بدون شک هر فرد عاقل و حکیمی که کاری انجام می‌دهد هدفی برای آن در نظر دارد و از آنجا که خداوند از همه عالمتر و حکیمتر است این سوال پیش می‌آید که چرا او انسان را آفرید؟ آیا کمبودی داشت که با
آفرینش انسان آن کمبود بر طرف می‌شد؟ آیا نیازی داشت که ما را برای پاسخگویی به آن آفریده؟ در حالی که وجود او از هر جهتی کامل و در بی‌نهایت است.

هدف آفرینش از دیدگاه قرآن

آزمایش و امتحان

خداوند می‌فرماید : «الَّذی خَلَقَ المَوتَ و الحَیوةَ لِیَبلُوَکم ایُّکُم اَحسَن عملاً ؛ او کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند که کدامین نفر بهتر عمل می‌کند.» (سوره ملک _ 2) در این آیه مساله آفرینش ، آزمایش و امتحان انسانها از نظر حسن عمل به عنوان یک هدف معرفی شده است.

علم و آگاهی

خداوند می‌فرماید : «الله الَّذی خَلقَ سَبعَ سَمواتٍ و مِن الاَرضِ مِثلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الاَمرُ بَینَهُنَّ لِتَعلَموا انَّ الله کُلُّ شی‌ءٍ قَدیر و اِنَّ اللهَ قد اَحاطَ بِکُلِِّ شَیءٍ عِلما ؛ خدا آن کسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن آسمانها از زمین خلق فرمود و امر نافذ خود را بین هفت آسمان و زمین نازل کرد تا بدانید خدا بر هر چیز توانا و به احاطه علمی بر همه امور آگاه است.» (سوره طلاق _ 12) همانگونه که ملاحظه نمودید در آیه فوق علم و آگاهی از قدرت و علم خداوند به عنوان هدفی برای آفرینش ذکر شده است.

رحمت الهی

خداوند می‌فرماید : «و لَو شاءَ رَبُّکَ لِجَعلِ النَّاسِ اُمَّةً واحِدةً . . . اِلّا مَن رَحِمَ رَبُّکَ و لِذلِکَ خَلَقَهُم و تَمَّت کَلِمَةُ رَبُّکَ لَاَملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجَنَّةِ و النَّاسِ اَجمَعین ؛ اگر خدا می‌خواست همه ملل و مذاهب خلق را یک امت می‌گردانید و لیکن دائم همه اقوام و ملل دنیا با هم در اختلاف خواهند بود مگر آنکس که خدا به رحمت و لطف خاص هدایت کند و برای همین آفریده شدند ... .» (سوره هود _ 119 و 118) طبق آیه فوق رحمت الهی هدف اصلی آفرینش انسان ذکر شده است.

نتیجه گیری از آیات

آیات مورد بحث تنها روی مساله عبودیت و بندگی تکیه می‌کند و با صراحت تمام آنرا به عنوان هدف نهایی آفرینش جنّ و انس معرفی می‌نماید. اندکی تامل در مفهوم این آیات و آنچه مشابه آن است نشان می‌دهد که هیچ تضاد و اختلافی در میان این آیات نیست در واقع بغضی هدف مقدماتی ، بعضی هدف متوسط و بعضی هدف اصلی و نتیجه‌اند.


هدف اصلی همان عبودیت است که در آیات مورد بحث به آن اشاره شد و مساله (علم و آگاهی) و (امتحان و آزمایش) اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار می‌گیرند و (رحمت الهی) نتیجه این عبودیت است. بدین ترتیب روشن می‌شود که ما همه برای عبادت پروردگار آفریده شده‌ایم. اما مهم این است که بدانیم حقیقت عبادت چیست؟

حقیقت عبادت

برای یافتن پاسخ این سوال باید روی واژه عبد و عبودیت تکیه کرد و به تحلیل آنها پرداخت :

واژه عبد

عبد از نظر لغت عرب به انسانی می‌گویند که سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده‌اش تابع اراده اوست و خواستنش تابع خواست اوست. در برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هرگز به خود سستی راه نمی‌دهد.

واژه عبودیت

عبودیت آنگونه که در متون لغت آمده اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است و به همین دلیل تنها کسی می‌تواند معبود باشد که نهایت انعام و اکرام را کرده است و او کسی نیست جز خدا. بنابراین عبودیت نهایت اوج تکامل یک انسان و قرب او به خداست ، عبودیت تسلیم در برابر ذات پاک اوست، عبودیت اطاعت بی‌قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینه‌هاست. و بالاخره عبودیت کامل آن است که جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد، جز در راه او گام بر ندارد و هرچه غیر اوست فراموش کند. و این است هدف نهایی آفرینش بشر که خدا برای وصول به آن میدان آزمایش فراهم ساخته و علم و آگاهی به انسان داده و نتیجه نهاییش نیز غرق شدن در اقیانوس رحمت اوست.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

تلاوتهاي تحقيق استاد فقيد الشيخ المقري شحات محمد انور

 

 

استاد شحات محمدانور
ستاره ای همیشه فروزان در آسمان قرائت جهان اسلام


استاد شحات محمدانور ستاره ای همیشه فروزان در آسمان قرائت جهان اسلاماستادشحات محمدانور قاری مشهور مصری  که به موهبت قرائت های ماندگارش همواره چون ستاره ای پرفروغ در آسمان تلاوت و قرائت جهان اسلام خواهد درخشید و تاریخ قرائت قرآن به وی افتخار خواهد کرد.
استاد شحات محمدانور از معدود قاریانی بود که تلاوت های او در کام جان علاقه مندان و تشنگان قرآن به ویژه ملت قرآن دوست ایران می نشست و جان های تشنه را از کلام یگانه الهی سیراب می ساخت. این قاری توانای جهان اسلام روز یکشنبه  دی ماه سال ۸۶ به علت ابتلا به بیماری کبدی به لقاء الله پیوست و علاقه مندان به قرآن را سوگوار کرد.
وی در سال ۱۳۲۹ هجری شمسی در روستای کفرالوزیر شهر میت غمر که مرکزی دور افتاده در استان قهلیه در کشور مصر است، متولد شد. بیش از سه ماه از ولادت او نگذشته بود که پدرش وفات یافت و کودک خردسال نتوانست، خوبی های پدرداشتن را بچشد و چون هیچ مهر و عطوفتی مانند مهر مادری نیست، مادرش فرزند کوچک را به دامن گرفت و برای اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دایی های او زندگی کند چرا که دایی اش، استادحلمی محمدمصطفی وی را همچون پسر خود دوست می داشت و به او عشق می ورزید.
او از همان کودکی به یادگیری و حفظ قرآن اقدام کرد. در حالیکه هنوز هشت ساله بود، به کمک دایی اش، حافظ کل قرآن شد. وقتی به سن ۱۰ سالگی رسید، دایی اش او را به یکی از روستاهای مجاور (کفر المقام) برد تا تجوید قرآن را از مرحوم استاد سیداحمد فراحی فراگیرد و دیری نپایید که در دوران جوانی به قاری قابلی تبدیل شد و از اقصی نقاط کشور مصر برای تلاوت و قرائت از او دعوت می شد.
استاد شحات، خاطرات ایام کودکی را چنین مرور می کند: در آن دوره من با حفظ قرآن کریم سعادتی وصف ناشدنی یافتم، مخصوصا پس از پایان حفظ قرآن و در اثنای یادگیری تجوید آن به خاطر اینکه صدای زیبایی داشتم و ادای لحن من شبیه قاریان بزرگ بود و از همدوره ای هایم پیشی گرفتم و در میان آنان به استاد کوچک شناخته شدم. هم کلاسی هایم در مکتب به دنبال فرصت بودند تا استاد مشغول کاری شود تا از من بخواهند که با تجوید، آیات قرآن را برایشان بخوانم و چنان مرا تشویق می کردند که گویی من قاری بزرگی هستم. یکبار استاد از دور صدای مرا شنید و ایستاد و به تلاوت من گوش می داد تا اینکه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بیشتری به من می کرد و تمرکز بیشتری به من داشت چرا که آینده خوب و روشنی را از من متوقع بود. به یاد می آورم که در ضمن یادگیری قرآن کریم برای همکلاسی هایم زیاد تلاوت می کردم. روزی یکی از دوستانم فکری کرد، او یک قوطی کبریت تهیه کرد و جعبه آن را توسط یک نخ بلند به کشوی آن متصل کرد من یک قسمت را در مقابل دهانم می گرفتم و می خواندم گویی که میکروفن است و هر یک از دوستانم قسمت دیگر را به گوش می چسباندند تا طنین صدا را از آن بشنوند . همه این ها راه و هدفم را در حالی که طفل خردسالی بودم مشخص کرد و باعث شد که من هر راه و هر وسیله ای را که به واسطه آن از قرآن کریم متمکن می شویم جستجو کنم که از دستم نرود، بالاخص پس از آنکه جوانتر شدم و بعد از وفات دایی ام که سرپرستی خانواده را به عهده داشت من باید به خود ، مادر و پدر بزرگم تکیه می کردم. هرگاه می شنیدم یکی از بزرگان فوت کرده است و از یکی از مشاهیر قر اء برای احیاء مجلس عزا دعوت به عمل آمده در حالی که طفل ۱۲ الی ۱۵ ساله ای بودم به مکان عزا می رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قاری چیزی یاد بگیرم و در فضای آن مناسبت قرار بگیرم تا اینکه اگر به چنین مجلسی دعوت شدم مثل همین مشاهیر باشم.
استاد جوده ابوالسعود، السعید عبدالصمدالزناتی و الشیخ حمدی الزامل کسانی بودند که با حضورشان آتش رقابت را در منطقه شعله ور کردند ولی حقیقت این است که استعداد این جوان مستعد ناگهان درخشید و در آن میان او را منحصر به فرد کرد و به مقامی انکار ناشدنی رسید و علیرغم سن کمش مانند یک قاری بزرگ که تمامی سر انگشتان به او نشانه رفته است، درخشید و این ها همه قبل از ۲۰ سالگی بود.
ابتدای کار استاد شحات با هر میزانی که بسنجیم دوران سختی بود. دگرگونی های زندگی به کودکی که هنوز نیاز داشت تا کسی دستش را بگیرد و سفره مهربانی برایش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بکشد به او رحم نکرد بلکه به جای اینها بی خوابی و شب بیداری را راه رسیدن دانست و به راستی چگونه چشمان او آرام بگیرد و بخوابد در حالیکه باید به یک خانواده بزرگ خرجی بدهد بنابراین شروع به پاسخگویی دعوت هایی کرد که از هر جا به سمت او روان شده بود. این در حالی بود که پسری ۱۵ ساله بود، قرآن کریم را در همه روستاهای شمال مصر با دستمزد کمی در آن موقع می خواند و مقداری را صرف کرایه ماشین می کرد و باقیمانده دستمزدش را به جد و مادرش تقدیم می کرد. دعوت ها پیاپی به او می رسید، دعوت هایی که او را بر تحمل سختی هایی که در راه رسیدن به زندگی با شرافت و کرامتی که تاج عز ت و کرامت تلاوت قرآن کریم بر فرق آن می درخشید او را شجاع و صبور می ساخت.
او در این باره می گوید: من توانستم در زمان بسیار اندکی از خود یک قاری قوی بسازم و در این امر آنچه خداوند در من از بلند نظری و عزت نفس و روشن بینی و هوش قوی به ودیعت گذارده بود مرا کمک می کرد.
● قرائت در رادیو قاهره
چنین جوانی که مرتبا می درخشید و قرآن کریم از حنجره او مانند آب جاری در آبراه جریان داشت و شهرت او بر سن او بسیار سبقت گرفته بود آن قدر شایسته بود که رییس مرکز شهر (میت غمر) در سبعینات دعوت نامه ای برای او بفرستد و او را به یکی از مناسبت های دینی که مرحوم دکتر کامل البوهی، اولین رییس رادیو در آن حضور داشت، فرا بخواند. استاد شحات در این زمینه می گوید: من دوست کارمندی در مجلس شهر میت غمر داشتم. او به من گفت: رییس مرکز برای مراسم افتتاحیه یک محفل دینی، تو را دعوت کرده است که مسوولان بلند پایه و رییس رادیو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلی برگزار خواهد شد. من قبول کردم و رفتم. وقتی مرحوم دکتر البوهی صدای مرا شنید، گفت: شما با این استعداد چرا اقدام نمی کنی که در رادیو قرائت کنی و مرا تشجیع کرد. من رفتم و تقاضا نامه ای نوشتم و مدتی بعد، نامه ای با تاریخ آزمون برایم آمد. طبق تاریخ رفتم، ولی هیات داوران با وجود اعجاب شدیدشان نسبت به خواندن من گفتند: باید مدتی برای فراگیری نغمه ها و دستگاه ها کلاس ببینی. دو سال به آموزشگاه رفتم و همه مقامات و الحان قرآنی را با کیفیت عالی فرا گرفتم. در سال ،۱۹۷۹ دوباره تقاضانامه ام را نوشتم که سرانجام موفق شدم. آنها برنامه ای برای تلاوت هایم به من دادند و از آن پس بود که به رادیو راه یافتم.
● سفر به کشورها
استاد شحات پس از آن که پایه شهرت خود را بنا نهاد، بر آن تکیه زد تا آزادانه این بنا را با سفر و جستن مجد و عظمت بیشتر در سراسر دنیا، بپوشاند. هیچ قاره ای از دنیا نبود که در ماه مبارک رمضان، از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶ به آن مسافرت نکند. او بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسیاری از اوقات، به دعوت های خصوصی میلیون ها نفر از دوست داران قرآن کریم در خارج از مصر مانند انگلیس، آمریکا، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، کشور های خلیج فارس، نیجریه، زئیر، کامرون و بسیاری از کشور های آسیایی، مخصوصا ایران که به او علاقه مند شده بودند، سفر کرد و به قول خودش در همه این مسافرت ها، جز رضای خداوند و بهروزی مسلمین با استماع آیات کتاب الله مجید را در نیت نداشته است. فرزند او، انور شحات محمد انور، از قاریان جوان و نامی است که در مسابقات بین المللی قرآن عربستان، در سال ۱۳۸۰ رتبه نخست را به خود اختصاص داد. او پنج بار از سوی دارالقرآن نیروی مقاومت بسیج و سازمان اوقاف و امور خیریه و شبکه قرآن سیما، برای تلاوت در ماه رمضان به ایران دعوت شده و در ۲۲ استان کشور به اجرای برنامه پرداخته است. انور شحات پدر را بهترین اسوه و الگوی خود می داند و معتقد است که وی هیچ گاه نمی تواند جای پدرش را در محافل قرآن پر کند.
همچنین محمودانور از دیگر فرزندان ایشان است که طی دو سال اخیر جهت تلاوت قرآن به ایران سفر کرده است و با تلاوت های زیبایش یاد و خاطره مرحوم شحات انور را گرامی می دارد، فرزندی که پدر را بهترین اسوه در قرائت و عمل به قرآن برای خود می داند.
استاد شحات محمدانور چهار سال به دلیل نوعی بیماری کبدی در محافل قرآنی تلاوت نمی کرد. استاد مدتی در بیمارستان خاتم الانبیاء (ص) تهران برای مداوا تحت نظر بود و سرانجام، ۲۳ دی ماه جان به جان آفرین تسلیم کرد.


تلاوت تحقيق قرآن کریم استاد شحات محمد انور  
احزاب نازعات نصر ۱
احزاب نازعات نصر ٢
اسراء ٣
ال عمران ٤
ال عمران ٥
ال عمران ٦
انشراح ٧
انعام ٨
انعام 80 ـ 54 ٩
انفطار ۱٠
انفطار حاقه معارج ۱۱
تحريم ۱٢
تحريم زلزال ۱٣
جمعه قصارالسور ۱٤
حجرات ۱٥
حمد ۱٦
دهر 22 ـ 1 ۱٧
دهر 22 ـ 1 ۱٨
شوري ۱٩
شوري واقعه انشراح ٢٠
ضحي ٢۱
ضحي عاديات ٢٢
طه 1 ـ 52 ٢٣
طه 1 ـ 52 ٢٤
طه 98 ـ 114 ٢٥
فاطر 24 ـ 1 ٢٦
فتح نازعات ٢٧
قارعه --- ناس حمد بقره ٢٨
قصص ٢٩
قلم حاقه معارج ٣٠
قمر رحمن قريش ٣۱
كهف ٣٢
كهف شمس ٣٣
مائده ٣٤
مائده ٣٥
نحل اسراء ٣٦
نساء ٣٧
نساء ٣٨
نساء ٣٩
نساء ٤٠
نساء كوثر ٤۱
نمل انشقاق ٤٢
قصار السور :

اخلاص  تكاثر  زلزال  عاديات  عصر  فلق  فيل  قارعه  قريش  كافرون  كوثر  ماعون  مسد  ناس  نصر  همزه

٤٣
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

معرفي راغب مصطفي غلوش

«راغب مصطفی غلوش»؛ احياگر فنون مصطفی اسماعيل در تلاوت قرآن كريم

 «راغب مصطفی غلوش» بارها به جمهوری اسلامی ايران سفر كرد كه اولين بار آن با استاد «محمد بسيونی» بود و البته تلاوت‌های زيبای خود را در آن برهه به اجرا گذاشت، تلاوت‌هايی كه به واقع بايد آن‌ها را ميراث جاودانه هنر تلاوت قرآن كريم دانست؛ گزارش زير ابعاد شخصيتی و فنی تلاوت‌های اين استاد را بررسی و تحليل می‌كند.

استاد «راغب مصطفی غلوش»

 بدون شك يكی از قاريان مشهور جهان اسلام كه در حال حاضر دوران كهنسالی خود را می‌گذراند و توانسته است احياگر واقعی سبك استاد «مصطفی اسماعيل» در تلاوت قرآن كريم باشد، «راغب مصطفی غلوش» از قاريان متأخر و البته بسيار ممتاز كشور مصر است.

استاد «راغب ‌مصطفى غلوش» در سال 1938 ميلادى در روستاى «برما»، مركز طنطا در استان غربى متولد شد، پدرش علاقه‌مند بود كه وى را به تحصيل علوم ابتدائى بفرستد تا صاحب مقامی بزرگ شود، در روستا مكتب‌هاى فراوانی وجود داشت و گرايش و رويكرد به آن‌ها كاملاً محسوس و ملموس بود و مردم در آن‌زمان از آن‌جا كه كلمه عالم جز به رجل دينى به ويژه امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را مى‌خواند اطلاق نمى‌شد، به حفظ قرآن كريم توسط فرزندانشان همت می‌گماشتند تا آن‌ها عالم شوند.

از اين ‌روی يكى از نزديكان به پدر او حاج «مصطفى غلوش» سفارش مى‌كند كه فرزندش راغب را به يكى از استادان حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بياموزد و به ‌خاطر اشتياق و تعصب دينى شديدى كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفى وجود داشت او با اين نظر موافقت كرد و به پسرش راغب سفارش كرد كه هر روز پس از درس به مكتب برود.

موهبت الهى شامل اين كودك هشت ساله شد و وی موضوع گفت‌و‌گوى اهل روستا به ويژه استادان حفظ و حفاظ شد و به خاطر صداى زيبايش تأثير به‌ سزائى در شدت اهتمام استادش به او و خيرخواهى و مراقبت دائمى از او داشت، چرا كه آينده روشنى در ميان مشاهير قاريان را از وى متوقع بود و همين مسئله باعث شد كه راغب تا قبل از 10 سالگى موفق به حفظ كل قرآن كريم شود و بعد از حفظ كامل قرآن، به يادگيری احكام آن تحت نظارت شيخ «عبدالغنى شرقاوى» در روستاى برما پرداخت.

درسن 14 سالگى آوازه وی به روستاهاى هم‌جوار رسيد و شهرتش تا به شهر طنطا، جايگاه عالمان هم رسيد، در رمضان سال 1953 دعوت‌هایى از روستاها و شهرهاى نزديك به روستا به او رسيد و در سن 15 سالگى به روستاى «محلةالقصب» در استان كفرالشيخ دعوت شد.

اين قارى جوان به‌ آن‌چه مى‌ديد و يا مى‌شنيد و به رقابت‌ها و مسابقاتى كه به علت شهرت و صدای زيبای استاد مصطفى اسماعيل بين قاريان در جريان بود اعتنایى نمی‌كرد و به‌ دنبال عوامل و قواعدى استوار بود كه در راه پيشرفت در قرائت قرآن او را ياری كند.

او به درستى دريافت كه بر طالب علم لازم است كه با كوشش و مداومت به سوی علم سعى كند، بنابراين استادى استوار و متين در علوم قرآن را جستجو كرد تا علم تجويد و قرائات را از او فرا گيرد.

وی به شهر طنطا رهسپار شد و به مؤسسه و آكادمى قرائات در مسجد احمدى ملحق شده و تحت نظر مرحوم استاد «ابراهيم طبليهى» به فراگيری علوم و فنون قرائت قرآن پرداخت.

 با «غلوش» بيشتر آشنا شويد
استاد «راغب‌مصطفى غلوش»، در سال 1938 ميلادى در روستاى «برما»، مركز طنطا در استان غربى متولد شد و پدرش نيز علاقه‌مند بود كه وى را به تحصيل علوم ابتدائى بفرستد تا صاحب مقامی بزرگ شود

خود استاد غلوش در اين‌باره می‌گويد: من با قرار دادن مصطفی اسماعيل به‌ عنوان الگو به‌ تقليد از وی پرداختم و با رفتن به شهر طنطا دنبال استادی در زمينه علم قرائات مى‌گشتم تا اين كه يكى از قراء معروف آن شهر مرا به مردى در مؤسسه احمدى راهنمایى كرد كه نامش مرحوم شيخ ابراهيم طبليهى بود كه نزد او تجويد و احكام قرائت قرآن را آموختم.

غلوش می‌گويد: من هميشه آرزو می‌كردم يك قاری مشهور و محبوب باشم و در آغاز بسيار به خود مغرور بودم و فكر می‌كردم كه چون صدای من شبيه صدای استاد «مصطفی اسماعيل» است، من نيز مانند او مشهور و محبوب خواهم شد.

راغب مصطفى غلوش توانست در سن نوجوانی و قبل از 18 سالگى براى خود مجد و عظمتى بيافريند، وی در سال 1958 ميلادی در حالی كه 20 سال داشت براى سربازى و ادای خدمت خوانده شد و به مركز آموزش اداره امنيت مركزى برای انجام خدمت سربازی فرستاده شد.

وی با يادآوری خاطرات آن روزها می‌گويد: با توجه به اين‌كه من به نيروهاى امنيت مركزى ملحق شده بودم در عين حال مرتب به مسجد امام حسين(ع) تردد می‌كردم و مشتاق بودم تا اگر شده حتى يك آيه در بزرگترين و مشهورترين مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر اين امر حريص بودم كه خود را به مسئولان مسجد عرضه كنم تا شايد برايم فرصتى پيش آيد تا 10 آيه‌اى قرائت كنم يا در اين مسجد بزرگ اذان بگويم.

استاد غلوش خاطرات خود را اين‌گونه ادامه می‌دهد: پس از مدتی با امام جماعت مسجد حسينى، شيخ «حلمى عرفه» آشنا شدم و نزد وی به تلاوت قرآن پرداختم كه باعث رضايت و خرسندی وی از تلاوت من شد، روزى فرصت را غنيمت شمرده و علاقه‌ خود را برای تلاوت قرآن در مسجد حسينی ابراز كردم و از وی خواستم كه به من براى قرائت قرآن قبل از اقامه نماز اجازه دهد، وی به من گفت: از آن‌جا كه شيخ «طه‌الفشنی» قاری مسجد است اگر تأخير كرد اين اجازه را داری كه به تلاوت قرآن بپردازی.

اين قاری ممتاز در ادامه خاطره خود می‌گويد: از خداوند خواستم كه شيخ طه‌الفشنى تأخير كند و گویى كه درهاى آسمان به تمامى بازگشته بود و خداوند دعوت مرا اجابت كرد و آن روز استاد الفشنی به علت كاری كه برايش پيش آمده بود تأخير كرد و موعد اذان نيز نزديك شد، در آن هنگام شيخ حلمى به من گفت: خود را برای قرائت قرآن آماده كن و خطاب به مسئول مسجد نيز گفت بگذار راغب قرآن را تلاوت كند.

استاد راغب مصطفی غلوش ادامه می‌دهد: اين موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حال روزه خوب و كشيده و زيبا مى‌شود و من شروع به تلاوت 10 آيه اول سوره الحاقة كردم و فضای مسجد منقلب شد تا آن‌جا كه من شبيه خيمه‌اى در وسط ميدان شدم و در قرائت فرو رفتم چرا كه مردم با گفتن «الله يفتح عليك»، «يبارك فيك»، «تانى‌الآية» به من شجاعت مى‌بخشيدند و من آيات را بنا به ‌خواست افراد موجود در مسجد بيش از يك‌ بار خواندم و زمان تلاوت به بيش از نيم ساعت رسيد، من به پادگان برگشتم در حالی كه شادى‌ام وصف ناشدنى و اعتماد به ‌نفسم از اين‌كه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذار كرده بودند زياد شده بود، به من براى خروج در هر زمانى اجازه مى‌دادند و من به مسجد امام حسين(ع) زياد رفت و آمد مى‌كردم و به واسطه اين مسجد شهرت پيدا كردم و با اين مسئله من خيلى خوشحال شدم چراكه در مسجدى قرائت مى‌كردم كه مرحوم «شيخ محمود خليل‌الحصرى» و مرحوم شيخ «طه‌الفشنى» در آن به تلاوت قرآن می‌پرداختند.

ورود به رادیو

استاد غلوش درباره چگونگی پيوستن خود به راديو می‌گويد: با قرائت در مسجد امام حسين(ع) زمينه پيشرفت من در زمينه تلاوت قرآن كريم فراهم شد و من به مسئولان دولتى شناسانده شدم، آن‌ها مرا به قرائت قرآن در حضور عامه مردم تشجيع می‌كردند و سبب از بين رفتن ترس و وحشت در وجود من شدند و عامل اصلی دعوت از من براى احياء مجالس حزن و ماتم در قاهره برای تلاوت قرآن شدند كه در آن مجالس با مشاهير قاريان راديو مانند استاد «مصطفى اسماعيل»، استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد»، استاد «حصرى» و غيره آشنا و همراه مى‌شدم.

استاد غلوش می‌افزايد: از ميان كسانى كه به مسجد حسينى مى‌آمدند استاد «محمد امين حماد»، مدير راديو در آن وقت بود، در آن‌جا حاضران به او گفتند استاد حماد، به راغب نيز كارتى بدهيد تا بتواند به راديو بيايد و تقاضانامه ملحق شدن به راديو را پر كند، وی در همان‌جا به من كارتی را داد و گفت: فردا در دفتر من در ساختمان راديو نزد من باش، من به مسجد امام حسين(ع) رفتم و شيخ «حلمى عرفه»، سرهنگ «صلاح الالفى» و سرهنگ «محمد الشماع» را ديدم و هر سه با من براى رفتن نزد مدير راديو موافقت كردند، مدير راديو نيز به‌خاطر بودن آن‌ها نسبت به من حسن استقبال را داشت و من در آن‌جا تقاضانامه ورود به راديو را نوشتم.

 «راغب‌مصطفى غلوش»:
من هميشه آرزو می‌كردم يك قاری مشهور و محبوب باشم و در آغاز بسيار به خود مغرور بودم و فكر می‌كردم كه چون صدای من شبيه صدای استاد «مصطفی اسماعيل» است، من نيز مانند او مشهور و محبوب خواهم شد

استاد غلوش ماجرای پيوستن به راديو را اين‌گونه ادامه می‌دهد: بنابر تاريخی كه برای گرفتن تست از من اعلام شده بود به راديو رفتم، در آن‌جا می‌بايست نزد هيئت داوران امتحان می‌دادم، 160 قارى ديدم، آن‌ها به من گفتند: تو نگهبان هستى؟ (من لباس سربازى به تن داشتم) من گفتم من هم همراه شما هستم و براى امتحان آمده‌ام، آن‌ها تعجب كردند و بعضى از آن‌ها نيز براى من آرزوى موفقيت كردند.

غلوش درباره چگونگی گرفتن امتحان قرائت برای ورود به راديو اين‌گونه می‌گويد: هيئت داوران از دو قسمت تشكيل می‌شد، قسمتى براى صوت و ديگری براى قرائت قرآن، آن‌ها به من گفتند از اين قسمت بخوان «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزى الا مثلها و هم لا يظلمون»، من نيز به لطف خدا موفق شدم آياتی را كه به من داده شده بود به ‌خوبی تلاوت كنم، اعضاء هيئت برايم درود فرستادند و مرا به محافظت از صدايم توصيه‌ كردند.

استاد غلوش خاطره خود در پيوستن به راديو را اين‌گونه خاتمه می‌دهد: از مدت سربازى‌ام 20 روز مانده بود و من در صدد گرفتن گواهى پايان خدمت بودم و قبل از دو يا سه ماه انتظار معلوم شدن نتيجه را نداشتم، پس از گرفتن گواهى پايان خدمت به روستای برما برگشتم و با چيزى كه انتظار نداشتم مواجه شدم، اهل روستا استقبال غير منتظره‌اى از من كرده بودند، به آن‌ها گفتم قضيه چيست؟ گفتند: مگر اين خبر را نشنيده‌اى؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو با تيتر درشت در همه روزنامه‌ها درج شده است، آن‌ها مرا گروهبان قارى خطاب می‌كردند.

استاد «راغب مصطفی غلوش»

استاد راغب بيش از 30 سال متوالى براى قرائت كتاب روح‌بخش الهی به كشورهاى مختلف جهان از جمله كشورهای حاشيه خليج فارس و به ويژه امارات و كويت و نيز جمهوری اسلامی ايران سفر كرد و به اين نكته ايمان داشت كه اين مأموريت و رسالت سنگينى است كه به‌ نحو شايسته بايد آن را ادا كرد.

تحلیلی کوتاه درباره تلاوت‌های استاد «راغب مصطفی غلوش»

به درستی كه بايد استاد راغب مصطفی غلوش را احياگر فنون استاد مصطفی اسماعيل در تلاوت قرآن كريم دانست، وی با بهره‌گيری از سبك استاد مصطفی اسماعيل توانست سبكی زيبا و منحصر به فرد برای خود برگزيند، سبكی كه البته با تمام ظرافت‌های خود در بين قاريان جوان ما تا حدودی ناشناخته است.

غلوش البته به مانند قاريان متأخر كشور مصر علاقه‌ای به مبسوط‌خوانی مقام بيات در ابتدای تلاوت ندارد، وی پس از خواندن چند فراز ابتدايی در مقام بيات به مقام رست منتقل می‌شود و پس از اجرای آن مقام آن‌گاه اسكلت تلاوت خود را پی‌ريزی می‌كند.

تلاوت سوره احزاب اين استاد كه در ايران با زيبايی هرچه تمام‌تر اجرا شده است را می‌توان به عنوان نماد و سمبل تلاوت‌ها و نماينگر سبك وی در تلاوت قرآن دانست، تلاوتی كه در آن مقام صبا را با ظرافت فنی خاصی اجرا می‌كند.

غلوش از صدايی بم و با طنين بسيار زيبا برخوردار است و در تلاوت‌های خود حتی تا دو اكتاو صوتی را به اجرا می‌گذارد، پرده توسط صدای اين استاد فوق‌العاده زيباست و به طور معمول حالت طرب‌گونه‌ای را در دل‌های مخاطب بوجود می‌آورد كه البته اين معلول تحريرپذيری صدای استاد در اين پرده است.

استاد راغب مصطفی غلوش بارها به جمهوری اسلامی ايران سفر كرد كه اولين بار آن با استاد «محمد بسيونی» بود و البته تلاوت‌های زيبای خود را در آن برهه به اجرا گذاشت، تلاوت‌هايی كه به واقع بايد آن‌ها ميراث جاودانه هنر تلاوت قرآن كريم دانست.
منابع:

۱. «نگاهی به زندگانی قاريان مشهور قرآن كريم» نوشته مريم قاسم‌احمد

2. وب‌سايت قاريان قرآن كريم

3. وب‌سايت صدای قرآن

4. مصاحبه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با «محمدتقی مروت» درباره شخصيت و ويژگی‌های تلاوت قرآن «مصطفی اسماعيل» مورخه 22 دی‌ماه 1387

5. تلاوت‌های استاد راغب مصطفی غلوش

  
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط سهراب محمودي  | 

مطالب قدیمی‌تر